ابراهیم یوسفی چافی

ابراهیم یوسفی چافی

نام: ابراهیم

نام خانوادگی: یوسفی چافی

نام پدر: محمد

تاریخ تولد: 1337/05/16

تاریخ شهادت: 1365/10/26

محل تولد: لنگرود

محل مزار: بالاچاف

شهرستان محل پرونده: لنگرود

QR Code ابراهیم یوسفی چافی

شانزدهم مرداد 1337، در بخش کومله از توابع شهرستان لنگرود به دنیا آمد. پدرش محمد و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. معلم بود. سال 1359 ازدواج کرد و صاحب یک پسر و دو دختر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و ششم دی 1365، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. مدفن وی در روستای بالاچاف شهرستان زادگاهش واقع است.

وصیت نامه شهید ابراهیم وظیفه 
وصیت نامه من با بازماندگانم ودیگر آشنایان 
(ومن الناس من بشری من نفسه ابتعامرصات ا...وال...رئوف بالعباد )
وبعضی از مردمانند که از جان خود در راه رضای خدا در گذرندوخدا دوستدار چتین بندگان است 
بنام ا... یاری دهنده انقلاب اسلامی ونابود کننده دشمنان آن .
درود فراوان بر امام امت واسلام عاشقان شهادت برشهیدان اسلام 
من براساس رسالت ومسئولیتی که در برابر انقلاب اسلامی که خون بهای هزاران شهید مظلوم است به جبهه اعزام شده ام وبه جنگ علیه ضد خدا پرداخته ام .گام نهادن دراین مسیر خدائی را یک فریضه می دانم وبه جنگ در این راه اگر دشمن را شکست دهیم پیروزیم واگر کشته شویم باز هم پیروزیم چون شهید شدیم به سعادت خود رسیده ایم ودر نزد خدا روزی می خوریم ومن یک هدفی بزرگ دارم وآن رسیدن به کربلا است ودوست ندارم که قبل از رسیدن به کربلا شهید شوم اما در این راه یا یک آرزو دارم که آن همان نوشیدن شربت شهادت است .مادر عزیزم ابراهیم با کمال آزادی خاطر این راه را که همان راه سرخ حسین است انتخاب گردد واز کشته شدن باکی ندارم چون خداوند کسانی را که در راه حق جهاد می کنند ثابت قدم می دارد .خانواده عزیز،وخانواده رنجورم شاید این آخرین صحبتم با شماباشد چون در راهی قدم نهاده ام که آفریدگارم میخواهد بندگانش در آن قدم بنهدمادر جان ،از تو خواهش می کنم وقتی خبر شهادتم را شنیدی حتی یک قطره اشک هم نریزید یا کمتر گریه کنی خواهش می کنم چون کسی در دامادی فرزندش گریه نمی کند .انشاالله که خونهای ما بتواند ریشه کفر وظلم را از روی زمین به واسطه دیگر برادران ورزمندگان بکند .مادر جان می دانم حق شما بر گردن من زیاد است ومن سرپرست خانواده ام وبه آن صورت فقط این است که نتوانستم برای شما سرپرستی کنم ونتوانستم نیازهای شما را برآورده کنم وشرمنده هستم ،فقط  این موضوع قلبم را تسکین می تواند ببخشد که قبل از اعزام توانستم یک آشیانه ای برای شما فراهم کنم وآن راهم به آنصورت کامل نکرده ام .مادر جان خداحافظت باد وخوشحال باش از اینکه فرزندت در راه اسلام استوار مانده ،کتاب مقدسمان قرآن بدهی در آن دنیا فاطمه زهرا بانوی صدراسلام از تو گله ندارد ودر مقابلش رو سپید هستی ومن خوشحال هستم از اینکه توانستم به ندای سالار شهیدان حسین بن علی (ع)که از کربلای ایران برخاسته وبلوایی در وجودم زمزمه می کرد (هل من ناصر ینصرنی)لبیک گویم ودر راه ودر آن قدم گذارم وهمانطور که سرورم امام حسین (ع)در مقابل کفر ایستادگی کرد به پیروزی[پیروی] از او ایستادگی خواهم کرد وخون ناقابلم را برای صبر وبردباری مشت محکمی بر دهان یاوه گویان شرق وغرب بزنید وبرای نابودی آنان از روحانیت ماپشتیبانی کنید ونگذارید خدای نا کرده در میان شما تفرقه بیفتد وخدای ناکرده انقلاب را به نابودی بکشاند .مادر جان وتو حرکت زینبی از خود نشان بدهید که ادامه دهندگان این  راه برای دیگران باشید وبار دیگر می گویم من امانتی از جانب خدا هستم وخواه ناخواه از این دنیا می روم واین دنیا هیچ ارزش ندارد وشما را به صبر واستقامت سفارش می کنم وبه برادرانم سفارش کن که مادرآنها تمام حرکت خود را برای خدا انجام دهند وطلب علم کنند خصوصاً خواهرم را سفارش کن برادرت وصیت کرده که زینب وار زندگی کند .در آخر هم از تو می خواهم که در سوگ فرزندانت ناراحتی بدل راه مده ومرا حلال کن ومادر یک ناراحتی دارم که آن این است که بر سر قبر پدرم نتوانستم بروم وخیلی خجل هستم اگر برنگشتم بر سر قبر پدرم بروید میدانم دور است اما آن دوری را بپیمائید تا شاید از خجالتی من کم شود واز عمویم هم شرمنده هستم که زیرا حق اودر گردن من زیاد است انشاالله او هم مرا حلال کند واز طرفم ولی عادل باشد انشاالله اما وضعیت [وصیت]من به آشنایان ودوستان وتمام شنوندگان پیامم. من این خواهش راازایشان که مردانه وسربلندزندگی کنندودرزندگی به فکرآخرت باشندهماناکه این دنیاکشتزارآخرت است  ودرزندگی یارباوفای امام امت این قلب تپنده ملت مستضعفین جهان وچراغ قلبهای تاریک مظلومین دنیاباشندوبراین ایمان استوارباشد.وبه تمام خواهرانم که چون زینب زندگی کنندوبدانندکه حجاب آنهاکوبنده ترازسلاح خونین من است وآنهانعمتهای والای خدایی هستندوارزش خودرابدانندوبه تمام برادرانم هم میگویم که درهرکجاکه هستندازخودشان هم پاسداری کنندتابرتمام ابرقدرتهابتوانیدپیروزشویدوبایاری شماعزیزان ایران ،صدام راباشکست مواجه خواهدساخت چراکه نه ازشرق میترسیم ونه ازغرب درآخرمادرجان بازسفارش میکنم اگربیشترناراحت شدی روح من نیزناراحت خواهدشد.خداحافظ شمارابه خدای متعال میسپارم وبروجودشماافتخارمی کنم چون من فرزندی تربیت کرده ای وفدائی اسلام نموده ای.این وصیت نامه رادرداخل سنگری که درحدودسیصدمترازدشمنان فاصله داریم نوشته ام ودراین لحظه خمپاره های دشمن دورتادورماراخون آلودمی کندوسنگررامیلرزاند.                                                                                                                                                              خداحافظ عزیزان                                                                                                                                ابراهیم وظیفه        

وصيت نامه شهيد ابراهيم يوسفي
مورخه 65/10/20
بسم الله الرحمن الرحيم
الذين اذا اصابتهم مصيبته قالو انّا للّه و انّا اليه راجعون
آنان چون به حادثة سخت دچار مي شوند صبوري پيش گرفته مي گويند ما از سوي او آمده ايم و سوي او برمي گرديم. عمليّات شروع شده و ما هم تا چند ساعت ديگر خواهيم رفت اين وصيت نامه را روز شنبه 65/10/20 قبل از نماز مغرب و عشاء نوشتم و ما شبها آماده هستيم و بعد از نماز هم خواهيم رفت. خدايا بندة گناهكار تو بسوي تو مي آيد ما با كولباري از گناه نزديك غروب است اميد به لطف و كرامت دارد خدايا بندة گناهكارت را درياب. اي مردم حزب ا... دست از امام برنداريد و به ياري او بشتابيد نكند فرداي قيامت پيش امام حسين (ع) شرمنده شويد الآن اگر مي خواهيد امام حسين را ياري كنيد فرزندش امام عزيز خميني كبير را ياري كنيد آن روز در سرزمين كربلا امام حسين (ع) تنها بود امروز هم تمام دنيا به ملّت ايران هجوم آوردند آن روز امام حسين (ع) و امام حسن (ع) را ‌با زهر مسموم و بدم مبارک امام حسين ( ع )را خورد کردند امروز هم با بمبهاي شيميائي فرزندانتان را با توپ و خمپاره تكه تكه مي كنند اي مردم اي تمام انسانها همه تا خواهيد رفت ولي اگر فرداي قيامت جوابي داشته باشيد كه چرا فرزند حسين را ياري نكرديد چندكلامي به همسرم من افتخار مي كنم چنين زن باوفا داشتم كه در مشكلات مرا ياري مي كرد و در مأموريت و يا در وطنم بودم بچه هايم را نگهداري و در و تربيتشان كوشا بود و آنها را براي خواندن نماز آشنا مي كرد. اميدوارم بچه هاي عزيزم محمد و فاطمه و زهرا را در فرايض ديني آشنا مي كردي به همان روال و حتي بيشتر آشنا کني . همسرم لز من راضي باش من در اين دنيا براي شما کاري نکردم انشاء الله  خداوند به شما اجري عطا فرمايد و خدا از شما راضي باشد محمد جان بزرگ شدي نماز بخوان در فرايض ديني کوشا باش و راه اسلام که همان راه مستقيم است برو خداوند  يار و نگهدارت باشد فاطمه جان و زهراي عزيزم وقتي بزرگ شديد دختر پيغمبر اسلام پيروي كنيد و حجاب اسلامي و نماز بخوانيد و الگوي شما حضرت زينب (س) باشد زن و بچه هايم را بخدا سپردم اي برادرم بعد از خداوند منان فكر بچه هايم باش كه خداوند كسانيكه از يتيم نوازش و سرپرستي مي كند دوست دارد نكند كسي فرزندانم را بيازارد كه آن دنيا آنها را نخواهند بخشيد. خواهرانم از من راضي باشيد. هر بدي از من ديديد حلالم كنيد. و اي مردم هر بدي از من ديديد از من راضي باشيد و مرا دعا كنيد. دعاي شما احتياج دارم و سلام بنده گناهكار خدا ابراهيم يوسفي
 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد