بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه برادر پاسدار سليمان اسداله نژاد
ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون
پدر و مادر عزيزم اينجانب وصيت مي كنم اگر من به مرگ طبيعي مردم مرا تشييع جنازه نكنيد، زيرا در جايي كه شهداي بخون خفته انقلاب هنوز جان نثاران اين درخت پربار يعني اسلام عزيز جانشان را فدا مي كنند حس مي كنم كه حتي جسدم خجالت مي كشد. ولي اگر شهيد شدم از دوستان و آشنايان خود مي خواهم كه دنبال جنازه من گريه نكنند، زيرا نمي خواهم دشمن شاد شود و مي دانم كه از بچه هاي محل هم هيچكدام گريه نمي كنند. زيرا عده اي در اين ده رودبنه دست به كارهاي بد مي زنند ولي همه نه بلكه نصف آنها.
در ضمن اگر خواستيد براي من خيرات بدهيد چيزي نمي خواهم جز اينكه از اين روحانيت و اين انقلاب دفاع كنيد همين براي من بس است. خداوندا ظهور امام زمان را نزديك بفرما و اي مردم بدانيد كه من با كمال ميل اين راه را پذيرفته ام و از اين انتخاب نيز افتخار مي كنم. زيرا كه اين راه، راه علي (ع) و راه حسين (ع) و راه امامان و خميني بت شكن مي باشد. زيرا كه اين راه، راه رستگاري است، راه صراط مستقيم مي باشد، راه خشنودي است و راه پيوستن به ياران حضرت مهدي عجل الله مي باشد و در ضمن كسي دوست من و يا برادر من مي باشد كه راهي را كه من انتخاب كرده ام اين راه را پيروز كند و راه امام امت را هم پيروز كند و از دوستان و آشنايان و خويشاوندان مي خواهم كه از خدا براي من طلب مغفرت و آمرزش كنند. زيرا كه در درگاه خداوند شرمنده ام كه چه مسؤوليت يك انسان مسلمان را نتوانسته ام عمل كنم. پدر و مادرم گريه نكن كه هر قطره اشك تو تيري است بر جگرم. سرت را بلند كن و با صداي بلند بگو ما پيروزيم و ما به مادراني همچون شماها وعده خواهيم داد كه شماييد در بهشت موعود چون هديه كرديد فرزندانتان را در راه خدا. پس گريه نكن چون امام بزرگوار در سوگ فرزندش اشك نريخت. خوشحال و اميدوار باشد. مادر جان اگر من به جبهه مي روم نه به خاطر انتقام خون برادران است، بلكه به خاطر رضاي خدا مي باشد و من فقط راه امام را مي روم و دامادم (هوشنگ عليجاني) چون فقط بخاطر رضاي خدا شهيد شد و او باعث حركت من شد و من درس ايمان، ايثار و شهادت را از او آموختم و من احساس مي كنم بخداي خود لبيك گفته ام.
وصيت من به برادران من اين است پيام خود را به سوي جامعه بفرستند كه فقط بعداز شهادت من ناله نكنيد. علاوه بر اين كه ناله نمي كنيد پيام من و ساير شهدا را به گوش مردم برسانيد. پيامي كه محتواي آن دل كندن از دنياي پوچ و بي وفاست و انقلاب دروني جهت رسيدن به لقاء الله.
برادران من اي تمام كسانيكه نداي پيكر آغشته به خون مرا مي شنويد، به شما وصيت مي كنم و اي بر شما اگر در اين شرايط بر سر مال و منال دنيا چنگ و دعوا كنيد. به سوي خدا پرواز كنيد و آخرت و روز محشر و آتش جهنم را درنظر بگيريد و الا پشيمان خواهيد شد.
وصيتم به دوست عزيزم ابراهيم حسن دوست و محمدرضا محمودي اين است كه اگر من شهيد شدم راه من را ادامه بدهيد، بلكه ادامه دهندة راه تمام شهداء صدر اسلام تا حال باشيد. هنگامي كه من شهيد شدم سرود مهربان مادر و دل غمين خواهر را بخوانيد. والسلام
تكثير از واحد فرهنگي بنياد شهيد انقلاب اسلامي لاهيجان
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه برادر پاسدار سليمان اسدالله نژاد
و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون.
پدر و مادر عزيزم اينجانب وصيت ميكنم اگر به مرگ طبيعي مردم مرا تشيح جنازه نكنيد زيرا در جايي كه شهداي بخون خفته انقلاب هنوز جان نثاران اين درخت پر بار يعني اسلام عزيز جانشان را فدا ميكنند حس ميكنم كه حتي جسدم خجالت ميكشد ولي اگر شهيد شدم از دوستان و آشنايان خود ميخواهم كه دنبال جنازه من گريه نكنند زيرا نمي خواهم دشمن شاد شود و ميدانم كه از بچه هاي محل هم هيچكدام گريه نمي كنند زيرا عده اي در اين ده رودبنه دست به كارهاي بد ميزنند ولي همه نه بلكه نصف آنها.در ضمن اگر خواستيد براي من خيرات بدهيد چيزي نمي خواهم جز اينكه از اين روحانيت و اين انقلاب دفاع كنيد همين براي من بس است.خداوندا ظهور امام زمان را نزديك بفرما و اي مردم بدانيد كه من با كمال ميل اين راه را پذيرفته ام و از اين انتخاب نيز افتخار ميكنم زيرا كه اين راه راه علي(ع)و راه حسين(ع)و راه امامان و خميني بت شكن ميباشد زيرا كه اين راه راه رستگاري است راه صراط مستقيم ميباشد راه خشنودي است و راه پيوستن به ياران حضرت مهدي عجل الله ميباشد و در ضمن كسي دوست من و يا برادر من ميباشد كه راهي را كه من انتخاب كرده ام اين راه راه پيروز كند و راه امام امت را هم پيروز كند و از دوستان و آشنايان و خويشاوندان ميخواهم كه از خدا براي من طلب مغفرت و آمرزش كنند زيرا كه در درگاه خداوند شرمنده ام كه چه مسوليت يك انسان مسلمان را نتوانسته ام عمل كنم.پدر و مادرم گريه نكن كه هر قطره اشك تو تيري است بر جگرم سرت را بلند كن و با صداي بلند بگو ما پيروزيم و ما به مادراني همچون شماها وعده خواهيم داد كه شماييد در بهشت موعود چون كرديد فرزندانتان را در راه خدا پس گريه نكن چون امام بزرگوار در سوگ فرزندش اشك نريخت خوشحال و اميدوار باش.مادر جان اگر من به جبهه ميروم نه به خاطر انتقام خون برادران است بلكه به خاطر رضاي خدا ميباشد و من فقط راه امام را ميروم و دامادم(هوشنگ عليجاني)چون فقط بخاطر رضاي خدا شهيد شد و او باعث حركت من شد و من درس ايمان ايثار و شعادت را از او آموختم و من احساس ميكنم بخداي خود لبيك گفته ام.
وصيت من به برادران من اين است پيام خود را به سوي جامعه بفرستند كه فقط بعد از شهادت من ناله نكنيد علاوه بر اين كه ناله نمي كنيد پيام من و ساير شهداء را به گوش مردم برسانيد پيامي كه محتواي آن دل كندن از دنياي پوچ و بي وفاست و انقلاب دروني جهت رسيدن به لقاء الله.
برادران من اي تمام كسانيكه نداي پيكر آغشته به خون مرا ميشنويد به شما وصيت ميكنم واي بر شما اگر در اين شرايط بر سر مال و منال دنيا جنگ و دعوا كنيد به سوي خدا پرواز كنيد و آخرت و روز محشر
و آتش جهنم را در نظر بگيريد والا پشيمان خواهيد شد.
وصيتم به دوست عزيزم ابراهيم حسن دوست و محمدرضا محمودي اين است كه اگر من شهيد شدم راه من را ادامه بدهيد بلكه ادامه دهنده راه تمام شهداء صدر اسلام تا حال باشيد هنگامي كه من شهيد شدم سرود مهربان مادر و دل غمين خواهر را بخوانيد.
والسلام
تكثير:از واحد فرهنگي بنياد شهيد انقلاب اسلامي لاهيجان