سیدامین موسوی لشمرزمخی

سیدامین موسوی لشمرزمخی

نام: سیدامین

نام خانوادگی: موسوی لشمرزمخی

نام پدر: میرغفور

تاریخ تولد: 1351/01/01

تاریخ شهادت: 1365/06/10

محل تولد: صومعه سرا

محل مزار: اسفند

شهرستان محل پرونده: صومعه سرا

QR Code سیدامین موسوی لشمرزمخی

یکم فروردین 1351، در روستای اسپند از توابع شهرستان صومعهسرا به دنیا آمد. پدرش سید غفور، کشاورزی میکرد و مادرش طاهره نام داشت. دانشآموز دوم راهنمایی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. دهم شهریور 1365، در حاج عمران عراق به شهادت رسید. اثری از پیکرش به دست نیامد. مزار یادبود وی در مسجدجامع زادگاهش واقع است.

                    بسمه تعالي
                وصيت نامه شهيد سيد امين موسوي
فقاتلوا ائمه الکفر انهم لا ايمان لهم . با پيشوايان کفر بجنگيد که هيچ پيماني براي آنها نيست. 
با نام خداي سبحان سخنم را آغاز مي کنم تا با ياد او دلها آرام گيرد. تا ديده سربسته شود و ديده دل باز گردد. و کارها خالصانه براي خدا باشد. خداوندا تو خود شاهد و گواهي اين حقيقتي که من بخاطر حق و حقيقت به جبهه حق عليه باطل آمدم. تا بتوانم دين خود را نسبت به اسلام اداکنم. سلام . سلام بر تو اي حسين (ع) اي سيد الشهداي صحنه کربلا. و سلام بر تو اي يادآور حماسه و تاريخ کربلاي حسيني اي امام اي قلب طپنده [تپنده] اسلام و مسلمين و سلام بر تو اي شيرلان سلحشوران ايران بخصوص دلاور مردان صحنه نبرد جبهه هاي غرب.
خلاصه براي همه شما شايستگان خدا سلام گرم دارم. بلي برادر و خواهرم امروز روز نبرد هست و پيکار با دشمن زبون و محيّا[مهيّا] شدن کار يکايک امت اسلامي تا با ياري شما و با نيروي خداي بتوان دشمن حق را از صحنه  روزگار محو و نابود کرد. خداي را شکر که توانستم قدم در راه محور حقيقت بردارم و عمر کوتاهم را در راه آن معبود حقم به پايان برسانم خدايا با اميد تو وارد صحنه شده ام تا بتوانم يکي از مقربين درگاهت شوم قدم اول با اميد تو اي خداي بزرگ از خانه خارج شدم. و با نشاط دلبستگي بتوانم به معنويات بي پايانت نائل شوم. اين عقيده و تفکر بنده حقيرت را بپذير در فکر اين بودم چرا نمي تواند گل در ميان خار باشد؟ مگر گل با خار چه تضادي دارد و چرا بايد مسلمان در جهان مظلوم باشد. مگر نه اين است باعث مظلوم بودن وجود ظالم است؟ گفتم مادرم تفنگم را بياور لباسم را آماده کن تا خود را آماده براي نبرد کنم. بلي برادرم تشخيص دادم خطي که هرگز فراموش شدني نيست راهي که انسان را به معبودش نزديک مي سازد خداوندا تو خود وعده داده اي که کشته شدگان در راهت زنده اند تو خود گفته اي که مشتري جان و مال مؤمنيني پس چرا خود را در راهت فدا نکنم مگر کمتر از بندگان خالص و مخلص توام؟ خدايا ما را در اين نبرد ياري و راهنما باش و اسلام و مسلمين را سربلند کن و دشمنان قرآن را نيست و نابود بگردان. سلام و درود بر شما اهل خانواده ام که مرا در راه اسلام تشويق کرديد و فرزندي تربيت نموديدا که راه حسين (ع) و عشق به حسين (ع) را در دل و سر داشت و حسين زمان را لبيک گفت. پدر بزرگوارم اگر خداوند بزرگ مرا جذب کرد و نتوانستم به خانه برگردم در مرگ من ناراحت مباش به اميد وعده خدا تو را در روز آخرت خواهم ديد. مادرم تو بزرگوار و شير زن زماني و اگر شهيد شدم در مرگم گريه مکن و اگر گريه کردي به ياد حسين (ع) باش و بخاطر آن گريه کن زيرا حسين (ع) کس نداشت که در سر قبرش گريه کند. برادر بزرگوار و عزيزم سلام بر شما که با تفکر صحيح تان مرا راهنمائي و خط اصيل اسلام را به من آموختيد و از آن زحمات شما بسيار سپاسگذارم و از خداوند بزرگ مي خواهم که به شما اجر عظيم عنايت فرمايد. خانواده ام. شما تنها کسي نيستيد که فردي را از دست داده ايد بلکه خانواده هاي مثل شما هستند و قدري هم به ياد آنها بخصوص بچه هاي که پدر و مادر ندارند راستي عزيزانم شما اگر بر سر قبر من گريه کنيد چه کس بايد بر سر قبر آنها گريه کند دوستانم اميد همه ما بر اين بوده و هست که راه حق و حقيقت را در پيش گيريم تا بتوانيم قطره اي از درياي بيکران الهي گرديم. و بيائيم امت واحده  باشيم تا دشمن هرگز به خود اجازه ندهد که به کشور اسلامي مان تجاوز کند. چگونه خائنين در هنگام ضربه به اسلام متهد [متحد] هستند اما ؟ واحده نباشيم. خواهر حفظ حجاب يکي از اصول اسلامي است آن را حفظ کن تا بتواني با حفظ حجاب دشمن را به وحشت درآوري و به ياد زينب و مادر امامت حضرت زهرا باش و شفاعت را از او بخواه. مادر و پدر بزرگوارم از اين که اميدتان براين بود که اواخر زندگي دستگيرتان شوم و بتوانم جبران آن همه زحمات شبهاي کودکي مرا جبران کنم. امّا عمر زمانه به من اجازه نداد و به سوي معبودم شتافتم اميدوارم مرا ببخشيد. و اجر را از خداي تبارک و تعالي بگيريد. راستي من فرزند شما بودم و اين امانتي بود که خدا به شما داده بود چرا از اينکه خدا امانت را از شما مي گيرد ناراحت مي شويد در حالي خداوند اين امانت را به شما مي داد خوشحال بوديد. 
و شما اي دوستانم روزي بود که من در ميان شما بودم و حال که در ميان شما نيستم چه چيزي را احساس مي کنيد از شما مي خواهم که دنباله روي امام عزيز باشيد و سنگر مساجد را خالي نگذاريد و يادآور حماسه زنده عاشورا باشيد و اسلحه هيچ شهيدي را به زمين مگذاريد و سنگر آنها را خالي نکنيد در پايان يادآور مي شوم که به حبل خدا متصل شويد از تفرقه و جدائي بپرهيزيد و همه متحد و منسجم در راه خدا خدمت کنيد اگر چنين نشود بايد قبول کنيم که پيروز نخواهيم شد. و اگر مقصودمان خدا باشد يقيناً پيروزي از آن ماست و انشاء .... پيروزي از آن اسلام و شکست با کفر است. خداحافظ همگي شما مرا در مسجد ؟ بخاک بسپاريد. خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار.
وصيّت نامه شهيد سيّد امين موسوي 
از برادر عزيزم رضا يوسفي مي خواهم که بعد از مرگم وصيّتم را بخواند 
مرا در پهلوي قبر برادرم هادي قرباني به خاک بسپاريد كدشناسايى  :1731579
كدبايگانى  :6535861
نام  :سيدامين
نام خانوادگى  :موسوى
نام پدر :سيدغفور
تاريخ‌تولد  :01/01/1351
ش.ش   :1
محل‌صدورشناسنامه   :صومعه‌سرا
تاريخ شهادت  :10/06/65
نوع حادثه  :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى
شرح حادثه  :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه
استان  :بنيادشهيداستان‌گيلان
شهر :اداره‌بنيادشهيدصومعه‌سرا
وصيت‌نامه   :بسم‌رب الشهداء و الصديقينفقاتلوا ائمه الكفر انهم لاايمان لهم     با پيشوايان كفر بجنگند كه هيچ پيمانى براى آنها نيست.
با نام خداى سبحان سخنم را آغاز ميكنم تا با ياد او دلها آرام گيرد. تا ديده سر بسته شود و ديده دل باز گردد و كارها خالصانه براى خدا باشد خداوندا تو خود شاهد و گواهى اين حقيقتى كه من به خاطر حق و حقيقت به جبهه حق عليه باطل آمدم تا بتوانم دين خود را نسبت به اسلام ادا كنم. سلام، سلام بر تو اى حسين (ع) اى سيدالشهداى صحنه كربلا و سلام بر تو اى يادآور حماسه و تاريخ كربلاى حسينى اى امام و اى قلب تپنده اسلام و مسلمين و سلام بر تو اى شيردلان سلحشوران ايران بخصوص دلاورمردان صحنه نبرد جبهه‌هاى غرب. 
خلاصه براى همه شما شايستگان خدا سلام گرم دارم. بلى اى برادر و خواهرم امروز روز نبرد هست و پيكار با دشمن زبون و محياشدن كار يكايك امت اسلامى تا با يارى شما و با نيروى خدا بتوان دشمن حق را از صحنه روزگار محو و نابود كرد. خداى را شكر كه توانستم قدم در راه محور حقيقت بردارم و عمر كوتاهم را در راه آن معبود حقم به پايان برسانم خدايا با اميد تو وارد صحنه شده‌ام تا دلبستگى بتوانم به معنويات بى‌پايانت نائل شوم اين عقيده و تفكر بنده حقيرت را بپذير در فكر اين بودم چرا نمى‌تواند گل در ميان خار باشد؟ مگر گل با خار چه تضادى داردو چرا بايد مسلمان در جهان مظلوم باشد مگر نه اين است باعث مظلوم‌بودن وجود ظالم است؟ گفتم مادرم تفنگم را بياور لباسم را آماده كن تا خود را آماده براى نبرد كنم. بلى برادرم تشخيص دادم خطى كه هرگز فراموش شدنى نيست راهى كه انسان را به معبودش نزديك مى‌سازد خداوندا تو خود وعده داده‌اى كه كشته‌شدگان در راهت زنده‌اند تو خود گفته‌اى كه مشترى جان و مال مومنين پس چرا خود را در راهت فدا نكنم مگر كمتر از بندگان خالص و مخلص توام؟ خدايا ما را در اين نبرد يارى و راهنما باش و اسلام و مسلمين را سربلند كن و دشمنان قرآن را نيست و نابود بگردان سلام و درود بر شما اهل خانواده‌ام كه مرا در راه اسلام تشويق كرديد و فرزندى تربيت نموديد كه راه حسين(ع) و عشق به حسين(ع) را در دل و سر داشت و حسين زمان را لبيك گفت. پدر بزرگوارم اگر خداوند بزرگ مرا جذب كرد و نتوانستم به خانه برگردم در مرگ من ناراحت مباش به اميد وعده خدا تو را در روز آخرت خواهم ديد مادرم تو بزرگوار و شير زن زمنى و اگر شهيد شدم در مرگم گريه مكن و اگر گيه كردى به ياد حسين(ع) باش و به خاطر آن گريه كن زيرا حسين(ع) كس نداشت كه در سر قبرش گريه كند. برادر بزرگوار و عزيزم سلام بر شما كه با تفكر صحيح‌تان مرا راهنمائى و خط اصيل اسلام را به من آموختيد و از آن زحمات شما بسيار سپاسگزارم و از خداوند بزرگ مى‌خواهم كه به شما اجر عظيم عنايت فرمايد خانواده‌ام شما تنها كسى نيستند كه فردى را از دست داده‌ايد بلكه خانواده‌هايى مثل شما هستند و قدرى هم به ياد آنها بخصوص بچه‌هايى كه پدر و مادر ندارند راستى عزيزانم شما اگر بر سر قبر من گريه كنيد چه كسى بايد بر سر قبر آنها گريه كند و دوستانم اميد همه ما بر اين بوده و هست كه راه حق و حقيقت را در پيش گيريم تا بتوانيم قطره‌اى از درياى بيكران الهى گرديم. و بيائيم امت واحده باشيم تا دشمن هرگز به خود اجازه ندهد كه به كشور اسلامى‌مان تجاوز كند چگونه خائنين در هنگام ضربه به اسلام متحد هستند اما ما واحده نباشيم. خواهر حفظ حجاب يكى از اصول اسلامى است آن را حفظ كن تا بتوانى با حفظ حجاب دشمن را به وحشت درآورى و به ياد زينب و مادر امامت حضرت زهرا باش و شفاعت را از او بخواه مادر و پدر بزرگوارم از اين كه اميدتان بر اين بود كه اواخر زندگى دستگير تان شوم و بتوانم جبران آن همه زحمات شبهاى كودكى مرا جبران كنم. تكاما عمر زمانه به من اجازه نداد و به سوى معبودم شتافتم و اين امانتى بود كه خدا به شما داه بود چرا از اينكه خدا امانت را از شما مى‌گيرد ناراحت مى‌شويد در حالى كه خداوند اين امانت را به شما مى‌داد خوشحال بوديد و شما اى دوستانم روزى بود كه من در ميان شما بودم و حال كه در ميان شما نيستم چه چيزى را احساس مى‌كنيد از شما مى‌خواهم كه دنباله‌روى امام عزيز باشيد و سنگر مساجد را خالى نگذاريد و يادآور حماسه زنده عاشورا باشيد و اسلحه هيچ شهيدى را به زمين مگذاريد و سنگر آنها را خالى نكنيد در پايان يادآور مى‌شوم كه به حبل خدا متصل شويد از تفرقه و جدائى بپرهيزيد و همه متحد و منسجم در راه خدا خدمت كنيد اگر چنين نشود بايد قبول كنيم كه پيروز نخواهيم شد. و اگر مقصودمان خدا باشد يقينا پيروزى از آن ماست و انشاءا... پيروزى از آن اسلام و شكست يا كفر است. خداحافظ همگى شما  مرا در مسجد اسپند به خاك بسپاريد خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار.
والسلام  1/6/65 
 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد