بسمه تعالي
وصيت نامه شهيد ابراهيم وظيفه
وصيتنامه من به بازماندگانم و ديگر آشنايانم:
(و من الناس من بشري نفسه بتغامرضات... و ا... و رئوف بالعباد)
بعضي از مردمانند كه از جان خود در راه رضاي خداي درگذرند و خدا دوستار چنين بندگان است.
بنام الله ياري دهنده انقلاب اسلامي و نابود كننده دشمنان درود فراوان بر امام امت و سلام عاشقان شهادت بر شهيدان اسلام.
من بر اساس رسالت مسووليتي كه در برابر انقلاب اسلامي كه خون بهاي هزاران شهيد و مجروح است به جبهه اعزام شده ام و به جنگ عليه ضد خدا پرداخته ام گام نهادن در اين مسير خدايي را يك فريضه مي دانم و در اين راه اگر دشمن را شكست دهيم پيروزيم و اگر كشته شويم باز پيروزيم چون شهيد شديم به سعادت خود رسیده ايم و در نزد خدا روزي مي خوريم و من يك هدف بزرگ دارم كه آن هم رسيدن به كربلاست و دوست ندارم كه قبل از رسيدن به كربلا شهيد شوم اما در اين راه يك آرزو دارم كه همان نوشيدن شربت شهادت است.
مادر عزيزم ابراهيم با كمال آزادي خاطر اين راه را كه همان راه سرخ حسين است انتخاب كرده و از كشته شدن باكي ندارم چون خداوند كساني را كه در راه حق جهاد كنند ثابت قدم مي دارد مادر عزيز و خانواده رنجورم شايد اين آخرين صحبتم با شما باشد چون در راهي قدم نهادم كه آفريدگارم مي خواهد بندگانش در آن قدم بنهند. مادر جان از تو خواهش مي كنم وقتی خبر شهاتم را شنیدم را حتی یک قطره اشک هم نریزی یا کم تر گریه کنی خو.اهش می کنم چون كسي در دامادي فرزندش گريه نمي كند انشاءالله كه خونهاي ما بتواند ريشه كفر و ظلم را از روي زمين به واسطه ديگران و رزمندگان بكند.مادر جان مي دانم حق شما در گردن من زياد است و من سرپرست خانواده ام و به آن صورت نتوانستم براي شما سرپرستي كنم و نتوانستم نيازهاي شما را برآورده كنم و شرمنده هستم فقط اين موضوع قلبم را تسكين مي تواند ببخشد كه قبل از اعزام توانستم يك آشيانه براي شما فراهم كنم و آنرا هم به آن صورت تكميل نكرده ام. مادر جان خدا حافظت باد و خوشحال باش از اينكه فرزندت را در راه اسلام و استوار ماندن كتاب مقدسمان قرآن مي دهي در آن دنيا فاطمه زهرا بانوي صدر اسلام از تو گله ندارد و در مقابلش رو سپيد هستي و من خوشحال هستم ا زاينكه توانستم به نداي سالار شهيدان حسين بن علي كه از كربلاي ايران برخاسته و پيامي در وجودم زمزمه مي كرد (هل من ناصر ينصرني) لبيك گويم و در راه ياريش قدم بگذارم و نيز به خدا سوگند مي خورم كه راهي را آگاهانه و عاشقانه انتخاب نمودم و در آن قدم گذاردم و همانطوريكه سرورم امام حسين(ع) در مقابل كفر ايستادگي كرد به پيروي از او ايستادگي خواهم كرد و خون ناقابلم را براي برقراري اسلام و قرآن هديه مي كنم شما با صبر بردباري مشت محكمي بر دهان ياوه گويان شرق و غرب بزنيد و براي نابودي آنان از روحانيت مبارز پشتيباني كنيد و نگذاريد كه خداي ناكرده در ميان شما تفرقه بيفتد و خداي نكرده انقلاب را به نابودي بكشاند مادر جان تو و خواهرم چنان حركتي از خود نشان بدهيد كه ادامه دهندگان اين راه براي ديگران باشد و بار ديگر مي گويم كه من امانتي از جانب خدا هستم و خواه ناخواه از اين دنيا مي روم و اين دنيا هيچ ارزشي ندارد و شما را به صبر و استقامت سفارش مي كنم به برادرانم سفارش كن كه آنها تمام حركت خود را براي خدا انجام دهند و طلب علم كنند خصوصا خواهرم را سفارش كن كه برادرت وصيت كرده زينب وار زندگي كند در آخر از تو مي خواهم كه در سوگ فرزندانت ناراحتي به دل راه مده و مرا حلال كن و مادر يك ناراحتي دارم كه آن اين است كه بر سر قبر پدرم نتوانستم بروم و خيلي خجل هستم اگر برنگشتم بر سر قبر پدرم برويد مي دانم دور است اما آن دوري را بپيماييد تا شايد از خجالتي من كم شود و از عمويم هم شرمنده هستم كه زيرا حق او در گردن من زياد است انشاءاله او هم مرا حلال مي كند واز طرفم ولی عادل باشد انشاء اله اما وصیت من به آشنایان ودوستان وتمام شنوندگان پیامم من این خواهش را از ایشان دارم که مردانه وسربلند زندگی کنند وودر زندگی به فکر آخرت باشند همانا که این دنیا کشتزار آخرت است ودر زندگی یا ربا وفای امام امت این قلب تپنده ملت مستضعفین جهان قلبهای تاریخ مظلومین دنیا باشند وبراین ایمان استوار باشند وبه تمام خواهرانم که چون زینب زندگی کنند وبدانند که حجاب آنها کوبنده تر از سلاح وآنها نعمتهای والای خدایی هستندوارزش خود را بدانند وبه تمام برادرانم هم می گویم که درهر کجاکه هستند از خودشان پاسداری کنند تا بر تمام ابر قدرتها بتوانید پیروز شوید وبا یاری شما عزیزان ایران صدام را با شکست مواجه خواهد ساخت چرا که نه از شرق می ترسیم وکنه از غرب در آخر مادر جان باز سفارش می کنم اگر بیشتر ناراحت شدی روح من نیز ناراحت خواهد شد خداحافظ شما را به خدای متعال می سپارم وبر وجود شما افتخار می کنم چون من فرزندی تربیت کرده ای و فدایی اسلام نموده ای . این وصیت نامه را در داخل سنگری که در حدود 300 متر از دشمن فاصله داریم نوشته ام و در این لحظه خمپاره های دشمن دور تا دور ما را خون آلود می کند و سنگر را می لرزاند خداحافظ عزیزان ابراهیم وظیفه .
وصیت نامه شهید ابراهیم وظیفه
وصیت نامه من با بازماندگانم ودیگر آشنایان
(ومن الناس من بشری من نفسه ابتعامرصات ا...وال...رئوف بالعباد )
وبعضی از مردمانند که از جان خود در راه رضای خدا در گذرندوخدا دوستدار چتین بندگان است
بنام ا... یاری دهنده انقلاب اسلامی ونابود کننده دشمنان آن .
درود فراوان بر امام امت واسلام عاشقان شهادت برشهیدان اسلام
من براساس رسالت ومسئولیتی که در برابر انقلاب اسلامی که خون بهای هزاران شهید مظلوم است به جبهه اعزام شده ام وبه جنگ علیه ضد خدا پرداخته ام .گام نهادن دراین مسیر خدائی را یک فریضه می دانم وبه جنگ در این راه اگر دشمن را شکست دهیم پیروزیم واگر کشته شویم باز هم پیروزیم چون شهید شدیم به سعادت خود رسیده ایم ودر نزد خدا روزی می خوریم ومن یک هدفی بزرگ دارم وآن رسیدن به کربلا است ودوست ندارم که قبل از رسیدن به کربلا شهید شوم اما در این راه یا یک آرزو دارم که آن همان نوشیدن شربت شهادت است .مادر عزیزم ابراهیم با کمال آزادی خاطر این راه را که همان راه سرخ حسین است انتخاب گردد واز کشته شدن باکی ندارم چون خداوند کسانی را که در راه حق جهاد می کنند ثابت قدم می دارد .خانواده عزیز،وخانواده رنجورم شاید این آخرین صحبتم با شماباشد چون در راهی قدم نهاده ام که آفریدگارم میخواهد بندگانش در آن قدم بنهدمادر جان ،از تو خواهش می کنم وقتی خبر شهادتم را شنیدی حتی یک قطره اشک هم نریزید یا کمتر گریه کنی خواهش می کنم چون کسی در دامادی فرزندش گریه نمی کند .انشاالله که خونهای ما بتواند ریشه کفر وظلم را از روی زمین به واسطه دیگر برادران ورزمندگان بکند .مادر جان می دانم حق شما بر گردن من زیاد است ومن سرپرست خانواده ام وبه آن صورت فقط این است که نتوانستم برای شما سرپرستی کنم ونتوانستم نیازهای شما را برآورده کنم وشرمنده هستم ،فقط این موضوع قلبم را تسکین می تواند ببخشد که قبل از اعزام توانستم یک آشیانه ای برای شما فراهم کنم وآن راهم به آنصورت کامل نکرده ام .مادر جان خداحافظت باد وخوشحال باش از اینکه فرزندت در راه اسلام استوار مانده ،کتاب مقدسمان قرآن بدهی در آن دنیا فاطمه زهرا بانوی صدراسلام از تو گله ندارد ودر مقابلش رو سپید هستی ومن خوشحال هستم از اینکه توانستم به ندای سالار شهیدان حسین بن علی (ع)که از کربلای ایران برخاسته وبلوایی در وجودم زمزمه می کرد (هل من ناصر ینصرنی)لبیک گویم ودر راه ودر آن قدم گذارم وهمانطور که سرورم امام حسین (ع)در مقابل کفر ایستادگی کرد به پیروزی[پیروی] از او ایستادگی خواهم کرد وخون ناقابلم را برای صبر وبردباری مشت محکمی بر دهان یاوه گویان شرق وغرب بزنید وبرای نابودی آنان از روحانیت ماپشتیبانی کنید ونگذارید خدای نا کرده در میان شما تفرقه بیفتد وخدای ناکرده انقلاب را به نابودی بکشاند .مادر جان وتو حرکت زینبی از خود نشان بدهید که ادامه دهندگان این راه برای دیگران باشید وبار دیگر می گویم من امانتی از جانب خدا هستم وخواه ناخواه از این دنیا می روم واین دنیا هیچ ارزش ندارد وشما را به صبر واستقامت سفارش می کنم وبه برادرانم سفارش کن که مادرآنها تمام حرکت خود را برای خدا انجام دهند وطلب علم کنند خصوصاً خواهرم را سفارش کن برادرت وصیت کرده که زینب وار زندگی کند .در آخر هم از تو می خواهم که در سوگ فرزندانت ناراحتی بدل راه مده ومرا حلال کن ومادر یک ناراحتی دارم که آن این است که بر سر قبر پدرم نتوانستم بروم وخیلی خجل هستم اگر برنگشتم بر سر قبر پدرم بروید میدانم دور است اما آن دوری را بپیمائید تا شاید از خجالتی من کم شود واز عمویم هم شرمنده هستم که زیرا حق اودر گردن من زیاد است انشاالله او هم مرا حلال کند واز طرفم ولی عادل باشد انشاالله اما وضعیت [وصیت]من به آشنایان ودوستان وتمام شنوندگان پیامم. من این خواهش راازایشان که مردانه وسربلندزندگی کنندودرزندگی به فکرآخرت باشندهماناکه این دنیاکشتزارآخرت است ودرزندگی یارباوفای امام امت این قلب تپنده ملت مستضعفین جهان وچراغ قلبهای تاریک مظلومین دنیاباشندوبراین ایمان استوارباشد.وبه تمام خواهرانم که چون زینب زندگی کنندوبدانندکه حجاب آنهاکوبنده ترازسلاح خونین من است وآنهانعمتهای والای خدایی هستندوارزش خودرابدانندوبه تمام برادرانم هم میگویم که درهرکجاکه هستندازخودشان هم پاسداری کنندتابرتمام ابرقدرتهابتوانیدپیروزشویدوبایاری شماعزیزان ایران ،صدام راباشکست مواجه خواهدساخت چراکه نه ازشرق میترسیم ونه ازغرب درآخرمادرجان بازسفارش میکنم اگربیشترناراحت شدی روح من نیزناراحت خواهدشد.خداحافظ شمارابه خدای متعال میسپارم وبروجودشماافتخارمی کنم چون من فرزندی تربیت کرده ای وفدائی اسلام نموده ای.این وصیت نامه رادرداخل سنگری که درحدودسیصدمترازدشمنان فاصله داریم نوشته ام ودراین لحظه خمپاره های دشمن دورتادورماراخون آلودمی کندوسنگررامیلرزاند. خداحافظ عزیزان ابراهیم وظیفه