خیراله حیدری پاشاکی

خیراله حیدری پاشاکی

نام: خیراله

نام خانوادگی: حیدری پاشاکی

نام پدر: حسین

تاریخ تولد: 1337/11/17

تاریخ شهادت: 1360/12/11

محل تولد: لاهیجان

محل مزار: پاشاکی بالامحله

شهرستان محل پرونده: لاهیجان

QR Code خیراله حیدری پاشاکی

هفدهم بهمن1337، در روستای پاشاکی از توابع شهرستان لاهیجان به دنیا آمد. پدرش حسین، کشاورز بود و مادرش صدیقه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. دهم اسفند 1360، در کرخهنور بر اثر اصابت ترکش خمپاره به کمر، شهید شد. مدفن وی در زادگاهش واقع است.

بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحيم‌
اَشهَدَ اَن‌ اِله‌' الّاَ الله‌ُ وَحْدَه‌ُ لا بشَريك‌َ لَه‌ُ وَ اَشهَدُ اَن‌َّ مُحمَّداً عَبْدُه‌ُ وَرَسُولُه‌ صَلَّي‌ اللّه‌ُ عَليَه‌ وَ الِه‌ِ.....
با درود فراوان‌ و رحمت‌ خدا نثار خون‌ گرانبهاي‌ شهدا و مبارزين‌ اسلامي‌ و در تمام‌ جبهه‌هاي‌ حق‌ و باطل‌ بخصوص‌ به‌ ملت‌ بيدار و شهدا اين‌ آزادي‌ كه‌ به‌ ما مردم‌ ايران‌ شرايط‌ ايجاد يك‌ جو متحول‌ و آزاد را دادند تا در اين‌ شفق‌ خونين‌ قوانين‌ الهي‌ را پيشه‌ راه‌ خود قرار دهيم‌ و راه‌ فلاح‌ ورستگاري‌ طي‌ نمايم‌. و درود بيكران‌ بر خميني‌ كبير اين‌ تجسم‌ آزادي‌  شهامت‌ و ايثار باد كه‌ با نيرو نشعه ‌ گرفته‌ از قدرت‌ اللّه‌ اين‌ دريا دل‌ دريا طوفاني‌ كه‌ ما را به‌ ساحل‌ قربت‌ و الله‌ رساند و بتان فرمانه‌ محمدرضا ولات‌ عزاً آمريكا را در ميهن‌ مان‌ و در جهان‌ شكست‌. خدايا:
خدايا كي‌ توانم‌ اين‌ همه‌ ديني‌ كه‌ برگردنم‌ نهادند اداء نمايم‌ و چگونه‌ ابراز سپاس‌ نمائيم‌ جزء با شهادت‌ در رهت‌. خدايا ايماني‌ به‌ من‌ عطا كن‌ كه‌ در آن‌ شعور وشهادتي‌ كه‌ با شهامت‌ عجين‌ باشد.خدايا در ره‌ تو تمام‌ جلوه‌هاي‌ دنيوي‌ يكي‌ يكي‌ از جلو چشمانم‌ صف‌ آرايي‌ مي‌كنند و من‌ به‌عشق‌ و اميد تو و به‌ اعتقاد به‌ سعادت‌ زندگي‌ دنيوي‌ را بر حيات‌ اُخروي‌ فروختم‌. پس‌ عشقي‌ عطاكن‌ كه‌ از تمام‌ خطا هر فاني‌ و نيروهاي‌ منفي‌ كه‌ در ره‌ تو مانعي‌ ايجاد مي‌كنند.رسته خدايا به‌ من‌ياري‌ كن‌ كه‌ اميدم‌ را به‌ تو در دلم‌ هيچ‌ جلوه‌اي‌ نربايد. خدايا به‌ ملت‌ مسلمان‌ ما صبر و شكيبائي‌عطا كن‌ تا در مقابل‌ اين‌ همه‌ مصائب‌ كه‌ دشمنان‌ تو به‌ ما وارد مي‌كردند و جوانان‌ ما را مظلومانه‌ به‌شهادت‌ ميرسانند دل‌ سرد و نا اميد از كانون‌ ش؟؟ع‌ تو نگردند. امّا سخني‌ چند با خانواده‌ گرام‌ وعزيزم‌ دارم‌: عزيزانم‌ مي‌دانم‌ كه‌ وجودم‌ در كانون‌ بر مهر و پاك‌ خانواده‌ زشت و قبيح‌ بود. و ميروم‌ تا برگذشته‌ام‌ محك‌ توبه‌ و استعفار زنم‌ و اميد آن‌ دارم‌ كه‌ از تمام‌ اعمال‌ بدم‌ با ديده‌اغماض‌ نگريسته‌ و از جانب‌ من‌ از يكي‌ يكي‌ عذر و گذشت‌ بگيريد زيرا از اين‌ جهت‌ بسيار نگران‌هستم‌ تا خداي‌ ناكرده‌ در آتش‌ قهرالهي‌ در دادگاه‌ عدلش‌ رو سياه‌ بود آيم‌. ميدانم‌ كه‌ فرزند ذخيره‌ زندگي‌ است‌ ولي‌ بايد بر امر خدا گردن‌ نهاد. كه‌ همانا هر جنبنده‌اي‌ طعم‌ مرگ‌ را خواهد چشيد. دوست‌ ندارم‌ بر كار خيرم‌ كه‌ همانا شهادت‌است‌ بگريد و انگشت‌ افسوس‌ به لب‌ گيريد. و بدنبال‌ جنازه‌ام‌ نالان‌ و پريشان‌ پيراهن‌ چاك‌ زنيد. ناگاه‌ گروهكهاي‌ الحادي‌ و مرقد اين‌ موتور حركت‌ و انقلاب‌ يعني‌ شهادت‌ را در ديدگان‌ تان‌ يا دين‌كوتاه‌ بدجور تفسير و بررسي‌ كنند.ما جوانان‌ مسلمان‌ ميريم‌ تا صدق‌ گفتار خود را درباره‌ عدل‌ وقسط‌ اسلامي‌ با ايثار جان‌ و خون‌ بيان‌ كنيم‌. و برنامه‌هاي‌ دولت‌ اسلامي‌ و مكتب‌ فكري‌ خود را با دامني‌ خون‌ آلود و اصالت‌ وهويت‌ اسلامي‌ خود را با مبارزه‌ و ايثار اثبات‌ نمائيم‌.
"خدايا خدايا تا انقلاب‌ مهدي‌
خميني‌ را نگهدار"
شهادت‌، اي‌ عروس‌ خرامان‌
من‌ قبل‌ از هر چيز تو را
در شفق‌ شامگاهي‌  

 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد