جعفر کاظم پناه سرکله

جعفر کاظم پناه سرکله

نام: جعفر

نام خانوادگی: کاظم پناه سرکله

نام پدر: خلیل

تاریخ تولد: 1340/06/01

تاریخ شهادت: 1365/07/07

محل تولد:

محل مزار: سرکله

شهرستان محل پرونده: رودسر

QR Code جعفر کاظم پناه سرکله

 يكم ارديبهشت 1340، در روستاي چلارس از توابع شهرستان رودسر به دنيا آمد. پدرش خليل، كشاورز بود و مادرش صالحه نام داشت. تا پايان دوره متوسطه در رشته رياضي درس خواند و ديپلم گرفت. پاسدار بود. سال 1363 ازدواج كرد و صاحب يك پسر و يك دختر شد. هفتم مهر1365، در جاده همدان - قزوين دچار سانحه رانندگي شد و بر اثر ضربه­مغزي به شهادت رسيد. مدفن وي در زادگاهش واقع است. 

بسمه تعالی 
(( خدایا- پروردگارا - معبودا- معشوقا - مولایم من ضعیف و ناتوان که تحمل درد از دست دادن پاهایم و دست هایم را ندارم چگونه تحمل عذاب تو را می توانم بکشم ))
(( خداوندا، ما با تو پیمان بستیم ما را بر این پیمانها استوار بدار ))‌ ((آمین رب العالمین))
بسمه تعالی     همسرم سلام 
اگر شهید شدم یادت نرود مادرم ( ننه ) را اول بدست خدا بعد بدست تو می سپارم یادت نرود مادرم را نگه دار برایم خیلی زحمت کشیده و کسی جزء به من امید نبسته بود امیدوارم که بعد از من از او نگهداری کنی 
محل دفن من در حیات در مسجد سر کله    وسلام      جعفر کاظم پناه 
بسم الله الرّحمن الرّحیم 
شب هنگام در سرزمین کربلا ترک نکنید که ((الدنیا بحن المؤمن و الجند الکافر است  ((‌جعفر کاظم پناه ))بسمه تعالی   
در تاریخ 64/12/23  حدود ساعت 12 بودم که به علت نخوردن غذا در شب گذشته و صبحانه خیلی گرسنه بودیم بهمراه برادر میرزایی کنار جاده نشستیم و با هم حرف می زدیم که کاش مقداری غذا داشتیم تا بخوریم در همین حال ماشینی از کنار ما عبور کرد مشاهده کردیم که چیزی از عقبش افتاد ماشین با سرعت رد شد و وقتی رفتیم تا ببینیم چه بود دو عدد نان لواش افتاده شکر خدا نمودیم و با همان نان سیر شدیم .   جعفر کاظم پناه    والسلام 
به خانواده ام : مبلغ 12500 تومان باید به مسجد سر کله جهت ساختن بدهم اگر شهید شدم این مبلغ را بدهید . در ضمن مرا در محل خودم در حیات مسجد سر کله دفن نمائید چون در دروران زندگیم خدمتی برای مردم محل نکردم باشد که با مرگم خدمتی به این مردم کرده باشم    
جعفر کاظم پناه   64/12/11
در شب 64/12/9 ما مشخص و تمام شب در معرض گلوله های توپ دشمن بود و در تاریخ 64/9/9 موضع توپ خانه شناسایی و همان روز و شب در معرض گلوله های دشمن بودیم در تاریخ 64/11/10 بعد از تفسیر موضع تمام اوقات روز معرض بمب باران جنگنده های دشمن قرار داشتیم .        (( جعفر کاظم پناه))
خودم را نزد برادر خانعلی پور رساندم . و همراه او به سنگری در زیر سنگ جای گرفتم که در این لحظه هواپیماهای عراقی ما را دیدند و به طرف ما کالیبر بستند و حدود یک متری ما را به کالیبر بستند که به لطف خدا هیچ آسیبی به من و بقیه برادران نرسید و البته خدا نخواست . و بعد از همان روز اطراف ما را بمباران کرد که به لطف خدا همه سالم ماندیم این خاطره ای بود که از این روز نوشتم و ساعت 6/45 دقیقه بعد از ظهر همان روز است که می نویسم    64/12/12   
جعفر کاظم پناه 
((بسمه تعالی))   
وصیت به خانواده ام 
همسرم سلام : اگر شهید شدم علی و کوچولوی دیگری که اگر پسر شد اسمش را خلیل و اگر دختر شد اسمش را زینب بگذارید . در ضمن خانه ای که برای ما می سازند اسم علی سندش را بنویس 
بسمه تعالی   
در تاریخ 64/12/23 بر اثر موج انفجار به سنندج منتقل شدم و در بیمارستان توحید بستری گردیدم و تا تاریخ 64/12/25 بستری بودم که بحمد اله حالم خوب شد . تا چند روز استراحت که دکتر نوشته بود جهت استراحت قرار شد به شمال بروم . 
 جعفر کاظم پناه 
 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد