صادق احسان بخش مستحسن

صادق احسان بخش مستحسن

نام: صادق

نام خانوادگی: احسان بخش مستحسن

نام پدر: غلامرضا

تاریخ تولد: 1311/02/03

تاریخ شهادت: 1380/03/16

محل تولد: صومعه سرا

محل مزار: مصلی

شهرستان محل پرونده: رشت

QR Code صادق احسان بخش مستحسن

سوم اردیبهشت 1311، در روستای لیفشاگرد از توابع شهرستان صومعهسرا به دنیا آمد. پدرش غلامرضا، کشاورز بود و مادرش سیدهزینب نام داشت. در حوزه علمیه درس خواند. نماینده ولیفقیه و امام جمعه شهرستان رشت بود. سال 1336 ازدواج کرد و صاحب سه پسر و هفت دختر شد. بیست و ششم فروردین 1361، در مسجد کاسه فروشان رشت توسط سازمان مجاهیدن خلق(منافقین) مورد سوءقصد قرار گرفت و مجروح شد. چهاردهم خرداد 1380، به دلیل نارسایی کلیهها و قلب و عوارض ناشی از جراحات وارده، به شهادت رسید. پیکرش در مصلای همان شهرستان به خاک سپرده شد.

وصيت نامه 
الحمداله اقرا بنعمته و اشهدان لا ا...اله ا...وحدلا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و ان جا به الحق صلي ا...علیه و علي اهل بيته الطبين الطاهرين المعصومين و اشهدان علينا اميرالمومنين و الحسن و الحسين و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفربن حمد وموسي بن جعفر و علي بن موسي و محمدبن علي و علي بن محمد والحسن ن عل و الحجته قائم المنتظر صلوات...عليهم اجمعين ائمتي و سادتي و شفعائي بهم اتولما و من اعدا ئم  ابتر اشهدان الموت حق و لساعته و ان يبعث من في القبور وا...النشور اللهم يسر الهم بارك لي الموت و احوال القبر و ما بعد  الموت اللهم اغفرلي و لا خواننا الذين سيقونا با لابمان و الشهادت. و بعد زعر انساني ناگزير  است كه شربت مرگ  را بنوشد و براي نوشيدن شربت مركگ راههاي مختلف است بهترين آنها شهادت است لذا همه اوصا اين تقاضا را از خداوند داشتند كه شهيد شوند حال كه بهترين شهادت است اللهم الرزقني الشهادت و قتلافي سبيلك.اي خداي كريم حال كه به سو تو در سرا ديگر مي آيم مرا پيش خلايق آخرت رسوا مساز و چون دنيا برايم ستاري كند خداوندا آه دشوار است مدت طولاني و حساب تو را پس دادن بسيار مشكل  اگر تو نبخش به كه شناه برمآري اشك جشمي كه در خانه روستايي پدرم مي ريخت ما كه هنوز به سن بلوغ نرسيده بودم به سوي تو كشيد و از سال 1324 شمسي كه به مدرسه مهديه آمدم سعي كردم رضاي تو را جلب كنم و دانسته معصيت نكنم خوب درس مي خواندم جست و چابك بودم پدرم که به شهر آمد احساس كردم در كنارشان نمي توانم درس بخوانم به قم رفتم حوزه وسيع روحانيت را ديدم در اين حوزه درس استادي ما به خود جلب و متوجه به او شدن و او روح  خدا و حقيقتي از اسلام بود او گمشده همه طلاب بود و در ساعت درس او پر از پا نمي شناختم او سوزي داشت كه طلاب بود و در ساعت درس  حاضر مي شدند به هر حال من بعد از فوت آيت ا...بروجردي  كه او را به زحمت شناختم خانواده من از ايشان تقليد مي كردند او ما را ساخت او كه روح خدا بود و به ما روحيه داد اگر چه نتوانستم چون او شوم ولي در هر شهري كه رفتم نمودي از آن شدم خداوندا اگر ديگران ندانند تو مي دان  در شهري  كه كه من زندگي  مي كردم كسي كه پنهان و آشكار ترويج افكار او مي كرد من بودم خداوندا چون از علما پيمان گرفته بودي كه در روزهاي حساس بايد به ياري آن بشتابيد در اين شهر نداي امام مرا نداي سازنده مرا نداي استاد بزرگوار مرا نداي اسلام عزيز را نداي تو را از؟؟؟؟به مردم ابلاغ كردم و مي دانستم امت پاداش و مزد خوبي نمي  دهند ولي من به خاطر مزد و اجز از مردم كه قيام نكردم من نداي تو را از حلقوم  خميني بزرگ آوا گرفته بود سر م دادم از سال 40 و عد از رمضان 1357 بي امان  و فوق طاقت باي احيا دينت و انقلاب كوشيدم حال كه به سوي تو مي ايم و فدت علي الكريم ؟؟؟؟ من الحسنات والقلب السليم و حمل الزا اقبح كل شي اذا كان الوفود علي الكريم. خداوندا دوستان من شربت شهادت را يكي پس از ديگري نوشيدند خداونددا چه مي شود اين توفيق را هم نصيب  من سازي خداوندا اگر زحمات و فعاليتهاي من در اسلام مورد رضايت تو قرار گرفته چه مي شود مرا هم مفتخر به شهادت كني گاهي نفس سركش به من هم ؟؟ي زند كه چرا مي خواهی بميري مگر تو ده بچه نداری مگر غا؟؟ه سنگين نداري به خود مي آيم كه عائله من خدا دارد چه غم دارد فقط  از تو م خواهم ه عنايت خودت را از اينان دريغ نداري و من براي اينها زندگي ر؟؟ نگذاشته ام اگر چه دشمنان ما جز سرمایه داران دانسته ولي من طبع عالي داشتم و اظهار عجز و فقر پيش  بندگان تو نكردم من فرزندانم را به تو ميسپارم و بس.
سخني با فرزندانم: فرزندانم من كودكي از ده بودم در كنار سفره دين و شخصيت بزرگ منطقه برگ شدن و هر عنوان كه دارم همه از دين است و از كنار سفره دن و اسلام گوشت و پوست شما روييده است اگر چه سعي كردم از سهم امام به شما ندهم ولي سراسر وجودم مال امام زمان (ع) است شما خدا  را فراموش نكنيد در عبادت و اخلاق نمونه باشيد يك لقمه بخوريد و لقمه ديگر را به بندگان خدا بخورانيد سفارش مي كنم همان طوري كه الان با هم مهربان و صميمي هستيد پس از مادرتان و من با هم مهربان باشيد مدت ترك من گله و شكايت نكنيد به مردم و روحانيت سفارش مكنم وحدت خود را حفظ كنيد اگر چه امكان دارد بعضي از روحانيت از من گله مند باشند كه چرا در پاره اي موارد وحدت عمل نشان نمي دهم ولي به همه سفارش مي كنم شما صاحبان حق و مروجان شريعت هستيد صبر در مقابله ناملايمات و موضع گيري ها را شعار خود كند و از قرآن مجيد باموزيد خدا العفو امر بالعرف واعرض عن الجاهلن. و سخني با مردم: از . روحانيت فاصله نگيرد و پيروي از روحانيت و رهبريت را وظيفه شرعي خود دانيد و از تفرقه و جدايي بر حذر باشيد از ظلم و احتكار و گران فروشي اجتناب كنيد و نسل جوان را به عنوان آينده انقلاب اسلامي بداريد

 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد