بسم ا...الرحمن الرحیم با سلام و درود به یگانه منجی عالم بشریت و نایب بر حقش امام امت و با درود به شهیدان انقلاب اسلامی ما و با سلام به تمامی رزمندگان پر توان اسلام که در جبهه های خون رنگ انقلاب اسلامی ما می جنگند. ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل ا...امواتا با احیا عند ربهم یرزقون. مپندارید آنانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه آنها زنده اند و در نزد خدای خویش روزی می خورند زمانی وصیت نامه ام را می نویسم خون در بدن من در راه رضای خدا به جوش آمده و وجود خود را در مقابل خداوند تنها ترین احساس می کنم و بیش از بیش به نصرت و یاری خداوند نیازمندم و خود را گناهکارترین افرادی می بینم و از خداوند بخشش می خواهم و تنها امیدم را او می دانم و تنها از او یاری می جویم بار خدایا اگر در ظهور مهدی (عج) عزیزم بودم مرا از یارانش قرار بده و ما را به راه راست هدایت بفرما ای مردم خیال نکنید که شهدای ما گمراه رفته اند اگر قدری فکر کنیم میفهمیم که چه دانشمندانی در این راه داده ایم و بنده فرمایشات امام را با دل و جان پذیرفتم و راه خودم را انتخاب کرده ام و در زندگی خود را بهترین راهی بود که پذیرفته ام ای مردم هیهات که 18 سال از عمرم گذشت و هنوز اندر خم یک کوچه ام زیرا که از نعمتهای پروردگار من داده سپاس گذاری نکرده ام و شرمنده ام که از نعمتهای خداوند ناسپاسی کرده ام که امام و رهبر و مرجع تقلید و روح خدا خمینی بت شکن باشد توفیق نیافتم تا ایشان را از نزدیک زیارت کنم و توفیق نیافتم آنطور که باید و شاید به گفتارش عمل کنم ای مردم از روز قیامت بترسید و همیشه از رهبریت بت شکن خمینی عزیزمان تبعیت کنید امروز افتخارمان بر این است که راه عقیده ای جهاد می کنیم که به حقانیت آن کاملا آگاهیم و غیر از این برایمان راهی نمانده که یا پیروز شویم و یا شهادت را چون اسلحه ای مرگبار بر فرق دشمن فرود آوریم. ای مردم این درخت انقلاب اسلامی ما برای سیراب شدن احتیاج به خون دارد اماممان صدای هل من ناصر ینصرنی را می زند بر ملت مسلمان ایران واجب است که بر این پیام لبیک بگویید و این درخت را با خون خود سیراب کنید من واقعا خوشحالم که جانم را نثار اسلام و مکتب محمد (ص) می کنم و افتخار می کنم که ایدئولوژی اسلام است اسلامی که به من فهماند چگونه بیندیشیم چگونه راهم را انتخاب کنم در واقع من از زمانی توانستم به واقعی اسلام بیایم که پا به بسیج گذاشتم و بهتر به مکتبم آشنا شدم تا آنجا که جان عزیزم و خون خود را نثار این انقلاب کردم. ای مردم قلبم روشن است که اسلام پیروز می شود و باید پیروز شود پس ای جوانان ای بسیجیان پایگاهها تنها راه پیروزی اسلام در دست تمام بسیجیهای کل کشور است و از محصلین و هم کلاسی های خودم می خواهم که راه شهدا را ادامه بدهند و به بجهه ها بیایند و تا کفر از بین برود ای کاش من در زمان امام حسین می بودم و حسین را یاری می کردم اما امام عزیزمان یارهای زیادی دارد و من تا زنده هستم دست از نبرد بی امان خود بر نخواهم داشت تا کفر از بین برود از خدا می خواهم که یاریم نماید تا لیاقتش ر هر چه بیشتر کسب نمایم و اگر سعادتی بود شهادت نصیبم گردید این را بدانید که تنها از یک چیز ناراحتم گرچه با شهادت انسان به کمال می رسد اما برادرانم این را بدان که خون یک مقلد روح ا...و فرزندان حزب ا...بر زمین می ریزد یکی از قلبهای که به خمینی عشق می ورزد از طلبیدن باز می ایستد و یکی از یاران امام کم می شود و من نیز از این ناراحتم آری من برای طلب خدا به جبهه می روم میرم تا او را بیابم و دوستش بدارم و عاشق او شوم تا شاید عشقم را بپذیرد و آنگاه این را پذیرفت من به سعادت ابدی دست یافته ام می خواهم پس از شهادت چشمهایم را باز بگذارید تا دشمنان بفهمند و بدانند که آگاهانه به این راه رفته ام و دستان مرا از کفن بیرون بیاورید که چیزی از این دنیا با خود نمی برم ای مادرم پس از شنیدن خبر مرگ من اشک نریزید زیرا امام بزرگوارمان وقتی که فرزندش را از دست داد اشک نریخت چون می دانست رضای خدا در این امر است مادرم اگر من پیش از تو بمیرم چنان شادمان خواهم شد که سر از پای نمی شناسم زیرا در آن جهان در آرامش ابدیت به سر خواهم برد. و ای پدرجان درست است برای من زحمت کشیده ای و مرا بزرگ کردی و یک رزمنده درست کردی و به جبهه فرستادی از شهادت من ناراحت نباشید و یک حرف با تو دارم که همیشه مقلد راهم باشید خواهرانم تنها چیزی که از شما می خواهم سنگر و اسلحه مرا نگذارید بر زمین بیفتد تا دشمنان سوءاستفاده کنند وقتی که شهید شدم هر چه خانواده ام گفت همانطور مرا دفن کنید و آخرین پیام که همان خداحافظی با شما افراد خانواده کههیچ وقت راهی جز راه ا...ایمان شهادت را نپذیرید اگر حتی تحمیلی باشد چون دنیا زودگذر است و بی وفا خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. بهروز علیجانی.