وصیتنامه شهید هادی محمدی
بنام الله پاسدار خون شهیدان
شهید با خون خود وصیتنامه خود را امضا میکند و با شهادت خویش به رهروان و سالکان راه الله، پیام گذشت و ایثار میدهد که:
هان ای مسلمانان جهان و ای پویندگان راه الله! به پا خیزید و پرچم کفر و نفاق را که منشأ تمام تبعیضها و نابرابریهای شیاطین است، به اهتزاز درآورید. آنان میخواهند صف متشکل راهیان توحید و حق و فضیلت را مخدوش کنند و شرک و زور و نابرابری را جایگزین یگانگی و خداپرستی نمایند.
تا کاخها و بامهای مستکبران را سرنگون کنند و خون خود را نثار مکتب الهی و آسمانی اسلام کنند.
و هر قطره خون شهید، بذری است سازنده و پویا و پُرثمر که بر دلهای خداجویان کاشته میشود و آنان را نه برای دنیاپرستی و زردوستی و برقراری حکومت فردی و ملی، بلکه برای برپایی حکومت الهی به تحرک وا میدارد.
و اینک من یکی از عاشقان راه الله و انبیاء و اولیاءالله هستم و خود را در این مسیر موظف و ملزم میبینم که در راه یاری حق بشتابم و دژ مستحکم توحید را پاسداری کنم؛ چرا که ایمان دارم در این مرحله از زمان، شیاطین غربی و شرقی که وارثان حکومت نمرودیان و فرعونیان و یزیدیان هستند و در برابر وطن اسلامی به کمین نشستهاند، سرزمینی که هر نقطهاش کربلاست و هر مسلمان مجاهدی که از خون وضو میسازد، در پناه الله و نایب برحق امام عصر (عج)، روح خدا خمینی، که فرزند خلف حسین بن علی (ع) و وارث امامان راستین است، با کلامش و راهش و آرمانش چون کوه ایستاده و آماده شهادت هستند.
من یکبار که در مصاف با صدامیان، که فرزندان خلف یزیدیان هستند، توفیق نیافتیم که به درجه شهادت نائل شوم؛ لذا بار دوم و با عزمی راسخ و آهنین به سوی جبهههای حق علیه باطل میشتابم تا شاید نامم در زمره شهدای اسلام ثبت شود.
من که نامم هادی محمدی است و اهل یکی از روستاهای شهر لنگرود و دانشآموز سال سوم نظری هستم، بارها میثاقم را با خدایم بستهام که هرگز در جهان با کفر و الحاد و نفاق، کوچکترین واهمه و هراسی به خود راه ندهم.
و همیشه شعارم و راهم و آرمانم و عقیدهام این بود که از برابر اقیانوس بیکران امت زنده و بیدار و خداجوی ایران، قطرهای هستم جداییناپذیر و با شهادت خودم، عظمت تاریخ اسلام و مجد و شکوه الهی را پاس بدارم.
و در کلام آخر، روحم را نثار روح خدا خواهم کرد. با ایمان راسخ و محکم، پروانهوار گرد شمع وجود امام خمینی که رسالتش را رسالت انبیاء و ائمه