احمد منصورپوردهکاء

احمد منصورپوردهکاء

نام: احمد

نام خانوادگی: منصورپوردهکاء

نام پدر: جواد

تاریخ تولد: 1340/07/07

تاریخ شهادت: 1360/11/11

محل تولد: آستانه اشرفیه

محل مزار: دهگاه

شهرستان محل پرونده: آستانه اشرفیه

QR Code احمد منصورپوردهکاء

هفتم مهر 1340، در روستاي دهكا از توابع شهرستان آستانه   اشرفيه به دنيا آمد. پدرش جواد و مادرش عزت نام داشت. تا پايان دوره راهنمايي درس خواند. كشاورز بود. به عنوان ناوي­يكم ارتش در جبهه حضور يافت. يازدهم بهمن 1360، با سمت تك­تيرانداز در خرمشهر بر اثر انفجار مواد منفجره و اصابت تركش آن به سر، شهيد شد. مدفن وي در زادگاهش واقع است. 

بسم رب الشهداء
قسمتي از وصيت نامه سرباز شهيد برادر احمد منصورپور
شهادت پايانگر مرگ و مردگيهاست و شهدا يا با مرگ خود به اين مردگيها پايان دادند و ضامن ضربان قلب و تداوم خون رگهاي امت اسلامي گرديدند. شهدا خون خود را با خون ريخته شدن در محراب علي(ع) و خونهاي ؟؟؟ نيافته در دشت نينوا پيوند زدند و از نو نهرهاي اسلام را به جريان در آوردند به اسلام نيازمند به شهيد است و ما نيازمند به ارتقاء درجه معنوي و انسانيت نيازمند به تزريق خون و شهيدان مي گويند: اي زندگان پر شهادت ما نگرييد و هرگز متاثر نشويد بلكه شادمان باشيد زيرا كه ما به مطلوب خود رسيده و به منزلگا ه خويش راه يافتيم و در نزد خداي خويش روزي مي خوريم ما خوش نداريم كه به ما مرده بگويند زيرا ما زنده ايم و در برابر خداي خود ؟؟؟ آري برادران ما اينچنين بودند كه رفتند پس براستي سزاوار است كه تشنه ديدارشان باشيم. ما ياران و همراهان شهدائيم ما همچون تشنگان در كوير مانده و جام شهادت را مي جوئيم تا مانند آن گوارايي و جانبخشي شربت شهادت را به جان بچشيم. ما هرگز از صراطي كه شهيدان رفته اند باز نمي گرديم.
قسمتي از وصيتنامه ناوي وظيفه (ناوي يكم) احمد منصورپور، كه چگونه عشق به الله داشت و همينطور داوطلبانه به جبهه رفت و طي عملياتي كه با آرپي چي هفت و نارنجنك تفنگي و.. تلفاتي به كفار بعثي وارد ساخت و بعد از انجام عمليات در روز يكشنبه مورخه 60/11/11 در کربلا خونين شهر هدف رگبار و آماج گلوله و خمپاره هاي آمريكايي و روسي قرار گرفت و به درجه رفيع شهادت نائل آمد.
سلام بر پدر و مادر مهربانم روزي كه شنيدم به جبهه حق عليه باطل مي روم بسيار خوشحال شدم. قبل از هر چيز از شما خواهش مي كنم كه اگر شهيد شدم براي من ناراحت نباشيد و گريه نكنيد چون براي رضاي خدا و پيكار با كفار بعثي عراق و براي حفظ خون شهيدان گلگون كفنان و براي حفاظت از مرز و بوم كشور عزيز ايران و به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني به جبهه اسلام عليه كفر رفته ام و به امر امام عزيزمان لبيك گفته ام ـ پدر جان و مادر عزيز و مهربانم من هيچ وقت زحمتهاي شما را فراموش نخواهم كرد به مادرم بگو كه شيرش را بر من حلال كند من راهم را انتخاب كرده ام كه آن راه راه اسلام و قرآن است. و تنها كوشش من نبرد حق عليه باطل است. من از برادر و خواهر كوچكم مي خواهم كه اسلام راستين و علي گونه بياموزند و راهم را ادامه دهند ما سربازان اسلام پشتيبان برادران سپاه هستيم. بايد آنقدر بجنگيم و بكوشيم تا به ياري الله پيروز باشيم. تنها هدفم اين است كه اسلام  را پيروز سازم كفر را سرنگون پدر جان مي دانم كه شما مثل هر پدر ديگر آرزو داشتيد روزي برگردم و عروسي كنم ولي تنها عروسي من با شهادت است من شهادت را در راه خدا بهتر از عروسي مي دانم هر چند كه نمي توانم به آن درجه نايل شوم و شهادت را خداوند بزرگ نصيب هر كسي نمي كند. من شهادت را در راه حق و اهداف الهي را 
افتخارجاوذانی می دانم به قول امام خميني مكتبي كه شهادت دارد اسارت ندارد جاء الحق زهق الباطل ان باطل كان زهوقا ـ براستي كه باطل رفتني است چه بكشيم و چه كشته شويم در هر دو حال پيروزيم. مي روم كه تا با خون خود نهال انقلاب اسلامي را به ياري الله بارور سازم. من اكنون در جبهه كربلاي خونين شهر هستم و تا اين لحظه شهادت نصيبم نشده است. از هم اكنون با شما خداحافظي مي كنم و شايد ديگر شما را نبينم و نامه مرا به يادگار داشته باشيد و آن را پاره نكنيد. پيام مرا به همه مردم برسانيد و پيام من حفظ اسالم و پشتيباني از انقلاب و رهبر عاليقدر آن روح الله است.
شهيد قلب تاريخ است.
بكن تو حرف مو باور برادر رسيده صبر من آخر ـ كه دارم مي روم جبهه ـ نگيرم لحظه اي آرام ـ تا به جبهه شوم اعزام ـ تا جاري است خوني در رگهايم ـ مي جنگم در ؟؟؟ اسلام ـ كه دارم مي روم جبهه ـ پناه يار من الله ـ سلام توشه ام در راه امام باشد روح الله ـ كه دارم مي روم جبهه ـ چه باكي دارم از دشمن ـ لباس رزم كردم بر تن ـ چه غوغاي بپاست در من ـ كه دارم مي روم جبهه ـ تو اي دشمن چه بي رحمي ـ كن كم از خدا شرمي ـ زدم به قلب تو تيري ـ كه دارم مي روم جبهه

 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد