صفرعلی اسدی راسته کناری

صفرعلی اسدی راسته کناری

نام: صفرعلی

نام خانوادگی: اسدی راسته کناری

نام پدر: مسلم

تاریخ تولد: 1340/01/02

تاریخ شهادت: 1361/04/23

محل تولد: صومعه سرا

محل مزار: راسته کنار

شهرستان محل پرونده: صومعه سرا

QR Code صفرعلی اسدی راسته کناری

شهرستان رشت واقع است. 

اسدي­راسته­كناري، صفرعلي

 دوم فروردين 1340، در روستاي راسته كنار از توابع شهرستان صومعه سرا به دنيا آمد. پدرش مسلم، كشاورز بود و مادرش خانم­گل نام داشت. تا پايان دوره ابتدايي درس خواند. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور يافت. بيست و سوم تير 1361، در بصره عراق به شهادت رسيد. اثري از پيكرش به دست نيامد. مزار يادبود وي در زادگاهش واقع است. 

بسم الله الرحمن الرحیم وصیت نامه صفر علی اسدی بنام خداوند در هم کوبنده ستمگران اوّل از همه سخنم با شما پدر و مادر مهربانم، چند سال که زحمت من را کشیده اید و مرا به این جا رسانیده اید، امیدوارم که در این دوران مرا بخشیده باشید ، چون راه من راهی است که تمام ملت ایران دارند ادامه می دهند من هم یکی از آنها می باشم . من در دوران زندگی خود شاید یک کاری برای خدا انجام نداده باشم تا این کار من که دارم در راه خدا انجام می دهم بلکه پیش خدای بزرگ سرافراز گردم، پدر و مادر مهربانم شما برای من زحمت کشیده اید و مرا به این درجه رسانده اید تا در راه دین و دفاع از وطن خود جان بسپارم. امیدوارم که بعد از شهادتم هیچ درباره من ناراحت نباشید و از شما این راه می خواهم که بعد از شهادتم هیچ برای من گریه نکنید و لباس سیاه نپوشید و من اینها را از شما می خواهم امّا مادر جان من که از علی اکبر عزیزتر نیستم و این [؟][؟] بنابراین راه آن بزرگوار را انتخاب کرده ام تا فردای قیامت پیش خدای بزرگ و پیش حضرت علی اکبر سربزیر نباشم پدر جان و مادر مهربانم، من چیزی که از شما می خواهم این است که ، اگر روزی برادر کوچکم بزرگ شده و [؟] او را هم به راه من هدایت کنید تا [؟] از دین خود و از وطن خود دفاع کند و امّا یک [؟] وصیّت دارم به خواهرانم بعد از شهادتم مادرم را تنها نگذارید و از خواهر بزرگم می خواهم که مادرم را پیش خودش نگهداری کند، و نگذارد که مادر [؟] تنهایی بسر برد، پدر مهربانم و مادر بهتر از جانم اگر افتخار شهادت نصیبم من شد، مادرم [؟] به تمام فامیلهای من بگویید که بعد از شهادتم گریه نکنند و از من راضی باشند و لباس سیاه [؟] برای من نپوشند، چون دوست ندارم. که کسی بخاطر من لباس سیاه بپوشند . مادر جان شیرت را [؟] حلالم کن چون که این بزرگترین هدیه ای است که شما مادر، به من داده اید .مادر تو در پیش من بزرگترین مقام و ارزش را داری و من تو را بیشتر از همه کس دوست دارم. پدر جان دیگر سفارش نمی کنم جان تو و جان مادرم درود بر خمینی مرگ بر صدام کافر روز دوشنبه مورخه 1360/2/28

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد