بسم الله الرحمن الرحيم
كل نفس ذائقد الموت
همه كس شربت مرگ را خواهند خورد
با سلام و درود فراوان به امام زمان و نائب بر حقش امام خميني و با سلام و درود فراوان به تمام خانواده هاي شهدا و مجروحين و معلولين و مفقودين جنگ تحميلي.
اينجانب سرباز وظيفه سيد خليل فلاح صادقي كه عضو كوچكي از ملت ايران هستم, درد دلي دارم بعنوان يك وصيت نامه ناقابل به عرض مي رسانم, قبل از يك ماموريت خطيري كه در پيش داشتم, به خدمت هموطنان عزيزم همچنين پدر و مادر و برادرانم و خواهرانم و دوستان و آشنايان محترم خود نوشتم من تا امروز در زندگي خودم وصيت نامه اي براي خود ننوشتم. الان هم كه اين وصيت نامه را مي نويسم خودم نمي دانم كه چه قدرت باعث شده منو به اين كار وا داشته است. اول از همه چيز سلام و خداحافظي خودم را بايد براي آخرين بار باشد به پدر و مادر و برادران و خواهران عزيز و زن داداشهايم و همچنين كليه بچه هاي داداشم كه از جان خودم آنها را بيشتر دوست دارم و همچنين داماد جديدم مي رسانم. اول به شما توصيه مي كنم در حالي كه 60 كيلومتر در خاك دشمن مردانه روبرو با دشمن مي ستيزم اگر لياقت داشتم براي خاك وطنم به شهادت برسم اگر پيروز شدم پيروزيم براي ملتم تمام مي شود و اگر هم شهيد شدم باز افتخار مي كنم كه در اين راه خدايي كه براي حفظ خاك و آبروي وطنم شهيد شدم شما عوض اينكه در مراسم عزاداري من گريه كنيد به تمام دوستان و آشنايان و فاميلين خبر دهيد تا بيايند در تشييع جنازه من شركت كنند تا دشمنانم ببينند من تنها نيستم از پدر و مادرم خواهش مي كنم هيچ موقع روحيه خود را از دست ندهند و در مقابل دشمنان بخندند و نشان دهند وفادار به خاك مملكت خود هستند.
پدر و مادر عزيزم شما در گردن من زياد حق داريد, زيرا زحمتهاي زيادي را متحمل شديد تا منو به اين سن و سال برسانيد تا منو به عنوان يك سرباز تحويل جامعه بدهيد و نمي دانم با چه زماني از زحمتهاي گرانمايه شما قدرداني كنم. من اگر در اين ماموريت كه براي وطنم است با موفقيت بر نگ؟م اگر نتوانستم جواب زحمات شما را بدهم ولي همان بوسيدن دستان قشنگتان برايم عبادت است. از سه برادرانم خواهشمندم هميشه در كنار و پشت پدر و مادر و خواهرانشان باشند و هيچ موقع آنها را بي احترامي نكنند و عوض من جايم در منزل پر كنند. از زن داداشتهايم خيلي ممنونم تا حال بعنوان يك خواهر برايم محبت كردند حالا هم كه نيستم از ايشان خواهش مي كنم كانون گرم نسبت به شوهرشان و بچه هايشان داشته باشند و با تمام فاميلين دور و نزديك دلگرمي داشته باشند از سه تا خواهران عزيزم خواهش مي كنم در شهادتم هيچ موقع گريه نكنند عوض گريه كردن در عزاداريم از تمام مهمانان پذيرايي كنند و به پدر و مادرم دلداري بدهند. يك عرض كوچك براي خواهر بزرگم آن هم اين است و خواهشمندم هيچ وقت از من دلگير نباشد كه نتوانستم در عقدش حاضر شوم اگر ديديد من در اين ماموريت سخت شهيد شدم و چشم از ماموريت نپوشيدم فقط براي رضاي خداوند بزرگ و حفظ ناموس و خاكم بود كه مردانه اين راه را انتخاب كردم چون اگر من امروز نمي مردم يك روزي از اين دنياي دو روزه فاني مي شدم پس چه بهتر امروز براي آبرو و شرفم اين فعاليت را بپايان برسانم . خواهر عزيز شما هر گونه جشن و عروسي كه ميخواهيد راه بيندازيد از شما و شوهرتان معذرت مي خواهم كه نتوانستم در مراسم عقد و ازدواجتان حضور يابم. از داداش كوچكم بيژن خان خواهش مي كنم درسش را بخواند تا در عاقبت بتواند خدمتي براي ملتش و خانواده اش انجام بدهد, هميشه حرف آقاجان و مامان را گوش كند و هيچ موقع آنها را بي احترامي نكند. در آخر از دوستان باوفايم مي خواهم در عزاداري من شركت كنند روحيه شان را نبازند و پشت به پشت هم گرم باشند.
پيامي را كه براي همة هم محليان خود از پير تا جوانش دارم اين است كه اگر تا حال از من بي احترامي ديديد منرا ببخشيد و بدلشان نگيرند.
در آخر وصيت نامه خودم از خداوند بزرگ طلب آمرزش مي كنم.
پدر و مادر عزيزم حلالم كنيد
خداحافظ