اسکندر حقگوسیاهگورابی

اسکندر حقگوسیاهگورابی

نام: اسکندر

نام خانوادگی: حقگوسیاهگورابی

نام پدر: مرتضی

تاریخ تولد: 1341/03/20

تاریخ شهادت: 1361/02/10

محل تولد: لاهیجان

محل مزار: لاهیجان (سیدمحمد)

شهرستان محل پرونده: لاهیجان

QR Code اسکندر حقگوسیاهگورابی

بیستم خرداد 1341، در شهرستان لاهیجان به دنیا آمد. پدرش مرتضی و مادرش حلیمه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته مکانیک درس خواند و دیپلم گرفت. کاسب بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. دهم اردیبهشت 1361، با سمت تکتیرانداز در اهواز بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مدفن وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

بسم الله الرحمن الرحيم
بنام خداوند بخشنده مهربان
وصيت نامه برادر بسيجي و سرباز امام زمان اسكندر حقگو
الا بذكر الله تطمئن القلوب
همانا كه با ياد خدا قلبها آرامش مي يابد.
يا ايها الذين آمنوا استعينوا بالصبر و الصلواه اين الله مع الصابرين و لا تقولوالمن يقتل في سبيل الله اموات بل احيا و لكن لا تشعرون لبنلونكم بشي من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين الذين اذا اصابتهم مصيبته قالوا نالله و انا الله راجعون.
اي آنانكه ايمان آورديد كمال جوييد از صبر و نماز همانا خداوند با صبر كنندگان است و نگوئيد بدانكه كشته شدند در راه خدا مردگانند بلكه زندگانند وليكن در نمیابید و هر آينه بيازمائيم شما را به چيزي كه ترس و گرسنگي و كاهش مالها و جانها و ميوه ها و مژده به صبر كنندگان آنانكه هر گاه پيشامدي بديشان رسد گويند ما از خداييم به سوي او باز گرداندگان...
اينجانب اسكندر حقگو سرباز امام زمان و نايب بر حقش حضرت امام خميني چند جمله اي به عنوان وصيت نامه در اين صفحه دنيا سند آخرت درج مي كنم صرفا به اين خاطره كه شيعه اي هستم از اهل تشيع سرخ شهادت و سربازي هستم از سربازان جندالله ولذا خواستم ضمن ادامه حركت حسيني خود نقش رسالت زينبي را هم به نوبه خود ايفا كرده باشم زيرا اين رسالت زينبي است كه همواره در سرتاسر اين گيتي پهناور حركت حسيني را مستدام و مقاوم نگه مي دارد و اما اين گونه نوشته هاي تمامي شهدا كه هر كدام شان از خود  باقي گذاشته اند مويد گر اين رسالت مي باشد كه صرفا وظيفه آن رسوا كردن چهره هاي پليد و شوم يزيد و يزيديان حرب الشيطان مي باشد و تا چهره هاي پاك و معصوم حزب الله جهان براي طالبين حق و حقيقت روشن و مشخص شود و ما امت عاشقان حق و عدالت و شهادت خوشبختانه اين رسالت بزرگ را به خواسته خداوند وبه یاری ابراهیم زمان که مهیاگر مقدمات انقلاب جهانی مهدی موعود می باشد به سهولت دريافته ايم و به اين رسالت وفادار باقي مانده ايم و حال پيامم به شما امت حزب الله در سرتاسر جهان اين است كه همچنان وفاداري خود را نسبت به اين رسالت و انقلاب اسلامي و امام عزيز خود را همواره حفظ كنيد تا بلكه اين اتحاد و انسجام مسلمين جهان بتواند ريشه كفر جهاني را بخشكاند و نهايتا با ظهور انقلاب حضرت مهدي (عج) عدالت و دادگري جهان را فرا گيرد و اميد اين است بنده حقي رادر نزد پروردگار عالم اين مي باشد كه در صورت ريخته شدن خون كم بهايم كه صرفا شريان حيات دنيوي را تشكيل مي دهد رسالت حسیني را در اين نوشته كه پيام خون را بعهده دارد رسالت زينبي را در جهت تحقيق و تكامل هر چه سريعتر مستحكمتر و مقاومتر بكار گرفته شود و اين است پيام يك شهيد كه اين دو رسالت را در جهت پيروزي انقلاب اسلامي و موفقيت مسلمين در اجراي اوامر الهي استمرار و تداوم بخشند تا احكام اسلام مو به مو در جامعه اسلامي اجرا شود به اميد آن روز حال چند جمله اي در رابطه با پدر و مادر و خانواده عزيز و گرامي خود مي نويسم:
سلام و درود شهيد بر شما باد زيرا كه شهادت شهيد و اين سعادت عظمي مشروط بر اين است كه شهيد در كانون گرم مذهبي و سياسي و عبادي تربيت و پرورش شود. آري سلام و درود از طرف ما شهيدان بر چنين خانواده هايي كه الگوي جامعه بشريتند در كل زمانها و مكانها و اينهايند كه بايد جامعه را هدايت كنند در جهتي الي الله كه همانا پيش بسوي تكامل مطلق مي باشد. و حركت خود را تحت رهبريت زعیم عاليقدر و پيامبرگونه حضرت امام خميني ادامه مي دهند آري موضوع حرف ما مرگ است مرگي كه چهره سرخ به خود گرفته است (شهادت) در ديد ظاهري چندان تفاوتي بين آن دو مرگ ديده نمي شود زيرا در هر دو صورت نتيجه وداع گفتن با دنيا و از دست دادن زندگي و در نهايت پوسيده شدن و از بين رفتن بدن انسان مي باشد (يك تغيير فيزيكي) چنان كه پدران و نياكان و گذشتگان ما بي آنكه خود نيز كوچكترين نقش و يا تاثيري در مردن داشته باشند اما بنابر اقتضاي قوانين طبیعی  اين بود كه آنها در يك روز بميرند و نسلهاي آينده جايگزين شان شوند كه قراردادي است در نظام آفرينش چاره اي هم در اين كار نيست پس آنچه كه نيست حال ما مي شود در روزي از حداكثر روزهاي عمر خود ما هم بايد اين مسير را طي كنيم بنابراين تكليفمان بسيار روشن و واضح است و جاي هيچگونه ناراحتي هم نيست زيرا كل بشر بايد هجرت كنند اما آيا فرق اساسي بين اين دو مرگ را تشخيص داده ايم و اصولا آيا از موت اموات گذشته درسي هم گرفته ايد؟ بنده كه توانسته ام تا اندازه اي درس بگيرم و اينك هم مقداري از آنچه كه فهميدم بازگو مي كنم گذشتگان ما اغلبشان در زمان جاهليت و استضعاف حتي پس از ظهور اسلام بسر مي بردند و حتي پس از گذشت 1300 سال پس از ظهور اسلام باز هم در هر گوشه و كنار دنيا استضعاف فكري و معنوي به چشم مي خورد و در واقع بايد بگويم كل زندگي اين گونه افراد بيشتر به شباهت زندگي حيواني به صورت بردگي و استثمار بوده است. امروز اين زمينه ها باعث شده است مادر مقطعي از زمان قرار بگيريم كه تمام حجت خدا بر ما تمام باشد و با در نظر داشتن وسيله اي الهي كه نمونه آن وجود امام امت انقلاب اسلامي دنباله جنگ تحميلي كه همانكه حكمت و بركاتي در آنها نهفته است كه خود دروازه راه سعادت از راه شهادت مي باشد چرا بي بهره و يا كم بهره بمانيم آيا هيچ پرسيده ايم از خود كه اين گونه سعادتهاي به ظاهر مصيبت را خود تكوين كرده ايم يا اينكه دست خدايي در كار بوده است بنابراين تنها انگيزه ام براي گام برداشتن در اين راه سرخ شهادت آگاهي بوده است. آگاهي در تاريخ انسان فعليت انسان و در نتيجه غايت انسان بوده است و اين سه اصل را در امور كارهايم به خود ربط مي دادم و در خود تحليل مي نمودم و اين است فرق بسيار حساس و ظريف بين آن دو مرگ نكته ديگر كه بايد تذكر دهم اين اصولا به عقيده من مرگ را در كل نمي شود به دو دسته تقسيم نمود (1 ـ طبيعي 2 ـ غير طبيعي) مرگ است يعني مي خواهم بگويم كه نمونه اي از مرگهاي به اصطلاح غير طبيعي كشته شدن در راه خدا را فرض كنيم آيا واقعا اين مرگ خواراز خواست خداوند بوده  است و آيا اقتضاي طبيعي در كار نبوده است آيا طبيعت نمي خواسته است در اين مقطع از زمان شهادت مرا بطلبد؟ چرا طبيعت نشئت گرفته شده اراده خداوندی است زيرا انسان سر تا سر وجودی خود  طبيعت است بنابراين آنچه حاكم است طبيعت خداوندي است پس من عمرم طبق قواعد و معتضیات آن طبيعت تا اين زمان بوده است و عمر هر كدام از شما هم از بين قواعد چنین نيست به هر حال پدر و مادر عزيزم آنچه كه فقط مي تواند روح مرا شاد كند صبر و استقامت در برابر اين به ظاهر معصيت مي باشد از شما مي خواهم نهايت بخشش و عفو و گذشت و همچنين كمال رضايت و خرسندي نسبت به اين حقير مبذول داريد كه خداوند انشاءالله با شما صابرين خواهد بود ان الله مع الصابرين و نيز از برادران ارجمندم و خواهر و داماد عزيزم و ديگر دوستان و آشنايان تقاضاي خوشنودي و رضايت تام را دارم.
بسم الله الرحمن الرحيم
من طلبي وجدني و من وحدتي عرفني و من عرفتي ام نبي عشقي و من عشقني عشقمه و من عشقتمه قتلته و من قتلته فعلي دينه و من علي دينه فانا دينه
آنكس كه مرا طلب كند مي بايد آنكس كه مرا يافت مي شناسد آنكس كه مرا شناخت دوستم مي دارد آنكس که دوستم داشت به من عشق مي ورزد آنكس كه بمن عشق ورزيد من نيز به او عشق مي ورزم وآنكس كه خونبهايش بر من واجب است پس من خودم خونبهايش هستم. 
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار.
در ضمن از ناقص بودن را در كنار ديگر شهداي انقلاب اسلامي واقع در آسيد محمد يمني لاهيجان دفن نماييد.
سرباز امام زمان اسكندر حقگو 
مورخ 61/2/7


 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد