بسم رب الشهداء و الصديقين
متن وصيت نامه گروهباندوم مهندس حسين دست ورجن
قال رسول ا... (ص): و من سمع رجلاً ينادي يا للمسلمين فلم يجبه تلبيس مسلم
اگر مسلماني بشنود كه مردي از هر مذهب و آئين مسلمين را به ياري ميخواند و از آنان كمك ميطلبد. اگر به ندايش جواب مثبت ندهد و ياريش نكند مسلمان نيست (قرآن كريم)
اكنون كه وصيت نامه ام را گشوده ايد ميدانم كه چشمهايتان پر از اشك ميشود. ولي لحظه اي تحمل كنيد تا بتوانيد اين چند كلمه اي را كه روي اين تكه كاغذ نوشته ام درست توجه داشته باشيد. پدر گرامي بارها فكر كن كه چگونه انسان ميتواند شهيد شود, چگونه يك انسان حاضر ميشود جانش را هدف گلوله قرار دهد ولي اين بار خودم آن را آزمايش نمودم ديدم درست است جان عزيز است ولي چه كنيم كه اسلام و قرآن و وطن در خطر است . پيش خودم فكر كردم كه شايد خون من و امثال من بتواند قدري اين اسلام عزيز را مستحكمتر سازد. چون هيچكس در اين جهان زودگذر وجود ندارد كه هميشه بتواند خودش را زنده نگاه دارد زيرا قرآن ميفرمايد: انا لله و انا اليه راجعون همه از او هستيم و بازگشت همه به سوي اوست. اميدواريم كه بعد از شهادت من به خوبي و خوشي به زندگي خود ادامه دهيد و هميشه در زندگيتان با خدا باشيد و با او راز و نياز كنيد و برايم دعا كنيد كه شايد خدا مرا بيامرزد.
مادر عزيز: چند كلمه اي را كه روي اين تكه كاغذ مي آورم اختصاص به شما دارد . مادر جان ميدانم كه چقدر برايم زحمت كشيديد از آن اول كودكي گرفته تا موقعي كه اين وصيت نامه را مي نويسم ولي آخر العمر نتوانستم رضايت شما را جبران نمايم و حتي نتوانستم رضايت شما را جلب كرده باشم اميدوارم كه به زندگي شما رونقي بدهيد و بتوانيد يك زندگي تقريباً مهيايي داشته باشيد. برادر گرامي: شما هم به گردن من خيلي حق داري چون با اين همه گرفتاريهايي كه داشتيد به گرفتاريهاي من نيز رسيدگي مي كرديد با اين وجود خيلي دلم ميخواست كه هنوز زنده باشم تا بتوانم لااقل كمي از زحمات شما را جبران كنم ولي طولي نكشيد كه به ديار ابديت پيوستم و مانند امام حسين (ع) شهيد و رهسپار كربلا گشتم . از طرف من از همسرت كافيه حلاليت بطلب زير خيلي مديون ايشان بودم زيرا او با اين زحماتي كه براي من مي كشيد بسيار مرا خجل و شرمنده ساخت. وقتي كه مسعود و مهران و معصومه بزرگ شدند مرا به آنها معرفي كن و بگو كه خيلي دوستشان داشتم و بگو كه چنين عمويي داشتند و از اين دنيا فاني رفت و شما را تنها گذاشت. وقتي كه جمع هستيد و شادي و نشاط در وجودتان هست آنوقت مرا ياد كنيد و ياد گذشته مان را روي صحنه بياوريد.
خواهر گرامي و خوبم: اكنون كه به ديار ابديت نزديكتر ميشوم اجازه بدهيد كه يك چند كلمه اي بتوسط كاغذ و خودكار با شما صحبت نمايم.
امروز كه اين وصيت نامه را مي نويسم فردا بايد براي پاكسازي ميدان مين بروم. خواهر جان شما هم باندازه خود برايم زحمت كشيده ايد و تا امروز نتوانستم زحمتهاي شما را جبران نمايم و از شما ها مي خواهم كه بعد از شهادتم گريه نكنيد درست است كه طاقت دوري مرا نداريد و نمي توانيد بدون گريه دلتان را خالي كنيد ولي كمي به گذشته فكر كنيد و ببينيد چگونه قاسمها, علي اكبرها, علي اصغر ها, حسين ها و علي ها و اين زمان حسينيان ديگر چگونه به خاك و خون غلطيده و به لقاء ابدي پيوستند تا اسلام و قرآن را زنده نگه دارند من هم جان ناقابل خويش را فداي اسلام و قرآن مي كنم تا شايد اسلام مستحكمتر شود . در پايان همانطور كه براي مسلم برادرم نوشتم بعد از اينكه شوهر كرديد و فرزندي بدنيا آورديد و همچنين براي بچه هاي برادرهايم علي و حسن تعريف كنيد كه چنين دايه و عمويي داشتيد و خاطره هاي گذشته هايمان را ياد كنيد و هرگز مرا فراموش نكنيد.
حسن و علي خوبم ميدانم آنطور كه بايد وشايد برادر خوبي براي شما ها نبودم و قولي را كه براي شما داده بودم عمل نكردم . اميدوارم كه مرا ببخشيد و انشاءا... خدا به همه شماها صبر پيشه عنايت كند . حسن خوبم و علي نازنينم ـ مادر , پدر و خواهرتان را اذيت نكنيد و به آنها كمك كنيد تا آنها و همچنين خدا از شما راضي باشد.
در پايان وصيت نامه ام از شماها و همچنين ديگران خواهش مي كنم و تقاضا دارم كه هرچه هم كه بودم برايتان عزيز بودم و حتماً هم گريه مي كنيد ولي تا سعي داريد كمتر گريه كنيد . انشاءا... كه خداوند كريم شما را استقامت و پايداري دهد.
والسلام عليكم
.
بسمه تعالی
وصیت نامه گروهباندوم مهندس حسین دست ورجن
قال رسول ا... (ص) % مَن سَمِعَ رَجُلاً یُنادی یا لَلمُسلمین فَلَم یُجَبِهُ فَلَیسَ ؟ %
اگر مسلمانی بشنود که مردی از هرمذهب وآئین مسلمین را به یاری میخواند واز آنان کمک میطلبد اگر به ندایش جواب مثبت ندهد ویاریش نکندمسلمان نیست!
اکنون که وصیت نامه ام را گشوده اید میدانم که چشمهایتان پر از اشک میشود ولی لحظه ای تحمل کنید تا بتوانید این چند کلمه ای را که روی این تکه کاغذ نوشته ام درست توجه داشته باشید.پدرگرامی :بارها فکر من این بود که چگونه انسان میتواند شهید شود چگونه یک انسان حاظر[حاضر] میشود جانش را هدف گلوله قرار دهد ولی این بار خودم آن را آزمایش نمودم دیدم درست است جان عزیز است ولی چه کنیم که اسلام وقران ووطن در خطر است پیش خودم فکر کردم که شاید خونه من وامثال من بتواند قدری این اسلام عزیز را محکمتر سازد چون هیچکس در این جهان زودگذر وجود ندارد که همیشه بتواند خودش را زنده نگاه دارد زیرا قران می فرماید اِنالله وانا اله[الیه] راجعون -وهمه از او هستیم وبازگشت همه ما به سوی اوست امیدوارم که بعد از شهادت من به خوبی خوشی به زندگی خود ادامه دهید وهمیشه در زندگیتان باخدا باشید وبا او راز ونیاز کنید وبرایم دعا کنید گه شاید خدا آنرا بیامرزد% مادر زیز چند کلمه ای را روی این تکه کاغذ می آورم اختصاص به شما دارد.مادرجان میدانم که چغدر[چقدر] برایم زحمت کشیده اید از آن اول کودکی گفته تا موقعی که این وصیت نامه را مینویسم ولی آخرالعمر نتوانستم رضایت شما را جبران نمایم وقتی نتوانستم رضایت شما را جلب کرده باشم امیدوارم که به زندگی شما رونقی بدهید وبتوانید یک زندگی تقریباً مهیا داشته باشید .برادر گرامی شما هم به گردنه من خیلی حق دارید چون با این همه گرفتاریهایی که داشتید به تمام گرفتاریهای من رسیدگی میکردید با این وجود خیلی دلم میخواست که هنوز زنده باشم تا بتوانم لااقل کمی از زحمات شما را جبران نمایم.ولی طولی نکشید که به دیار ابدیت پیوستم ومانند امام خمینی شهید ورهسپار کربلا گشتم.از طرف من از همسرت کافیه حلالیت بطلب زیرا خیلی مدیون ایشان بودم زیرا او با این زحماتی که برای من میکشید بسیار مرا خجل وشرمنده میساخت.وقتی که مسعود ومهران ومعصومه بزرگ شدند مرا به آنها معرفی کن وبگو که خیلی دوستشان داشتم وبگو که چنین عمویی داشتند واز این دنیای فانی رفت وشما را تنها گذاشت. وقتی که جمع هستید وشادی ونشاط در وجودتان هست آن وقت مرا یاد کنید ویاد گذشته مان را روی صحنه بیاورید% خواهر گرامی وخوبم اکنون که به دیار ابدیّت نزدیکتر میشوم اجازه بدهید که یک چند کلمه ای بتوسط کاغذ وخودکاربا شما صحبت نمایم امروز که این وصیت نامه را می نویسم فردا باید برای پاکسازی میدان مین بروم.خواهر جان شما هم به اندازه خود برای من زحمت کشیده اید وتا امروز نتوانستم زحمتهای شما را جبران نمایم واز شماها میخواهم که بعد از شهادتم گریه نکنید درست است که طاقت دوری مرا ندارید ونمی توانید بدون گریه دل تان را خالی کنید ولی کمی به گذشته فکر کنید وببینید چگونه قاسمها-علی اکبرها -علی اصغرها،حسینی ها وعلی ها واین زمان حسینیان دیگر چگونه به خاک خون غلطیده وبه لقاء الله پیوستند تا اسلام وقرآن را زنده نگهدارند من هم جان ناقابل خویش را فدای اسلام وقرآن میکنم تا شاید اسلام محکمتر شود در پایان همانطور که برای مسلم برادرم نوشتم بعد از اینکه شوهر کردید وفرزندی بدنیا آوردید وهمچنین برای بچه های علی وحسن برادرهایم تعریف کنید که چنین دایه وعمویی داشتند وخاطره گذشتهایمان [گذشته هایمان] را یاد کنید وهرگز مرا فراموش نکنید.حسن وعلی خوبم :میدانم آن طور باید وشاید برادر خوبی برای شما نبودم ولی قولی را برای شما داده بودم عملنگردم[نکردم] امیدوارم که مرا ببخشید وانشاالله خدا به همه شما صبر وپیشه عنایت کند حسن خوبم وعلی نازنینم مادر-پدر وخواهرتان را اذیت نکنید وبه آنها کمک کنید.تا آنها وهمچنین خدا از شما راضی باشد% در پایان وصیت نامه ام از شماها خواهش میکنم وتقاضا دارم که هرچه هم که بودم برایتان عزیز بودم وحتماً هم گریه میکنید ولی تا سعی دارید کمتر گریه کنید اینشاالله که خداوند گریم[کریم] شما را استقامت وپایداری دهد. وسلام علیکم همه شماها را به خداوند صبحان[سبحان] میسپارم% دست ورجن وصیت نامه شهید
بسم الله الرحمن الرحیم شهدا شمع محفل بشریتند (امام خمینی)
امروز که این وصیت نامه را مینویسم مورخ 63/1/14 میباشد وقرار است شب 63/1/15 برای انجام مین برداری به مأموریت بروم-بخاطر همین لازم دانستم وصیت نامه ای به این منوال بنویسم: پدر ومادر گرامی در وصیت نامه قبلی که در پادگان توی اسلحه خانه دورساکم میباشد تذکراتی به شما داده ام در اینجا هم ذکر میکنم که تا آنجایی که مقدور است به وصیت نامه ام عمل کنید :اولاً از همه دوستان وآشنایان وفامیلها طلب بخشش میکنم از همه آنها برایم حلالیت بطلبید-وقتی که جسد مرا مشاهده کردید آن را به شهرستان لاهیجان برده وبعد در روستای ذاکله بر(-کوره بر) دفن کنید :ضمن یک مقدار لباس از جمله اورکت ویک عدد بلوز وحوله وچیزهای دیگر از جمله کارت شناسایی ودسته چک در جیبم میباشد آنها را نیز بگیرید ودر ضمن مقداری هم پول توی بانک طلبکار میباشم برایم سوم وهفتم وسیم وشب چهل وسالگرد بگیرید اگر میتوانید بگیرید اگر هم وضعتان نمی رسد لازم نیست.ازبردارنم مسلم خوبم که یک عمر مزاحمش شده ام حلالیت می طلبم -واز حسن وعلی خوبم معذرت میخواهم که نتوانستم برادر خوبی برایتان باشم -همچنین از یگانه خواهر گرامیم شرمنده ام که نتوانستم رضایتش را آنطور شاید وباید جلب کنم-واقعاً از پدر ومادرم شرمنده ام که دلتان را آزرده ام و واقعاً باید مرا ببخشید .امید موفقیت برای فرد فرد شما را از خداوند بزرگ خواهانم 1363/1/14 ساعت 9/15 دقیقه صبح Hossie dast war jen