ابوالحسن ترنجد

ابوالحسن ترنجد

نام: ابوالحسن

نام خانوادگی: ترنجد

نام پدر: حسین

تاریخ تولد: 1346/06/12

تاریخ شهادت: 1366/10/21

محل تولد: لنگرود

محل مزار: خالکیاسر

شهرستان محل پرونده: لنگرود

QR Code ابوالحسن ترنجد

دوازدهم شهریور 1346، در روستای خالکیاسر از توابع شهرستان لنگرود به دنیا آمد. پدرش حسین، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. خواندن و نوشتن نمیدانست. ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. بیست و یکم دی 1366، در سومار توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مدفن وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

بسمه تعالی 
با سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیان گذار جمهوری ايران 
به شهیدان به خفته کربلای حسین تا کربلای خمینی و با سلام .
که در باران گلوله در خط مرزی جانبازی که میان سنگرها نشسته اند و با سلام درود به خانواده های شهدا که داغ جوانان خود را تحمّل کرده اند وصیّت نامه ام را شروع می کنم هدف من به جبهه آمدن این است که خدمت کوچکی برای دین اسلام و برای پایداری مملکت اسلامی دفاع کنم و  حاضرم جان خود و خون خود را بریزم تا مزدوران و خاک میهن اسلام ما تجاوز نکند و آرزو دارم پرچم جمهوری اسلامی در تمام نقاط ایران با سربلندی مملکت درسره ميازده شود مادرم ناراحتی برای شهید شدنم نداشته باشید ناراحتی برای امام حسین (ع) داشته باشید بخاطر دین اسلام سرش را از دست داد چون که نگذارد یزید و یارانش به دین ما ضربه بزنند از انجمن اسلامی خالکیاسر می خواهم که کاری کنند مردم از شماها ناراضی نباشند و به مراسم دعای کمیل را در مسجد خالی نکنید و جمع شدن شما در مسجد ویاری کردن از حضرت علی به دعای کمیل شرکت کنند و از خواهران محل و محلهای دیگر می خواهم با حجاب مقدس خود مثل زینب وارد مسجد بشوند به دعای کمیل شرکت کنند تا دشمنان اسلام چشمشان کور شود و از حجاب مقدس شما شکست بخورند و هیچ کاری از دشمن اسلام نمی توانند بکنند ما بخاطر شما به جبهه رفته ایم ما بخاطر ملّت به جبهه رفته تا اسلام مان را ضربه وارد نکنند حجاب خواهران را از بین نبرند پدر و مادرم و برادر و خواهرانم از شما می خواهم که صبر داشته باشید تا دیگران را به صبر دعوت کنید از برادرانم می خواهم سنگر من خالی شده و اسلحه من به صحرا افتاده و از دوستان جدا شده ام از شما می خواهم که بروید سنگر جای خالی من را پر کنید و اسلحه من در صحرا افتاده بدست بگیرید و پیش دوستان و برادران مبارزه با مزدوران بعثی صهیونستی جنگ و صبر واستقامت کنید و از خواهرانم می خواهم که حجاب خودشان را رعایت کنند تا منافقین از صبر و تحمّل شما به حجاب شما چشمانشان کور می شود و از کلیه همرزمان پدران برادران خواهران و از پدر و مادرم و برادر و خواهرانم می خواهم که مرا ببخشید تا من نیز در جوار شهدای صدر اسلام بپیوندم و در آخر با همه دوستان و فامیلان و پدر و مادرم و برادر و خواهرانم خداحافظی می کنم و شما را به خدای بزرگ می سپارم والسلام خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار جنگ جنگ تا پیروزی  مرا در کنار پسر خاله ام کاظم حسنی دفن نمايید متشکرم . مورخ 63/8/23
 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد