احمد صنایع پرکار

احمد صنایع پرکار

نام: احمد

نام خانوادگی: صنایع پرکار

نام پدر: عیسی

تاریخ تولد: 1340/07/01

تاریخ شهادت: 1365/10/27

محل تولد: لنگرود

محل مزار: دهنه سرسفیدرود

شهرستان محل پرونده: آستانه اشرفیه

QR Code احمد صنایع پرکار

 يكم مهر 1340، در روستاي دهنه  ­سر از توابع شهرستان لاهيجان به دنيا آمد. پدرش عيسي، كشاورز بود و مادرش شهربانو نام داشت. تا پايان دوره ابتدايي درس خواند. سال 1359 ازدواج كرد و صاحب يك پسر و يك دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. بيست و چهارم دي 1365، با سمت فرمانده گروهان در شلمچه بر اثر اصابت تركش خمپاره به سر و دست، شهيد شد. مدفن وي در زادگاهش واقع است. 

با پيشوايان كفر بجنگيد كه هيچ پيماني براي انان نيست(قران كريم
وصيت نامه برادر پاسدار شهيد احمد صنايع پركار
   بسم الله الرحمن الرحيم
ان الله....يحب الذين يقاتلون في سبيله الله صفا كانهم بنيان مرصوص

بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان و به نام او كه ما را از هيچ بودن بوجود اورد و با لطف و محبت خود
به بندگانش به ما زندگي بخشيد و در اين زندگي راه چگونه زندگي كردن را نيز به ما نشان داد و ستايش
خدايي را كه به ما شناختي عطا كرد كه ما هم خود را در صف جهادگران راه خدا قرار دهيم و از خداوند 
رحمان مي خواهم كه اين بنده ي گناه كار را هم به پيشگاه خود بپذيرد هم اكنون كه قلم بدست گرفته ام
و وصيت نامه خود را بروي كاغذ مي اورم يك رزمنده اي هستم در جبهه حق عليه باطل و ساعاتي ديگر به 
عمليات نمانده است و ساعتهايي است جز به معشوق خود به هيچ چيز ديگري فكر نمي كند . اري
عاشقان را سر شوريده به پيكر عجب است            دادن سر نه عجب عجب داشتن است
تيغ بارد انجا اگر بود جلوه دوست     سر ندادن ز وفا در دم خنجر عجب است
بار الهاهم اكنون كه فاصله ي من با تو نزديك مي شود من خودم را چقدر خار مي نگرم و چقدر خودم را سياه چهره 
مي بينم بار الها من چگونه مي توانم به نزد تو حاضر شوم با اينكه بار گناهانم بر من سنگيني مي كند و از حركت
خود بسوي تو را كند مي كند خدايا  معبودا من بنده ي شر منده ي تو ام و از تو مي خواهم به بزرگي كرمت مرا ببخش
و مرا در صف كساني كه به پيشگاه تو پناهنده مي كني قرار دهي اللهم ااجعلني من جندك فان جندك
هم الغالبون -بار الها مرا از لشكريان خود قرار ده و اجعلني من حزبك فان حزبك هم المفلحون 
و مرا از حزب خود به حساب اور كه حزب تو رستگارند

و اجعلني من اوليائك فان اوليائك لا خوف عليهم ولا هم يحزنون
اما سخني با كساني كه حرف ها ي مرا از روي كاغذ مي خوانند دارم
اي مردم مسلمان اي جوانان حزب الله و اي همه ي كساني كه بصورت انسان جستجوي گمشده خود هستيد
و نمي توانيد گمشده خود را پيدا كنيد و دنيا را اشتباهي گرفته ايد و دل به هيچ و پوچ اين دنياي فريبنده 
بسته ايد من كه يك جواني 25 ساله بيش نيستم و الان زماني است كه دنيا و شيريني هاي فريبنده مرا محاصره 
خود كرده اند و مي خواهند خودشان را بجاي گمشده ام معرفي كنند و مرا ديوانه خود سازند .ولي من
در اين ميان انها را نيز شناختم و به شما هم مي گويم ابنها همه موقت و تمام شدني هستند اين دنيا به هيچ كس 
وفا نمي كند و اكثريت مردم را در خودش غرق كرده است و همه را گرفتار كرده است معشوق و گمشده اصلي همه
انسانها خداوند بزرگ است و همه بايد به نزد او برويم مگر غير از اين است كه قران 
كريم مي فرمايد  انا الله و انا اليه راجعون  بياييد پيروان واقعي قران باشيم
اي مردم پيرو حق باشيد گوش به فرمان امام امت ان پير جماران كه جز حق و حرف خداوند
حرف ديگري نمي زند باشيد  امروز همه ي ما در حال امتحان دادن هستيم  اري دنيا مزرعه اخرت 
است هرچه كه در اين دنيا كاشتي در اخرت برداشت خواهي كرد.در ادامه صحبتي هم با پدر و مادر عزيز
دارم.:پدر و مادر جان من براي شما يك فرزند خوبي نبودم و انطور كه حق شما بود من اداي وظيفه نكردم 
من نتوانستم رضايت شما را بجا بياورم  مادر عزيزم من چگونه مي توانم از تو طلب بخشش كنم با اينكه هيچ نتوانستم 
حق مادري تو را انجام دهم شما براي بزرگ كردن من زحمتهاي زيادي كشيده ايد و من به تو افتخار مي كنم 
كهشير تو و پرورش تو باعث شد كه من هم اكنون اين را ه  را انتخاب كنم مادر جان بدان كه من خيلي 
دوست داشتم و دارم و اما پدر عزيزم با رنجهاي زيادي ما را بزرگ كرده اي تو پدر خوبي برايم بودي چرا
كه با اين همه مشكلات مادي و غيره از شروع انقلاب با ما بودي و تحمل تمام مشكلات را كردي و هم اكنون 
هم در خط انقلاب قرار داري افرين برتو پدر خوبم من هميشه به تو افتخار كرده ام و از تو مي خواهم گوش 
به فرمان امام عزيز عزيز باشي و راه اسلام را بگيري تا اينكه درنزد خداوند سر بلند باشي
اما اي همسر عزيزم سلام بر تو اي كسي كه شريك زندگي ام هستي و در تمام مشكلات با من شريك بوده اي
كسي كه مدتهاي زيادي به تنهائي و رنج به سر بردي ولي وقتي به من مي رسيدي به رخت نمي اوردي
تا اينكه من ناراحت نباشم و از ادامه راهم باز نمانم افرين بر تو همسر خوب و مهربانم 
براي رضاي الله هميشه مرا براي ميدان نبرد بدرقه مي كردي و اشكهاي چشمانت را در پنهان پاك مي كردي 
تا اينكه من تو را با چشم گريان نبينم افرين بر تو كه جاي خود را در ان دنيا خريدي همسر عزيزم تو هم 
اكنون پيش فاطمه زهرا(س)رو سفيد هستي و من به تو افتخار مي كنم اما تو بايد مرا ببخشي چرا كه من نتوانستم 
يك شوهر خوبي باشم و از تو مي خواهم كه مرا ببخشي
همسر خوب من از تو مي خواهم كه فرزندانم را بخوبي تربيت كني و بجاي من هم پدر باشي و هم مادر من دوست دارم كه ابوذر هم مثل پدرش باشد 
و راه شهدا را ادامه دهد و فاطمه خانوم هم يك دختر با حجاب و پاك دامن باشد
و تو بايد اين بار سنگين را بدوش بكشي و بدان كه من از تو راضي هستم و تو بهترين يار و ياورم در 
زندگي بودي
همسر عزيزم از تو مي خواهم بعد از شهادت من بي تابي نكني بدان كه من بجايي رفته ام كه همه ي شهدا انجا هستند 
و جايي است كه خداوند به ما وعده داده است پس اين راه ديگر نگراني ندارد و از تو 
ميخواهم كه فرزندانم را چشم به راه نگذاري و نگويي كه بابا مي ايد به انها بگو كه پدرشان چه راهي را
انتخاب كرده بود و براي چه خونش را به زمين ريخته است و بگو كه من هميشه شما را دوست داشتم ولي 
چكنم كه دوستي با خداوند بهتر از همه ي دوستي هاست

ان كس كه تو را شناخت جان را چه كند
فرزند و عيال و خانمان را چه كند
ديوانه كني هردو جهانش بخشي 
ديوانه تو هردو جهان را چه كند

در اخر صحبتهايم با همه ي شما عزيزان اخرين خداحافظي را ميكني و از همه ي شما مي خواهم هرگونه بدي كه 
از من ديده ايد مرا حلال كنيد و ببخشيد
                        والسلام علي عبادا...الصالحين
              وصيت نامه ي احمد صنايع پركار - عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شهرستان لنگرود65/10/3
                     خدايا خدايا تا انقلاب مهدي   خميني را نگه دار  


 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد