دوازدهم خرداد 1338، در روستای عثماوندان از توابع شهرستان شفت دیده به جهان گشود. پدرش غلامحسین و مادرش صغرا نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. کارگر مغازه لباسفروشی بود. به عنوان سرباز ژاندارمری در جبهه حضور یافت. هفدهم خرداد 1363، در مهاباد بر اثر اصابت گلوله به قلب و پهلو، شهید شد. مدفن وی در زادگاهش واقع است.
گاهی که هرگز از وجودم دور نیست و پیوسته با یادش آرزوی وصالش را در سر داشتم.سلام بر حسین(ع) سالار شهیدان اسوه و اسطوره بشریت.مادر گرامی ،خواهرام مهربان و برادران عزیزم دورد[درود] خدا بر شما باد که هرگز مانع حرکتم در راه خدا نشدید چقدر شماها صبورید خودتان می دانید که من چقدر به شهیدان عشق می ورزیدیم غنچه هایی که کبوترهایی که همیشه در حال پرواز به سوی ملکوت اعلایند.الگو و اسوه هایی که معتقد به دادن جان برای گرفتن بقا و حیات ابدی و نزدیکی با خدای چرا که ان الله اشتری من المومنین)من نیز در پوست خود نمی گنجم ؟ دارم و خویشتن راه قفس معبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم سیم های خاردار مانع اند من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آچه که از خدا بازم می دارد. متنفرم (هوای نفس شیطان درون و خالص نشدن) در طول جنگ برادرانی که در عملیات شهید می شدند از قبل سیم هاشان روحانی و نورانی می شد و هر بی طرفی احساس می کرد که نوبت شهادت آن برادر فرا رسیده است.عزیزانم این بار دوم است که وصیت نامه می نویسم ولی لیاقت ندارم و معلوم است که هنوز دربند اسارتم هنوز خالص نشده ام و آلوده ام.دقیقاً دو سال است در مهاباد هستم مثل این است که دیگر جنگ با من عجین شده است خداوند اکنون بطف[بلطف] زیادی به این پا گنه کرده و توفیق مبارزه در راهش را نصیبم کرده است اکنون من می روم با دنیایی انتظار[انتظار وصال و رسیدن به معشوق) ای عزیزان من توجه کنید
1)امام مظهر صفا پاکی و خلوص و دریایی از معرفت است و فرامین او مو به مو اجرا کنید تا خداوند از شما راضی باشد زیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد.
2)مادرجان می دانم شما پدر و مادر برای من چه زحمت هایی کشیده ای مادرجان اگر مرا ندید[ندیدید] حلالم کنید.
3)ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشیدن به راه شهیدان و استعانت به درگاه خداوند است تا این انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وصل نماید و در این تلاش ؟ مسلمانم در راه خدا شامل حال مومنین است.
4) از مادر و همه فامیل و خواهرانم اگر به خاطر من به تابی[بی تابی] کنند راضی نیستم مرا به خدا بسپارید و صبور و شجاع باشید %
والسلام بهروز غفاری در مورخ 63/1/14
گاهی که هرگز از وجودم دور نیست و پیوسته با یادش آرزوی وصالش را در سر داشتم.سلام بر حسین(ع) سالار شهیدان اسوه و اسطوره بشریت.مادر گرامی ،خواهرام مهربان و برادران عزیزم دورد[درود] خدا بر شما باد که هرگز مانع حرکتم در راه خدا نشدید چقدر شماها صبورید خودتان می دانید که من چقدر به شهیدان عشق می ورزیدیم غنچه هایی که کبوترهایی که همیشه در حال پرواز به سوی ملکوت اعلایند.الگو و اسوه هایی که معتقد به دادن جان برای گرفتن بقا و حیات ابدی و نزدیکی با خدای چرا که ان الله اشتری من المومنین)من نیز در پوست خود نمی گنجم ؟ دارم و خویشتن راه قفس معبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم سیم های خاردار مانع اند من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آچه که از خدا بازم می دارد. متنفرم (هوای نفس شیطان درون و خالص نشدن) در طول جنگ برادرانی که در عملیات شهید می شدند از قبل سیم هاشان روحانی و نورانی می شد و هر بی طرفی احساس می کرد که نوبت شهادت آن برادر فرا رسیده است.عزیزانم این بار دوم است که وصیت نامه می نویسم ولی لیاقت ندارم و معلوم است که هنوز دربند اسارتم هنوز خالص نشده ام و آلوده ام.دقیقاً دو سال است در مهاباد هستم مثل این است که دیگر جنگ با من عجین شده است خداوند اکنون بطف[بلطف] زیادی به این پا گنه کرده و توفیق مبارزه در راهش را نصیبم کرده است اکنون من می روم با دنیایی انتظار[انتظار وصال و رسیدن به معشوق) ای عزیزان من توجه کنید
1)امام مظهر صفا پاکی و خلوص و دریایی از معرفت است و فرامین او مو به مو اجرا کنید تا خداوند از شما راضی باشد زیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد.
2)مادرجان می دانم شما پدر و مادر برای من چه زحمت هایی کشیده ای مادرجان اگر مرا ندید[ندیدید] حلالم کنید.
3)ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشیدن به راه شهیدان و استعانت به درگاه خداوند است تا این انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وصل نماید و در این تلاش ؟ مسلمانم در راه خدا شامل حال مومنین است.
4) از مادر و همه فامیل و خواهرانم اگر به خاطر من به تابی[بی تابی] کنند راضی نیستم مرا به خدا بسپارید و صبور و شجاع باشید %
والسلام بهروز غفاری در مورخ 63/1/14