سیدمعروف ایرانی کلور

سیدمعروف ایرانی کلور

نام: سیدمعروف

نام خانوادگی: ایرانی کلور

نام پدر: سیدحسین

تاریخ تولد: 1344/07/01

تاریخ شهادت: 1367/01/15

محل تولد: صومعه سرا

محل مزار: گوراب زرمیخ

شهرستان محل پرونده: صومعه سرا

QR Code سیدمعروف ایرانی کلور

یکم مهر1344، در روستای پشتمسار از توابع شهرستان صومعهسرا به دنیا آمد. پدرش سیدحسین، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. سال1364 ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. پانزدهم فروردین 1367، با سمت فرمانده گروهان در بانه توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر و کتف، شهید شد. مدفن وی در مسجد آقا سید ابراهیم روستای گوراب زرمیخ از توابع شهرستان زادگاهش واقع است.

وصیت نامه شهید سید معروف ایرانی 
بسم الله الرحمن الرحیم . وصیت نامه سردار رشید اسلام برادر سید معروف ایرانی فرمانده گروهان (یا حق ) از گردان سلمان لشکر قدس . یا ایها اللذین آمنوا هل ادلکم علی تجارة تنجیکم من عذاب الیم تومنون بالله و رسولهی و تجاهدون فی سبیل الله به اموالکم و انفسکم ذالکم خیراً لکم ان کنتم تعلمون ) . اکنون قلم به دست گرفتم و جملاتی را به عنوان وصیت بر روی کاغذ می گمارم هر چند این ارزش را در خودم احساس نمی کنم که وصیت نامه بنویسم اما چون  امری است واجب و وظیفه مسلمانی پوینده حکم می کند به ناچار می نویبسم عزیزانم مرگ حق است و انسان باید دنیای پر زرق و برق را وداع بگوید چه خوب است که راه شهادت را برگزیند که سعادت اخروی در آن است و امیدوارم که خداوند جان ناقابلم را به درگاهش بفرماید و گناهاننم را عفو کند . هر چند دل پر دردی دارم ولی افسوس که کاغذ موجود گنجایش نوشتن را ندارد حالا فریاد مظلومانه کودک 10 ماهه ام را که فریاد یتیمی سر می کشد در درونم احساس مس کنم و در به دری همسر درد کشید ه ام را به وضوح می بینم اینها هیچ کدام برایم درد نیستند چون راهی را انتخاب کرده ام  می دانستم چنین مسایلی وجود دارد اما از دردی می نالم که از جهل عده ای  بر من وارد گشت . بله ای کسی که وصیت نامه را میخوانی من ارتشیها و حرفهای مومنین حسود و مسلمان نمادهای دوران می نالم و حق دارم بنالم . حرفهائیکه من شنیده ام و تهمتهایی که بر من زد ماند از تیر و ترکشهای بعثیون برایم  سوزناکتر و کشنده تر بود من آگاهانه راهم را انتخاب کرده ام و و هیچ گونه تحمیلی و تحریکی در انتخابم وجود نداشت . امت حزب الله اگر دل امام را خدای ناکرده به درد بیاورید دل فرزند زهرا (س) امام مهدی (عج) را به درد آورده اید  دوش به دوش مانند صف آهنین در مقابل دشمنان خدا بایستید که پیروزی با دین خداست پدر و مادر عزیزم اکنون که این وصیت نامه را می نویسم بفکر شما هستم زیرا با مشقت مرا بزرگ کرد ما باید صبور باشید زیرا امانتی بودم که از پیش شما رفتم مرا ببخشید اگر از پیش شما رفتم تقصیر نداشتم چون دین و قرآن ما در خطر بود ... برادرانم میر شمس جان - غفور جان می دانم خیلی مرا دوست داشتید ولی خدا میگوید کسی را دوست دارم که باارزشترین چیزش را در راهم بدهد . شما برادر داده اید بیاد ابا عبدالله گریه کنید که تمام اصحابش را داد؟ و و فردا کمر شکسته شما را پیش حسین (ع) ببرید و بگویید ما هم برادر داده ایم و با تو هم دردیم ، صابر و ثابت قدم باشید . خواهرانم زینبی باشید زینبی زندگی کنید و مثل زینب (س) بمیرید شما پیش زینب (س) روسفید هستید صدای شما را بعد از شهادتم بلند نکنید که نامحرم بشنود و اصلاً شهادت در راه خدا گریه ندارد . سخنی با خدایم دارم با معبودم با کسی که مرا آفرید خداوندا ! من بنده خوبی برایت نبودم وظائفم را که برایم معین کرده بودی انجام ندادم ولی پروردگارابرای یک بار هم شده خالصانه تو را سجده کرده ام پس از تو میخواهم مرا ببخشی . دوست دارم تیر و ترکش خمپاره آنطوریکه خدا میخواهد بر بدنم اصابت کند تا با رضایت او باشد و گناهانم عفو گردد . در آخر از برادر فیض اله حسینی میخواهم که در مراسم من سخنرانی بکند . به خانواده ام اجازه می دهم که محل دفنم  را خودشان انتخاب کنند . والسلام مورخه 66/1/25  شب سه شنبه با تقدیم احترام سید معروف ایرانی .
 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد