كدشناسايى :1505410
كدبايگانى :6613013
نام :خسرو
نام خانوادگى :عبدالهى
نام پدر :رحمتعلى
تاريختولد :15/06/1347
ش.ش :678
محلصدورشناسنامه :رودسر
تاريخ شهادت :29/08/66
نوع حادثه :حوادثمربوطبهجنگتحميلى
شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسطدشمندرجبهه
استان :بنيادشهيداستانگيلان
شهر :ادارهبنيادشهيدرودسر
وصيتنامه :بسم رب الشهداء((وصيتنامه پاسدار شهيد خسرو عبدالهى))با سلام به رهبر كبير انقلاب امام امت خمينى كبير و با سلام بر تمامى شهداى انقلاب اسلامى و با سلام بر رزمندگان اسلام.
پدر و مادر عزيز و ملت قهرمان ايران بالاخص شهر شهيدپرور املش اينك وصيتنامهام را آغاز مينمايم.
پدر و مادر عزيزم سلام عليكم اميداست كه مراحلال كنيد و مرا بعنوان فرزند كوچكتان قبول كرده باشيد پدر ومادر اينك زمانى الوداع ما رسيده است .
پدر و مادر عزيزم زمان زمان مهدى. زمان زمان خون قيام است در اين موقع هر كسى كه بيدار شد ميداند اسلام چيست و چه چيز ميگويد من خودم را از خواب غفلت بيدار ساختهام و خودم را يك فرد حزبالله جامعه ميدانم و اين تشخيص را دادهام كه هر وقتى اسلاممان اماممان احتياج به ما داشته باشد بايد به يارى او بشتابيم و من به سوى اسلام به سوى آسمانها، به سوى درياى بيكران از خون پرواز كردهام.
پدر و مادر، ملت قهرمان اين زمان زمانى است كه همه مان بايد به يارى اسلام بشتابيم هر كسى شتافت پيروز شده است زمان زمانى است كه انسان بايد خود را بسازد و يك فرد لايقى براى اجتماع باشد من اين را فهميدهام كه بايد با كفر جنگيد و آنها را نابود ساخت و خواهيم ساخت و اگر هم كشته بشويم پيروز هستيم امام عزيزمان اين را فرموده است كه ما اگر كشته شويم چه بكشيم پيروز هستيم من هم به فرمان امام عزيزمان لبيك گفتهام و به سوى معبود ميروم به سوى كسى كه مرا آفريد و او بندگانش را آزمايش ميكند من فكر ميكنم در اين امتحان قبول شدهام گرچه گناهان بزرگى مرتكب شدهام و اين را ميدانم كسانيكه در راه خدا شهيد ميشوند گناهانشان بخشيده ميشود من خودم را مانند يك پرنده به سوى آسمانها پرواز ميكند احساس ميكنم و سبكى بدنم را لمس ميكنم.
در نمازهايتان امام عزيزمان را دعا كنيد تنها آرزويم اين بود كه شهيد بشوم شهيد در راه خدا خوستهام از شما اين است كه اماممان را تنها نگذاريد اگر من شهيد شدم هيچ ناراحت نباشيد و افتخار كنيد كه فرزندتان در راه خدا شهيد شده است.
از برادرانم ميخواهم از من راضى باشند و از تمامى دوستان و آشنايان ميخواهم كه مرا حلال كنند.
از دوستانم ميخواهم كه شبهاى جمعه بر سر قبرم بيايند و فاتحهاى بخوانند شايد خدا گناهانم را ببخشد.
از خواهرانم خطاب به همه خواهران ميخواهم حجاب اسلامى را رعايت كنند كه با حجابتان شهداء را از خود راضى كنيد.
از مادرم ميخواهم كه مرا حلال كند ميخواهم كه مثل زينب صبر داشته باشى وخداوند صابران را دوست دارد از تو ميخواهم شكيبا باشى و استقامت كنى در برابر حرفهاى پوچ بعضى از اين فريبخوردهها.
من از اين فريبخوردههاى جاهل ميخواهم كه به راه اسلام برگردند (منظور بىتفاوتها) چون ميدانم اگر پشت به اسلام كنند نابودخواهند شد در حال پايان رسانيدن وصيتنامهام هستم دوست دارم جنازهام مثل ساير شهداء در بيابانها باشد و من هم مثل آنها گمنام بميرم.
جنازهام رادر وادى شهداى املش در كنار ساير شهداء دفن نمائيد ـ مرا حلال كنيد
خداحافظ شما ـ فرزند حقير شما خسرو عبداللهى
خدايا ـ خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار آمين امام خمينى اسلام با خون رشد كرده است.