جمشید عاشوری مقدم کوزانی

جمشید عاشوری مقدم کوزانی

نام: جمشید

نام خانوادگی: عاشوری مقدم کوزانی

نام پدر: ربیع

تاریخ تولد: 1344/04/01

تاریخ شهادت: 1366/02/10

محل تولد: شفت

محل مزار: کوزان

شهرستان محل پرونده: شفت

QR Code جمشید عاشوری مقدم کوزانی

یکم تیر 1344، در روستای کوزان گیگاسر از توابع شهرستان شفت به دنیا آمد. پدرش ربیع، کشاورز بود و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه ر رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. او نیز کشاورزی میکرد. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. نه م اردیبهشت 1366، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به صورت، سینه و پا، شهید شد. مدفن وی در زادگاهش واقع است.

به نام دارنده بي همتا كه داراييش هرگز زيان نبيند و تحت سلطنتش تهي نماند وصيت نامه اين جانب جمشيد عاشوري مقدم داراي شناسنامه شماره 1255 صادره از حوزه 2 فومن متولد سال 44 ديپلمه علوم تجربي. گمان نكنيد كساني كه در راه خدا كشته مي شوند مرده اند بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگار خويش روزي مي خو رند (قرآن مجيد) سپاس بي كران خداوندي را كه رب عالمين يكتا و بي همتا و صاحب عرش عظيم است درود فراوان بر حضرت محمد كه رسول خدا و خاتم انبيا و هدايت كننده بشريت از ظلمات به نور است درد بر امير مومنين علي بن ابي طالب ياور مظلومان امام اول شيعيان سلام بر دختر خير البشر بزرگ بانوي ثمرت الاسلام  كه در قيامت شافع دوستان اهل بيت مي باشد درود و سلام بر تمامي فرزندان فاطمته سلام الله كه امنت الهي را هر يك به ديگري سپردند تا اراده خداوندي به دست مسلمين و به رهبري امامت امام زمان (عج) تحقق يابد و سلام بر اين يگانه عدالت گستر گيتي و نجات دهنده محرومان از بند ستمگران و با درود فراوان به رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي ايران و روح پاك مطهر شهيدان اين جان باختگان راه حق و عدالت .عاشقم ديوانه ام از خود ندارم خانه اي عاشقان كي خانه دارند دل مگر ديوانه اي. قبل از هر چيزي مي خواهم درباره واژه شهيد چند سطري بنويسم تا ناآگاهانه زمانه نينديشد كه كوركورانه راهي را پيموده ام و بيهوده به قول بعضي ها جان عزيز خود را از دست داده ام بلكه به اين حقيقت پي ببرند كه زندگي چون موجي خروشان و طوفاني طوفنده جريان دارد زندگي ابري است بارنده حركتي است خستگي ناپذير در گذر از بيشمار لحظه هاي زندگي كه گاه توجه ما به سويش جلب مي شود و در رويارويي با ارزشهاي والاي انسانيت دمي در خود فرو مي رويم و با انديشه اي نشات گرفته از اين برخورد ها به اصل هستي و آنچه در اطراف ما مي گذرد دقيق تر شده مي كوشيم تا راه رهايي را بيابيم و در كوراني حوادث گوناگون از ظواهر فريبنده زندگي خويشتن خويش را يافته آنگاه رو به سوي خدا كرده و به ابديت پرواز كنيم آري آن هنگام كه از جهان مادي جدا شده و به خدا پيوستيم فارغ از هر انديشه بال و پر مي گشاييم و پرنده اي سبكبال و جهان در آسماني به وسعت تمامي پاكي ها و صداقت ها به پرواز در مي  آيند و چه زيباست اين پرواز پر شكوه شهادت تزريق خون به پيكر اجتماع است شهادت شهيد يعني كشته راه خدا خون شهيد همانند خوني است كه به پيكر اجتماع وارد مي شود و به آن حياط مي بخشد انسانها را بيدار مي كند و به آنها حركت مي دهد تا به سوي حق بشتابند و در جهل و شرك و كفر به سر نبرند شهيد مانند چراغي است كه در تاريكي راه را به گمشدگان نشان مي دهد و مانند شمعي است كه با سوختن خود به جامعه نور افشاني مي كند من نيز جان خود را كه تنها دارايي من در اين دنيا بود در اين راه دادم تا شايد در ميان هزاران هزار شمعي كه در گلستان هاي ايران شب و روز مي درخشند و راه را به گمشدگان نشان مي دهند نور افشاني كنم اكنون سخني دارم با تو مادر مهربانم سلامي پاكترين و مهربان ترين فرشته روي زمين هستي آنكه اگر از خدا نمي ترسيدم تو را مي پرستيدم و در مقابل و در عظمت نگاهت به خاك مي افتادم و خاك پاك تو را مي بوسيدم تو اي مادر مهربانم هستي آنكه بهتر از جهان بعد از خدا كسي را نيافتم تو كه تمام لحظات شيرين زندگيت را به پايم سيه كردي تو كه تمام شبها نخفتی به گريه هاي گوش خراشم گوش جان سپردي سلام به روح ماه تو كه با زحمات شبانه روزي خود توانستي به روح من زندگي ببخشي اميدوارم هميشه در سايه پروردگار قرار بگيري و هيچ غمي در زندگي احساس نكني مادر خوبم از تو مي خواهم كه زياد در فكر من نباشي و هيچ غمي را در دل راه ندهي و هميشه اميدوار باشي و براي تمامي فرزندان اسلام دعا كني مادر مهربانم اگر من شهيد شدم يادت باشد كه به من گفتي به تو شير پاك داده ام و هميشه با وضو به تو شير مي دادم پس بدان كه تو مرا اين طور پرورش دادي و مطمئن باش اگر خداوند مرا در رديف سربازان اسلام قرار دهد تو را نيز در روز قيامت همنشين فاطمه زهرا(س) قرار خواهد داد تو پدر عزيزم كه همه نيرو و نشاط جوانيت را به پاي من ريختي تا اولين ثمره زندگيت به وقت  ناتواني باري از دوشت بر دارد اكنون با خود فكر مكن كه با رفتن من باري بر دوشت گذاشته ام زيرا اين دنيا مي گذرد و آنچه كه مهم است دنياي ديگر مي باشد كه اميدوارم خون من در روز قيامت موجب آن گردد كه حضرت علي (ع) شفيع تو باشد پدر عزيزم اميدوار بودم كه روزي بتوانم از هزاران هزار زحمات شما يكي را جبران كنم اما مرا عفو كن كه فرصت جبران محبتهاي شما را پيدا نكردم و تو برادر مهربانم احمد از تو مي خواهم ضمن اينكه مشغول كار خود هستي با بچه ها خوش رفتاري كني و در زندگي فعاليت نمايي و به فكر پدر و مادر باشي و هر بدي كه از من ديدي ببخش تو اسماعيل جان اميدوارم در درس و زندگي موفق باشي چون بزرگتري سرمايه درس و علم است از 
تو مي خواهم كه خيلي خوب درس بخواني و در زندگي با پدر و مادر خوب رفتار كني و در كارهاي زندگي با ايشان همگام باشي و سعي نمايي كه شبها زود به خانه بيايي خواهر مهربانم سعي كن يك دختر نمونه باشي سرت را پايين بیانداز و به كارت برس چون دختر مودب و پاك سرچشمه گرفته از حضرت زينب سلام الله است .سعي كن حرفهاي درشت تر از دهانت نزني تو عظيم كوچولو كه وقت رفتن من هنوز بچه هستي حرفي ندارم برايت بگويم خود اين كه زياد بازي نكني و به فكر درس باشي و پايان ازتومادرمهربان مي خواهم كه شيرت را بر من حلال كني و تو پدر عزيزم هر خطايي كه از من ديدي به بزرگواريت ببخش زيرا تا وقتي پدر و مادر فرزند را نبخشد خداوند هرگز نخواهد بخشيد و شما برادران مهربان و خواهر عزيزم مرا ببخشيد و هر بدي كه از من ديده ايد از خداوند برايم طلب عفو نماييد  در پايان از همه دوستان و آشنايان و بستگان و همه آنهايي كه به نحوي با من آشنايي داشتيد مي خواهم كه مرا ببخشيد و هر خاطره بدي كه از من به ياد داريد فراموش نماييد از خداوند برايم طلب مغفرت نماييد . والسلام به اميد پيروزي اسلام بر كفر مورخ 5/ 1/ 66 خداوند نگهدارتان. جمشيد . خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار . 
 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد