عزیز کاموردریاکناری

عزیز کاموردریاکناری

نام: عزیز

نام خانوادگی: کاموردریاکناری

نام پدر: محمدرضا

تاریخ تولد: 1344/07/01

تاریخ شهادت: 1363/09/02

محل تولد: لنگرود

محل مزار: دریا کنار 1

شهرستان محل پرونده: لنگرود

QR Code عزیز کاموردریاکناری

یکم مهر 1344، در روستای دریاکنار از توابع شهرستان لنگرود به دنیا آمد. پدرش محمدرضا، کشاورز بود و مادرش سیده صدیقه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته ریاضی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. دوم آذر 1363، در مریوان توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر، شهید شد. مدفن وی در زادگاهش واقع است.

بنام الله هستی بخش روح الله و پاسدار حرمت خون شهداء با سلام و صلوات بر حضرت محمد رسول الله (ص) و وصی اوعلی ولی الله و باسلام بر امامان راستین و بحق تشییع و باسلام بر امام امت رهبر انقلاب پاسدار روحی ظلم شکن با تقوای حامی ارزشهای الهی ، زاهد شب و شیر روز و با سلام به ارواح پاک و مقدس شهدای نهضت جهانی اسلام از سمیه و یاسر تا شهدای خونین پیکر انقلاب اسلامی ایران با سلام ، سلامی به عظمت کوهها و به بزرگی دریا و به صلابت و استواری امام پرخروشمان به همه مجاهدان و جهادگران و رزمندگانی که با ایثار عزیزترین هستی خود یعنی جان می روند تا با سرنگونی صدام خائن و نجات کربلا و راه قدس عزیز را بگشایند ، و باسلام بر تو ای مادر که عزیز ترین عزیزها هستی و بعد از خدا مهربانترین مهربانان من به وجود تو افتخار می کنم که در نزد تو اینچنین تربیت شدم که توانستم در هنگام جوانی خدمت ناچیزی به اسلام کنم و چنان مرا تربیت کردی که بتوانم براه علی اکبر را ادامه دهم که چه کشته شوم و یا سلام باشم برای تو افتخار است ، و با درود به تو ای پدر زحمت کش که همچون ابراهیم فرزند خود را به فرمان خدا به قربانگاه فرستادی ، بدان و آگاه باش که اسماعیلت مرگ را جز سعادت و افتخار در راه خدا و زندگی را جز جهاد در راه عقیده نمی داند ، پدر و مادرم من براساس آگاهی و شناختی که از انقلاب اسلامی و رهبر داشتم پای در این راه که راه اسلام و قرآن است نهادم و در حالیکه دشمنان اسلام به همه چیزمان چنگ انداخته اند و قصد نابودی اسلام عزیز را دارند من سکوت را جایز نمی دانستم و مرگی بهتراز شهادت برایم نبود و با سلام بر شما خواهران عزیزو مهربان ، از اینکه نتوانستم در برابر زحمات شما حق شما را ادا نمایم پوزش می طلبم و من بعنوان یک برادر شهید از شما می خواهم که حجاب اسلامی و عفت و پاکدامنی را در زندگی کاملاً رعایت کرده و همیشه به فکر خدا و قیامت باشیدو عبادات اسلامی را همیشه به جا آورید و خود را وابسته به امور مادی، که همگی مادی هستند نکنید و با سلام به تو ای برادرم علی ، از اینکه در بعضی اوقات نسبت به شما به احترامی می کردم پوزش می طلبم و از شما می خواهم که راهم را ادامه دهید و سلاحم را بر زمین نگذارید و سنگرم را خالی نکنید.سعی کن در سنگر مدرسه با درس خواندنت و با تلاشت و در سنگر مسجد با عبادتت امید امپریالیسم را به یاس مبدل نمایی ، حال به عنوان یک شهید چند کلامی با امت حزب الله علی الخصوص با اهالی محترم دریا کنار دارم 1- لازمترین سفارشهایم به شما اینست که در هر کجا که هستید خدا را یک آن و یک لحظه فراموش نکنید. 2- سعی کنید با پیروی از فرامین حضرت امام او را قوت قلب داده ، و این اطاعت فقط برای رضای خدا باشد نه چیز دیگر 3- از اهالی مسلمان و متعهد روستاها می خواهم که ازانجمن های اسلامی و نهادهای انقلابی که امیدی برای صدور انقلابند با جدیت تمام پشتیبانی کنند 4- انگیزه اصلی رفتنم به جبهه فقط برای رضای حق تعالی بوده است نه چیز دیگر ، لذا بعضی افراد نادان که می گویند اینها فقط نبی طرد دنیا به جبهه می روند از دوستانم می خواهم که هنگام دفن دستهای مرا باز بگذارند تا این افراد مال پرست و دنیا دوست بدانند که من چیزی از امور مادی که همگی فانی هستند با خود به قیامت نبرده ام . 5- جسد مرا در گلزار شهدای روستای دریا کنار در کنار دیگر شهدا به خاک بسپارید ، و ما را از دعای خیر و قرآن در شبهای جمعه فراموش نکنید.اما ای مادر م تنها آرزویت این بود که مرا روزی داماد کنی ، اما سخن من در رابطه با ازدواج سخن اکثر شهدا یی است که می گویند ، عروس من شهادت است و صفیر گلو در دوجبهه عقدمان را خواهد خواند و امت حزب الله با مشتهای گره کرده ما را بدرقه خواهند کرد وصیتی دارم که وقتی خبر شهادتم به شما رسید همانند یک خانواده شهید رفتار کنیدو از شیون و زاری بپرهیزید که دشمن ما را می نگرد و خوشحال می شودکه زهری در کام انقلاب ریخته و قلبی را به آتش کشیده است ، دیگر سخنی ندارم و سلام گرم مرا به همه دوستان و آشنایان علی الخصوص به برادر اسیرمان عباس صیادی که انشاالله با سقوط صدام و حزب کثیف بعث آزاد خواهد شد برسانید.از همه طلب مغفرت و حلال بودن می طلبم .بنده روسیاه خدا ، عزیز کامور خدایا ،خدایا ، تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار . وصیتنامه شهید کامور این وصیتنامه ها انسان را میلرزاند و بیدار میکنه.(امام خمینی) بنام الله هستی بخش روح الله و پاسدار حرمت خون شهدا باسلام و صلوات بر حضرت محمد رسول الله(ص)و وصی او علی ولی الله و با سلام بر امامان راستین و بحق تشیع و با سلام بر امام امت رهبر انقلاب پاسدار وحی ظلم شکن با تقوی حامی ارزشهای الهی زاهد شب و؟؟؟روز و با سلام به ارواح پاک و مقدس شهدای نهضت جهانی اسلام از سمیه و یاسر تا شهدای خونین پیکر انقلاب اسلامی ایران و باسلام،سلامی به عظمت کوهها و به بزرگی دریاها و به صلابت و استواری امام پر خروشمان به همه مجاهدان و جهاد گران و رزمندگان که با ایثار عزیزترین هستی خود یعنی جان میروند تا با سرنگونی صدام خائن و نجات کربلا راه قدس عزیز را بگشایند.و با سلام بر تو ای مادر که عزیزترین عزیزها هستی و بعد از خدا مهربانترین مهربانها،من به وجود تو افتخار میکنم که در نزد تو اینچنین تربیت شدم که توانستم در هنگام جوانی خدمت ناچیزی به اسلام کنم و چنان مرا تربیت کردی که بتوانم راه علی اکبر را ادامه دهم که کشته شوم و یا سالم باشم برای تو افتخار است.و با درود به تو ای پدر زحمتکش که همچون ابراهیم فرزند خود را به فرمان خدا به قربانگاه فرستادی و بدان و آگاه باش که اسماعیلت مرگ را جز سعادت و افتخار در راه خدا و زندگی را جز جهاد در راه عقیده نمی داند. پدر و مادر م من بر اساس آگاهی و شناختی که از انقلاب اسلامی و رهبر داشتم پای در این راه که راه اسلام و قرآن است نهادم و در حالیکه دشمنان اسلام به همه چیزمان چنک انداخته اند و قصد نابودی اسلام عزیز را دارند من سکوت را جائز نمی دانستم و مرگی بهتر از شهادت برایم نبود. و با سلام به شما خواهران عزیز مهربان از اینکه نتوانستم در برابر زحمات شما حق شما را ادا نمایم پوزش می طلبم و من بعنوان یک شهید از شما می خواهم که حجاب اسلامی وعفت و پاکدامنی را در زندگی کاملا رعایت کرده و همیشه به فکر خدا وقیامت باشید.و عبادات اسلامی را بجای آورید و خود را وابسته به امور مادی که همگی فانی هستند نکنید و با سلام به تو ای برادرم علی از اینکه در بعضی اوقات نسبت به شما بی احترامی کردم پوزش می طلبم و از شما می خواهم که راهم راه ادامه دهید و اسلحه ام را بر زمین نگذارید و سنگرم را خالی نکنید.سعی کنید که در سنگر مدرسه با درس خواندنت و با تلاشت و در سنگر مسجد با عباددتت امید امپریالیسم را به یاس مبدل نمائی حال به عنوان یک شهید چند کلامی با امت حزب الله علی الخصوص با اهالی دریاکنار دارم. 1-لازمترین سفارشهایم به شما این است که در هر کجا هستید خدا را یک آن و یک لحظه فراموش نکنید. 2-سعی کنید با پیروی از فرامین حضرت امام او را قوت قلب داده و این اطاعت فقط برای رضای خدا باشد نه چیز دیگر.3-از اهالی مسلمان و متعهد روستاها می خواهم که از انجمنهای اسلامی و نهاد های انقلابی که امیدی برای صدور انقلابند با جدیت تمام پشتیبانی کنند.4-انگیزه اصلی رفتنم به جبهه فقط برای رضای حق تعالی بود نه چیز دیگر لذا از بعضی افراد نادان که میگویند اینها فقط بخاطر دنیا به جبهه میروند از دوستانم می خواهم که هنگام دفن دستهای مرا باز بگذارند تا این افراد مال پرست دنیا دوست بدانند که من چیزی از امور مادی که همگی فانی هستند با خود به قیامت نبرده ام .5-جسد مرا در گلزار شهدای دریاکنار در کنار دیگر شهدا بخاک بسپارید و ما را از دعای خیر و قرآن در شبهای جمعه فراموش نکنید.اما ای مادرم تنها آرزوی تو این بود که مرا روزی داماد کنی اما سخن من در رابطه با ازدواج سخن اکثر شهیدانی است که میگویند:عروس من شهادت است و صفیر گلوله در جبهه عقدمان را خواهد خواند و امت حزب الله با مشتهای گره کرده ما را بدرقه خواهد کرد.دوست دارم که وقتی خبر شهادتم به شما رسید همانند یک خانواده شهید رفتار کنید و از شیون و زاری بپرهیزید که دشمن ما را مینگرد و خوشحال میشود که زهری در کام انقلاب ریخته و قلبی را به آتش کشیده است.دیگر سخنی ندارم و سلام گرم مرا به همه دوستان و آشنایان علی الخصوص به برادر اسیرمان عباس صیادی که انشاءالله با سقوط صدام و حزب کثیف بعث آزاد خواهد شد برسانید.از همه طلب مغفرت و حلال بودن می طلبم بنده رو سیاه خدا:عزیز کامور (شعری درباره سرباز از برادر غلامرضا رحمدل) فروغ حمله تو جلوه گر شده سرباز شب گرفته یاران سحر شده سرباز چو برق رزم تو سر زد چه باک از شب مرگ دگر تهاجم ظلمت بسر شده سرباز یزید تا بن دندان مسلح است بتاز اگر به کربوبلایت نظر شده سرباز بتاز سنگر ابلیس را به آتش کش کنون که خصم چنین خیره سر شده سرباز سلاح گیر وشبیخون به قلب دشمن زن که بر حریم وطن حمله ور شده سرباز یلان به ماریه یکسر زره به تن پوشید ترا قبای شهادت به بر شده سرباز الا قبیله خون قبله عشق شهامت تو به دوران سمر شده سرباز سپاه سفله دون راتوان ماندن نیست چنین که ضربه تو کارگر شده سرباز یلا:چکامه تکبیر برکش از رگ جان که مکر وکید خسان بی اثر شده سرباز

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد