موسی رئوفی چافی

موسی رئوفی چافی

نام: موسی

نام خانوادگی: رئوفی چافی

نام پدر: سلیمان

تاریخ تولد: 1348/03/01

تاریخ شهادت: 1366/08/07

محل تولد: لنگرود

محل مزار: پائین چاف

شهرستان محل پرونده: لنگرود

QR Code موسی رئوفی چافی

یکم خرداد 1348، در روستای چاف از توابع شهرستان لنگرود به دنیا آمد. پدرش سلیمان، کشاورز بود و مادرش بمانی نام داشت. تا دوم ابتدایی درس خواند. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. هفتم آبان 1366، در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر، شهید شد. مدفن وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

بسم‌الله الرحمن الرحیم

«إِنَّ أَكْرَمَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ»

گرامی‌ترین مرگ‌ها، شهادت در راه خداست.

«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ»

خداوند دوست دارد کسانی را که در راه او از جان و مال خویش می‌گذرند.

به نام خداوندی که جهان را آفرید و خلق کرد زمین و آسمان را و آفرید ما را از خاک، و این افتخار نصیب من کرد که به جبهه حق علیه باطل روانه شوم و با ضد دین خداوند مبارزه کنم.

من از شما ملت ایران تقاضا دارم که امام را فراموش نکنید و همیشه دعاگوی امام باشید و از خداوند متعال بخواهید که امام را تا انقلاب مهدی و حتی کنار مهدی حفظ کند.

من از موقعی که در ارگان انقلاب شروع به فعالیت نمودم، تنها آرزویم شهادت بود و همیشه از خداوند تبارک و تعالی می‌خواهم که مرگ در راه خود را نصیب من گرداند، چون‌که بهترین مرگ‌ها، مرگ در راه خداوند است.

و ای امت غیور و شهیدپرور ایران، با دشمنان اسلام و ایران مبارزه کنید تا زمانی که پیروز شوید و بتوانید پرچم اسلام را بر فراز بلندترین قله جهان به اهتزاز درآورید.

«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ»

خداوند دوست دارد کسانی را که در راه او صف‌های آهنین تشکیل می‌دهند.

پس شما هم، ای امت غیور ایران، در راه خدا صف‌های آهنین تشکیل دهید تا بتوانید دین خدا را زنده نگه دارید.

مادرانم، از فرزندانتان خوب حفاظت کنید تا بتوانند [ناخوانا] دین اسلام باشند.

ای برادرانم، از کارهای زشت دست بردارید و به اسلام روی آورید تا اینکه مورد عفو خداوند قرار گیرید.

خواهرانم، حجابتان را حفظ کنید، چون‌که حجاب شما کوبنده‌تر از خون شهید است.

پدرم: مرا ببخش که نتوانستم زمانی که زنده بودم، برایتان فرزند شایسته‌ای باشم و در کارهایتان شما را یاری کنم.

مادرم: شیرت را حلالم کن و مرا ببخش که نتوانستم آن‌چنان که می‌خواستید، شما را یاری کنم.

برادرم: تا می‌توانید در این ارگان‌های انقلابی فعالیت کنید و اگر شد، با رضایت پدر و مادر به جبهه حق علیه باطل بروید.

خواهرم: حجابت را برای سرنگونی ظلم و ستم جهان حفظ کن.

ای خانواده عزیزم، بعد از مرگ من گریه و زاری و پیراهن سیاه نپوشید، چون‌که شهادت برایم عروسی است و در کجای جهان دیده شده است که وقت عروسی یک جوان گریه کنند یا پیراهن سیاه بپوشند؟

پس شاد باشید، چون‌که پسر شما در راه خداوند شهید شده است.

والسلام

موسی رئوفی

۱۳۶۲/۲/۱

خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی، حتی کنار مهدی، خمینی را نگه دار.

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد