جعفر نوزادرودپشتی

جعفر نوزادرودپشتی

نام: جعفر

نام خانوادگی: نوزادرودپشتی

نام پدر: محمدطاهر

تاریخ تولد: 1344/12/03

تاریخ شهادت: 1367/04/21

محل تولد: آستانه اشرفیه

محل مزار: پائین رودپشت بالامحله

شهرستان محل پرونده: آستانه اشرفیه

QR Code جعفر نوزادرودپشتی

 سوم اسفند 1344، در روستاي پايين­رودپشت از توابع شهرستان آستانه   اشرفيه به دنيا آمد. پدرش محمدطاهر، كشاورز بود و مادرش تاجي نام داشت. تا اول راهنمايي درس خواند. كارگري مي­كرد. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور يافت. بيست و يكم تير 1367، در نه  ر عنبر توسط نيروهاي عراقي بر اثر اصابت تركش خمپاره به كمر و دست ، شهيد شد. مدفن وي در زادگاهش واقع است. او را حسن نيز مي­ناميدند.   

بسم  رب الشهدا و الصدیقین . اینجانب جعفر نوزاد جملاتی  هر چند  فشرده بعنوان  وصیت نامه  در این صفحه ذکر می نمایم . سلام بر مهدی موعود منجی عالم بشریت و نايب بر حق او امام امت و سلام بر انکسی که مرا براه حق تعالی  هدایت نمود و سلام بر آن که همیشه دعاهایم بر اوست اکنون گوشه ای از سنگر نشسته ام و این جملات را می نویسم که فهمیدگان همچون شهید فهمیده باشند . پدرم نمی دانم از کجا شروع  به وصیتم کنم هرچند که قابل وصیت را ندارم ولی به هر شخص مسلمان واجب است  وصیتی بکند آری پدرم شرمنده ام و نمی دانم از محبتهای شما چه بنویسم  آنقدر می دانم از دست دادن جوان مشکل می باشد  بر مزارم گریه کن تا اشکهای تو سنگ  فرش مرا بشوید و اسم من معلوم بشود و همگان اسم مرا بخوانند  و افتخار کن و سرت را بالا نگاه دار که خداوند عادل و دانا است پدرم اکنون  این جملات را می نویسم اشک از دیدگانم جاری است چه کنم  جنگ است بین اسلام و کفر . مادرم من هرگز محبتهای شما را از یاد نخواهم برد  که محبتهای زیادی برایم کردید من هرگز فراموش نخواهم کرد که در گرمای تابستان و سرمای زمستان آغوش تو بهترین پناهگاه برایم بود و از یاد نخواهم برد که شبها بر گهواره ام نشسته ای مرا از گریه کردن خاموش می نمودید و تو نیز خواب خویش را برایت حرام می کردی تا مرا به این روز برسانی من چگونه می توانم محبتهای شما را از یاد ببرم  مادرم می دانم با از دست دادن من نگران خواهی شد ولی راه من راه الله است و سفارش من این است که در راه خدا کوشا باشید که خداوند خود می داند بندگانش چه می کنند  امیدوارم مادرم در دلت  اصلا نگرانی راه ندهی  چون ناراحتی تو ناراحتی روح من است و خوشحالی تو نیز خوشحالی روح من است و شما برادران من بردبار باشید و ثابت قدم  راهی که رفته ام راه خدا است و این سفارش را دارم که راهم را ادامه دهید که پیروزی از آن  شما خواهد بود و شما ای خواهرانم از رفتن نگران نباشید و افتخار کنید که برادری چون من را در راه خدا داده اید  و خواهر  بزرگم من هرگز محبتهای شایسته شما را  از یاد نخواهم برد و تو نیز مثل مادرم چندین سال است که برایم زحمت کشیده اید و چه زخمها بود که  برایم نکشیده باشی  امیدوارم که حلالم کنید و هر شب جمعه بر مزارم بیایيد و از زمزمه یاد حسین (ع) سر دهید چون حسین (ع) تنها بوده است و اشک برای حسین (ع) بریزید که تا قبرم از اشکهای شما عطر آگین شود و شما ای دوستان و رفقایم که برای عزاداری من امدید خوش آمدید قدم رنجه فرمودید و امیدوارم که در طول  حیات زندگیم هر گونه بدی از من دیده اید حلالم کنید و ببخشید . و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته. ببوسم  دستت ای مادر که پروردی مرا آزاد - بیا با ما تماشا کن که فرزندت شده داماد - به حجله می روم شادم - ولی زخمی به تن دارم - به جای رخت دامادی لباس خون بر تن دارم - قلبم شده پر خون ز هجران تو مادر - فکرم شده اینگونه پریشان تو مادر - هر روز کنم از دوری روی تو افسوس - که دستم شده کوتاه از دامن تو مادر .
 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد