اسمعیل پیش بین

اسمعیل پیش بین

نام: اسمعیل

نام خانوادگی: پیش بین

نام پدر: طاهر

تاریخ تولد: 1338/12/07

تاریخ شهادت: 1362/02/24

محل تولد: فومن

محل مزار: کلفت بالا

شهرستان محل پرونده: فومن

QR Code اسمعیل پیش بین

هفتم اسفند 1338، در روستای کلفت از توابع شهرستان فومن به دنیا آمد. پدرش طاهر، کشاورز و کارگر بود و مادرش افسر نام داشت. تا سوم متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. بیست وچهارم اردیبهشت 1362، در شیبنیسان بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سینه ، شهید شد. مدفن وی در روستای کلفت از توابع شهرستان زادگاهش قرار دارد. برادرش مرتضی نیز به شهادت رسیده است.

بسم الله الرحمن الرحيم
بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان
انا لله و انا اليه راجعون
بنام خداوند در هم كوبنده ستمگران و ياري دهنده مستضعفان
«وصيتنامه سرباز شهيد اسماعيل پيش بين»
درود بر تمامي مستضعفان روي زمين كه رهبر شان خميني بت شكن است سلام بر اين امام مبارز، سلام به تمامي پيروان خط امام، سلام بر برادران و خواهراني كه برادران خود را در راه تداوم بخشيدن به انقلاب از دست دادند در درجه اول از پدر و مادرم تشكر مي كنم كه توانستند فرزندي تربيت كنند كه به اين انقلاب اسلامي ايمان داشته باشد آ"ها بايد افتخار كنند كه دو فرزند آنها براي اين انقلاب اسلامي خدمت مي كنند و حال سعادت نصيبمان شده تا هر دو نفرمان به جبهه برويم و با دشمن انقلاب و اسلام بجنگيم تا شايد بتوانيم دين خود را براي اين ملت مسلمان و دين مقدس اسلام ادا كنيم و حال كه چنين پيش آمده كه امريكاي جنايتكار بوسيله مزدور خود صدام در منطقه به خاك اسلامي ما تجاوز كرده است اين وظيفه ماست كه از كشور و انقلابمان محافظت و دفاع كنيم پس بنابراين وظيفه اي كه داريم روانه ميدان نبرد مي شوم به كربلاي ايران يعني خوزستان مي روم بلكه بتوانم انجام وظيفه كرده باشم و اگر نتوانستم كه دشمن را از پاي در آورم با دادن جان ناقابل خود به دشمن بفهمانم كه ما مرگ سرخ را بهتر از زندگي نگين مي دانيم و ما هرگز از پا نمي نشينيم و تسليم زور نمي گرديم چون اين راه تمام رهبران و امامان ما بوده و اين خود يكي از اصول و مرام اسلام است كه هميشه با ستمگر و متجاوز در حال جنگ بوده است و اما اي پدر و مادر عزيزم من از شماها شرمنده ام زيرا نتوانسته ام آن حقي را كه بر گردن من داشتيد ادا كنم مي بخشيد و اما من از بين شما مي روم ولي بدانيد كه اين جسم من از بين شما رفته است من از بين نرفته ام بلكه وارد يك زندگي جاودانه گشته ام شما هيچ ناراحت نباشيد افتخار كنيد كه چنين فرزندي از شما در ميدان نبرد حق و باطل براي دفاع از حق و «الله» فدا گشته است پدر و مادرم من از شما نبودم بلكه امانتي بودم نزد شما مرا قدرتي ديگر كه مافوق تمام نيروهاست بصورت امانتي نزد شما گذشته بود و حال آمد و امانت خود را پس گرفت پس شما ناراحت نباشيد بلكه بايد خوشحال باشيد كه اين امانت را به خوبي و به نحو احسن به صاحب اصلي اش برگردانيد پدرم آيا از اينكه از وجود پر ثمر عمرت يك شهيد پرورش يافته در مکتب الهي بيرون آمده است افتخار نمي كني آيا از اين توانسته اي در مهمترين برهه از زمان و آنهم در زماني كه اسلام عزيز در  حملات گوناگون گرگهاي غرب و شرق قرار گرفته است قرباني ناقابلي را اهدا كني خرسند نيستي؟ اگر جواب مثبت است كه درود خدا و رسول خدا بر تو باد كه چه خوب اسلام را شناخته اي و از امتحان الهي سربلند و فاتح بيرون آمده اي و اما مادر عزيزم خوب مي دانم كه طاقت شنيدن خبر شهادت فرزندت را نداري ولي بدان كه بايد صبر و استقامت كرد آيا حسين(ع) در زمين كربلا و يا زينب با آن همه مصيبهايش را فراموش كرده ايد كه زينب چگونه فرياد حسين را در برابر جباران تاريخ اقامه كرد و طاغوتيان را رسوا نمود مي دانم كه هر چند برايت خبر ناگواري است ولي براي اينكه روحم آزرده نشود از شما تنها يك خواهش دارم و آن اينكه هرگز قطره اشكي در چهره ات شاهد نشود و خنده پيروزي و قبول شده امتحان الهي بر لبانت نقش بسته و به خداي بزرگ اثبات كن كه آنچه داده اي تنها يك امانت بوده است و اما برادر و خواهرم مي دانم كه آرزوي حجله دامادي من را داشتيد ولي شما را به خدا قسم مي دهم آنطوري كه مي خواستي در روز دامادي من شاد و خوش باشيد و دوستانم را پذيرايي كنيد همانطور باشيد و اما خواهر و برادر حزب اللهيم من با فرياد لا اله لا الله مي گويم اگر من شهيد شدم بر مزارم گريه نكنيد و اگر اسير شدم انتظار آمدن يك اسير را نكشيد و اگر مجروح شدم به ملاقاتم هجوم نياوريد و اگر ناپديد شدم فراموشم كنيد و به ياد شهيد گم گشته در قبرستان كه رفتيد براي من فاتحه بخوانيد و در آخر وصيتم يك پيامي هم براي ملت ايران دارم هر چند عاجز از صحبت كردن در مقابل شما برادران و خواهران حزب الهي هستم ولي بعنوان يك تذكر و آن اينكه اي برادران حزب الله امام را هرگز تنها نگذاريد و برادران در سنگر را هم ياري كنيد و اما اي گروهكها بي بند و بار كه دست كثيف رهبرانتان در دست امريكاست و با او همكاري مي كنند از اين كارها دست برداريد و هر چه زودتر به دامان اسلام باز گرديد و آخرين كلامم با تشيع كنندگان جنازه ام برايم اشك نريزيد سينه نزنيد من خوش كامم و خوشبختم چرا چون رسالتم را به پايان رساندم اگر اشكي بر مزار من مي ريزيد براي اسلام بريزيد بياييد اشكها را گلوله كنيم و بر سر دشمن فرود اريم بياييد ناله هايمان را پتك گردانيم و دشمن را خوار سازيم و هميشه براي امام عزيز حامي رهبر جهان مستضعفين پير جماران خميني عاشق حسين(ع) را دعا كنيد و جدا از خدا بخواهيد با قلبهاي كوچكتان و پاكتان از خدا بخواهيد خدا او را براي ما و براي مستضعفين حفظ كند. رزمندگان اين جانبازان اين عاشقان خدا و روح الله اين سربازان پاكباز و دلباز اين بچه هاي كه دو دستي سرها را در راه خدا هديه مي دهند و به سوي دشمن مي تازند اينها را دعا كنيد و دولت مردان را دعا كنيد ديگر عرضي ندارم بجز پيروزي رزمندگان اسلام بر كفر جهاني.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي(عج) خميني را نگهدار. الهي آمين
سرباز وظيفه اسماعيل پيش بين

 


 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد