حبیب تقی پورفلاح رودبنه

حبیب تقی پورفلاح رودبنه

نام: حبیب

نام خانوادگی: تقی پورفلاح رودبنه

نام پدر: محمدحسین

تاریخ تولد: 1345/04/03

تاریخ شهادت: 1365/11/01

محل تولد: لاهیجان

محل مزار: رودبنه

شهرستان محل پرونده: لاهیجان

QR Code حبیب تقی پورفلاح رودبنه

سوم تير 1345، در روستاي رودبنه   از توابع شهرستان لاهيجان به دنيا آمد. پدرش محمدحسين، كشاورزي مي­كرد و مادرش خديجه نام داشت. تا دوم راهنمايي درس خواند. آلومينيم ساز بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور يافت. يكم بهمن1365، در سومار توسط نيروهاي عراقي بر اثر اصابت تركش خمپاره به كمر، گردن و پا، شهيد شد. مدفن وي در زادگاهش واقع است. 

"وصيت نامه برادر شهيد حبيب تقي پور فلاح"
با سلام و درود فراوان به رهبر كبير انقلاب اسلامي و مردم شهيدپرور ايران و با درود فراوان به شهداي جنگ تحميلي سخنم را آغاز مي كنم.
وصيتنامه خود را چنين بيان مي كنم:
همانا با دلي پر از آرزو و در پيشگاهت به زانو مي نشينم. خدايا اميدوارم كه مرا از هر نظر مورد بخشش خود قرار دهيد. هرچند ممكن است در طول 20 سال زندگي بنده شايسته اي نبوده باشم ولي حداقل مي دانم كه خداوندا تو بخشنده و مهرباني و مرگ و زندگي هم در دست تو است و در آخرين ساعات زندگيم خداوندا به تو روي مي آورم و از تو طلب بخشش مي كنم كه مرا مورد عفو خود قرار دهي.
و سلام به ميهن عزيز و پر از ماجرا و اقامت كه درخت انقلاب اسلامي را جهت سيراب شدن احتياج به خون دارد و سلام خدمت مادر عزيزم كه مرا با خون دل و رنج فراوان و با مشكلات بي حد زندگي كه بسيار سخت و طاقت فرسا بوده بزرگم كرده اي. مادر مهربان و شيرين تر از جانم. مادرم، از شما مي خواهم كه رنج و مشقت زيادي كه در عرض 25 سال برايم كشيده اي و شيره جان خود را بمن داده اي تا بتواني بزرگم كني و در راه اسلام و ميهن خويش جانم را فدا كنم حلالم كن تا بتوانم آسوده خاطر بميرم.
و سلام بخدمت پدر عزيز و بزرگوارم؛ پدر عزيزم نمي دانم چه بگويم با آن همه زحمتهاي طاقت فرسايت كه هميشه در فعاليت بودي تا بتواني ما را بزرگ كني و هرگز آن محبت هاي شما مرا فراموش نمي شود. پدر جان با اين همه زحمتهايي كه شما برايم كشيده اي نتوانستم كوچكترين محبت شما را جبران كنم ولي چه كنم پدر عزيزم اكنون من از شما ميخواهم به بزرگي خويش اين كارهايي كه من در عرض 20 سال كرده ام اگر خطا بود ناديده بگيري و مرا ببخشي و حلالم كني و ديگر وصيت من ايت است كه سلام مرا به برادران و خواهرانم برسانيد و بگوئيد عزيزان من مي دانم بعداز من شما برادران و خواهران عزيز در اين مملكت اسلامي زندگي خواهيد كرد. بايد اطاعت از فرمان امام عزيز را واجب شرعي دانسته و دوستان او را دوست خود و دشمنان او را دشمن خود بدانيد و ديگر سلام به برادران عزيزم همچون حميد و مجيد. برادران عزيزم اميدوارم كه اگر خداي ناكرده نسبت بشما از جانب من خطايي سر زد به بزرگواري خودتان مرا مورد عفو قرار دهيد.
و سلام بر خواهر بزرگم و بهتر از جانم. خواهرم شما هم براي بنده زحمت بسيار كشيده اي. نمي دانم چطور جبران كنم. خواهرم اگر نسبت به شما خطايي كردم مرا مورد بخشش خود قرار دهيد تا آسوده خاطر بميرم و سلام بخدمت داماد عزيزم. اميدوارم هرگونه بدي از من ديده اي مرا ببخشي. آخرين وصيتم و آخرين سخنم اين است كه شما اي عزيزان كسانيكه جان خويش را در سنين جواني كه پرشورترين زمان زندگي است در طبق اخلاص گذاشتند و فداي اسلام و قرآن و انقلاب و حفظ ناموس و مملكت خود نموده اند پاسداري نموده و تداوم بخشيد. مبادا اين عزيزان فداكار را به فراموشي بسپاريد و اين عزيزان فداكار اكنون در راه حفظ اسلام و قرآن و ناموس و مملكت براي آزادي جان خودرا نثار مي كنند قدرداني نمايند و همه رزمندگان را دعا كنيد.
والسلام خدا حافظ همگي شما

 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد