بهمن باوفای قرابائی

بهمن باوفای قرابائی

نام: بهمن

نام خانوادگی: باوفای قرابائی

نام پدر: قسمت

تاریخ تولد: 1342/11/20

تاریخ شهادت: 1367/04/21

محل تولد: صومعه سرا

محل مزار: قرابا

شهرستان محل پرونده: صومعه سرا

QR Code بهمن باوفای قرابائی

هفدهم فروردین 1342، در روستای قرابا از توابع شهرستان صومعهسرا به دنیا آمد. پدرش قسمت، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان گروهبان دوم ارتش در جبهه حضور یافت. بیست و یکم تیر 1367، در موسیان توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مدفن وی در گلزار شهدای بخش ضیابر از توابع شهرستان زادگاهش واقع است. باوند، فرهاد/ الف - س: پانزدهم آذر 1347، در روستای دیزگاه از توابع شهرستان طوالش به دنیا آمد. پدرش اسد، کشاورز بود و مادرش قزی(فوت1354) نام داشت. تا سوم ابتدایی درس خواند. کارگری میکرد. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. چهارم تیر 1367، در طلائیه به شهادت رسید. اثری از پیکرش به دست نیامد.

بسمه تعالی
من میمیرم اما مرگ من ، مرگ زندگی من نیست ! مرگ من انتقامی است که زندگی از جعل کننده نام خویش خودش را می  گیرد؟ من میمیرم تا زندگی زیردست و پای مرگ نمیرد . مرگ من عصای  یک زندگی است که نمی خواهد بمیرد . اگر اجازه برای ادامه زندگی بنا به خواسته خود که با چه کسی بقیه عمرم را سپری کنم به من می دادن بسیاری از مسائل حل می شد . من نمی دانم با آنکه خداوند از سرنوشت هر انسانی آگاه است پس چرا او را بوجود می آورد . یک فردی را آنقدر در آسایش  چه از نظر معنوی و چه مادی باشد قرار می دهد. و یک فردی را هم بر عکس آن خلق می کند با این حال خداست که هم قادر و آگاه و تواناست و شاید هم او در خلقت خود هدفی دارد. با این حال رضا  هستم  به خواست او ...دیگر قلم در دستم قرار ندارد و من هم تا حدی از آنچه  را که بر اندیشه و خواستم بود بروی کاغذ آوردم ... زندگی من ، طپش  قلب شوم بود ولی شکسته  ، در لحظات آخر چنین بود ... از آن روز ازل روزم چنین بود       عنان در چنگ عشق آسمان                                  نشاطم شیون باد خزانی ...حیاتم: پیری قبل از جوانی  . سیه زنجیر  فقر تیره بر دست 
اسیر این محیط ظالم پست                                    از آن روز ازل روزم چنین بود
چنین بود ... چنین  هست تا دم مرگ                      توئی . مادر خدا حافظ که مردم               نمی دانم در این لحظات آخر
حلالم می کنی           شیری که خوردم  .خداحافظ  ای خاطرات گذشته کوتاه و اندوه . خداحافظ من رفتم.65/7/20.

گالری تصاویر