اسماعیل بلورین گنجاری

اسماعیل بلورین گنجاری

نام: اسماعیل

نام خانوادگی: بلورین گنجاری

نام پدر: علیگل

تاریخ تولد: 1352/02/01

تاریخ شهادت: 1367/03/23

محل تولد: شفت

محل مزار: گنجار

شهرستان محل پرونده: شفت

QR Code اسماعیل بلورین گنجاری

اول اردی بهشت 1352، در روستای گنجار از توابع شهرستان فومن به دنیا آمد. پدرش علیگل، کشاورزی میکرد و مادرش محترم نام داشت. دانشآموز اول متوسطه بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و سوم خرداد 1367، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در زادگاهش واقع است.

وصیت نامه  بسیج عشق  اسماعیل  بلورین فرزند علی گل . بسم الله الرحمن الرحیم . 
" ام الذین  قتلوا ربنا الیدتم الا ستقاموا  فلا خوف علیهم ولا هم یحفرتون . ( قران ) انانیکه گفتند خدا پروردگار ماست سپس استقامت کردند پس نترسیدند و حزن اندوهی ندارد شهادت چه کلمه زیبا و پر معنايی است که اندكند کسانی که بتوانند بدرستی درک معنای انرا کنند آن هم معنایی که شایسته این کلمه باشد  اگر نبود چنین کلمه ای و کلماتی نظیر  این کلمه چه نتیجه ای زندگی مادی انسان داشت .  ابتدا چند جمله ای  با پدر و مادرم  دلسوز و مهربان رنجدیده و زحمت کش و عزیزم پدر و مادر جان میدانم در بزرگ نمودن و تربیت  من زحمات  زیادی را متحمل  شده اید  تا آنان که من قریب  به 10 سال به مدرسه رفتم  و درس انسانيت و ادب را تا اندازه ای فرا گرفتم . و مهمتر اینکه بطور نسبی قرآن را یاد گرفتم  ولی آیا منظور شما این بود که مرا مثلا یک مهندسین بسازید و در آینده زندگی مرفه داشته باشم  ولی والدین عزیزم من اینکه برادران ایرانیم بدست این مزدوران کشته  میشدند ناراحت بودم و نمی توانستم قبول کنم  که آنها کشته شودند  ولی من در فکر زندگی مرفع می باشم . از این گذشته کتاب آسمانی  ما یعنی قرآن کریم با کلماتی شیوا و رسا هر روز و هر لحظه با فریادی  بلند ما را به جهاد و مبارزه در راه خدا می خواند . ما هم بنا به اینکه مسلمانیم و پیرو قرآنیم به ندای اصحيف مقدس لبیک گفته و به یاری دین بحق اسلام  می شتافتیم چون ما پیش از اینکه چنین جبهه  ای و چنین جنگی به وجود اید  فریاد  یاری  از امام حسین ( ع ) در ماههای  مبارک محرم  میزدیم و در این ماه دسته های عزاداری  به راه  می انداختم و فریاد حسین  حسین بر می داریم و بر سر  و سینه خود می زدیم . حال در میدان عمل  شما باید مانند حسین شهادت عزیزترین  عزیزان  خود را ببیند  و صبر و استقامت  پیشه گیرید مادر جان زینب وار در شهادتم  بیقراری مکن و نکند خدای نکرده  برایم عزاداری کنید  چون که شهادت مصیبت نیست تا عزا داشته  باشد زیرا اگر شهادت عزاداری لازم داشت باید شیعیان  تمام لحظات زندگی خود را در عزای حسین (ع) به سر می برند  لذا مادر جان صبر و استقامت کن تا در روز قیامت  پیش حضرت زهرا  و پهلو شکافته  و زینب (ص) رو سپید باشی . و تو ای  پدر مهربان ! حسین وار همانطور  که او در شهادت  علی اصغر  استقامت  کرد  صبر و استقامت کن  و در طول چند سالی که مرا بزرگ کردید تقصیرهای زیادی از من می دیدید  و چه بسا زجرهای روحی  که منش ما را نمی دادم ولی شما پدر و مادر من هستید و خیلی شما را مهربان می دانم باید مرا عفو کنید  تا از آتش قیامت بر هم و پیش علی اکبر شهید تازه داماد  کربلا رو سیاه نباشم . در مورد انقلاب سفارش نمی کنم  ولی  بدانید  که انقلابی  بحق و قرآنی است و اگر قرآن را بخوانید چنین انقلابی در آن پیش بینی  شده است پدر و جان در همه حال مطیع  فرمان حضرت امام خمینی باشید و گوش به فرمان او باشید و برادرهایم را طوری تربیت کنید که ادامه دهنده  و پیرو راه امام خمینی باشند  در پایان سفارشات من به شما عرض می کنم که خدا خواست من چنین بمیرم و اینچنین مردن سعادت است برای انسان خودتان بهتر از من می دانید  هر کس باید بمیرد و اگر دنیا جای ماندن بود هیچ کس بهتر از پیغمبران و امامان شایسته زندگی نبودند  ولی آنها می بینند که در این دنیا زندگی کرده و مرده اند . به شما می گویم به هیچوجه به شما در شهادت من تسلیت نگویید  بلکه تبریک بگويید . راستی ممکن است بعضی ها به شما بگویند که فرزند شما در اثر تبلیغات رفته است جبهه و شهید شده است در پاسخ به آنها باری دیگری می گویم که هرگز چنین نبوده است من با توجه به قران مجید راهم را شناخته د اطلاع کافی در این باره داشتم و با عقل و میل خودم به جبهه رفته و هیچگونه منظوری جز رضایت خداوند یگانه نداشتم و به جبهه آمده ام و کسانیکه چنین حرفهایی می زنند درک منظور مرا نمی کنند . به همه دايی ها و عمویم سفارش می کنم  که قدر جوانی خود را بدانند و آگاه باشند که در روز قیامت باید جوابگوی  نعمت جوانی باشند  لذا عمر خود را مخصوصا  جوانی را در راه اطاعت خدای یگانه  سپری کنند و بچه های خود را به نحو احسن  تربیت کنند و قرآن و نماز  یاد بدهند  به خواهرانم سفارش می کنم که در جوانی و یا نوجوانی طلب علم دین کنند که مادران فردای جامعه اسلامی ایران هستند و از دامن آنان باید مردان و زنان  آینده تربیت شوند لذا در همین دوران  باید زمینه را برای آینده مساعد  کنند . وصیتی دارم نسبت به دوستان و آشنایان خصوصا  دوستانی که در کلاس درس  با من بوده اند و از نزدیک مرا می شناسند  خصوصا در این میان آقایان ایرج نقره نام و بهمن جوادی و دیگران  اینکه آگاه باشند و گول تبلیغات سوء مزدوران را نخورند  و در همه حال خدای را فراموش نکنند که فراموشی عبد مولای خود را  سرچشمه عده زیادی از  بدبختیهاست و منشا فسادهای بیشمار . دنبال علم و دانش . 
بروند و در کنار معلم معنویت را در خود تقویت کنند و به مدارج عالی علم و دانش دست  یابند و نگذارند که سود جویان یعنی آنهایی که به قول امام یک شبه انقلاب را می فروشند وارد جامعه گردند و دوباره ملت شریف  ایران را به دام ابر قدرتها تله کنند . در این را تسلیم شیطانها که از اصلاح در مسیر راه تکامل  انسان مین گذاری کرده اند   یعنی در کمین گاه هستند  تا انسان را بفریبند نشودند . باز به فامیلین خود هشدار می دهم که اگر خدای ناكرده با اسلام مخالفند بدانند که شیطان آنها را در دام خود اسیر کرده و دنیا و زرق و برقهای دنیوی را در نظر آنان سبب کمال جلوه داده است  و می خواهد آنها را  از راه قرآن  که جلوه تمام نمای آن همین انقلاب است بدر کند و به انحراف کشاند . به حر حال در پایان وصیتم  از همگی فامیلین و دوستان خصوصا چند دوستی که نام برده ام و عمویم و دايی هایم و خاله هايم و  عیالهای محترم آنان و مادر بزرگ و پدر بزرگم  و هر کسی که به نحوی از من بدی و خلافی مشاهده کرده اند ببخشند انشاءالله که خداوند در روز قیامت آنها را ببخشاید . در ضمن به پدرم می گویم که در هر کجايی که که مناسبت می بیند و باعث زحمت نمی شود مرا به خاک بسپارد . راستی اگر دوستانی  مایلند که در روز قیامت سرافراز باشیم بنا به میل و خواست خود هر نفری  به اندازه یک شبانه  نماز قضا برایم بجا آوردند . در پایان همه شما را به خدای بزرگ می سپارم و در همین خطوط آخر وصیتم به شما می گویم برای شناخت  انقلاب  به قرآن مراجعه کنند . انشاءالله خداوند همه شما را  سرافراز گرداند و در دنیا و آخرت  خوش بخت  باشید . والسلام . پایان وصیت نامه بسیجی عاشق  اسماعیل بلورین فرزند علی گل گنجاری . 1367/3/21
 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد