اسماعیل اشکانی فرشتمی

اسماعیل اشکانی فرشتمی

نام: اسماعیل

نام خانوادگی: اشکانی فرشتمی

نام پدر: علی

تاریخ تولد: 1347/10/10

تاریخ شهادت: 1367/02/03

محل تولد: املش

محل مزار: خرشتم

شهرستان محل پرونده: املش

QR Code اسماعیل اشکانی فرشتمی

دهم دی 1347، در روستای خرشتم از توابع شهرستان املش به دنیا آمد. پدرش علی، در جهادسازندگی کار میکرد و مادرش رقیه نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار کمیته انقلاب اسلامی در جبهه حضور یافت. سوم اردیبهشت 1367، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به صورت، شهید شد. مدفن وی در زادگاهش واقع است.

( وصیت نامه شهید اسماعیل اشکانی ) خداوندا به تو پناه می برم و از تو کمک می طلبم .
بسم الله الرحمن الرحیم . 
بنام خداوند بخشنده مهربان  
"من المومنین رجال و صدوقوا ماعا هو الله علیه فمنهه من قفی نحبه و منهم  من ینظر" 
از مومنین مردانی هستند که با آنچه با خدایشان عهد بستند و صادقانه عمل کرده و جان خویش را از دست داده اند  و گروهی نیز در انتظار شهادت به سر می برند . با  سلام و درود به امام عزیز و با سلام درود به شهیدان و با سلام و درود به خانواده های شهیدان . خدایا هنگامی که این نوشته را به عنوان وصیت نامه می نویسم  باری از گناه در قلبم سنگینی می کند . خدایا میدانم که لیاقت شهید شدن و پیوستن به مجاهدین را ندارم و به یزرگی تو از اینکه دریای رحمتی امیدوارم . خدایا هر در تفکر راستم  جایگاه خویشتن را در عمق دوزخ می بینم و گاه به یاد رحمتت می افتم . بسیار خوشحال و امیدوار می گردم یعنی از آنجا که گناه از جنود شیطان است و جهاد دری از درهای بهشت است مسرور می شوم موازنه بر قرار می گردد  خدایا دوست ندارم در بستر مرگ بمیرم می خواهم در  شهادت به خون غلطم . تا از خدا بی خبرها همانهایی که به ناموس و دین و قرآن تجاوز می کنند بدانند اگر پیکرم  را صد پاره کنند اگر پاره تنم را بسوزانند و اگر خاکسترم را به دریا بریزند  از ته دل  چه خروشان دریا صدایم را خواهید شنید که زیاد می زنم اسلام پیروز است و شرق و غرب نابود است .  . و اکنون به دریای خروشان امت هم امروز چشم دشمنان داخلی به شماست و شیاطین تمام امکانات را برای برانداختن  این جمهوری به کار گرفته اند و امروز چشم انقلابیون جهان از فلسطین تا الجزایر مصر و عراق به شماست و ما در نعمت اسلامی ام و نمی فهمیم که در دریا هستیم و به دنبال آب می گردیم و اکنون چند جمله  ای با خانواده عزیزم و دوستانم وبرادران وخواهران سخن می گویم .سلام  ای مادر عزیزم در شهادتم ناراحت نباش زیرا دشمن از گریه کردنت خوشحال می شود و هر وقت به یاد من افتادی صحنه کربلا را به یاد بیاور که زینب (ص) در روز عاشورا چه صبری داشت و اگر خواستی در عزایم گریه کنی  بگو برایت روضه امام حسین (ع) بخوانند و از من راضی باشید و حلالم کنید اما شما پدر جان سلام از اینکه 17 سال برایم زحمت کشیدی ولی فرزند لایقی برای شما نبوده ام امیدوارم من را ببخشید و خوشحال باش که فرزندت را مانندابراهیم اسماعیلت به قربانگاه فرستادی ( و خوشحال باش امانتی که از طرف خداوند در دست شما بود  در راه خودش داده ) و در خاتمه ای خانواده بزرگوارم  من از طرف خداوند بزرگ امانتی بوده ام  در دست شما  عنایت شکر کنید که امانت را در راه خدا و امام حسین داده اید خداوند انشاءالله به خانواده شهیدان صبر  عنایت بفرماید . امین . در پایان  دعا به جان امام . خدایا خدایا تا  انقلاب مهدی خمینی را نگهدار . رزمندگان اسلام را پیروز و سلامت بگردان . وصیت نامه بنده گناه کار  اسماعیل اشکانی. 
 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد