سیدجمال مظفری صحن سرائی

سیدجمال مظفری صحن سرائی

نام: سیدجمال

نام خانوادگی: مظفری صحن سرائی

نام پدر: میراقا

تاریخ تولد: 1338/01/08

تاریخ شهادت: 1360/04/05

محل تولد: رودسر

محل مزار: صحنه سرا

شهرستان محل پرونده: رودسر

QR Code سیدجمال مظفری صحن سرائی

هشتم فروردین 1338، در روستای صحنه سرا از توابع شهرستان رودسر به دنیا آمد. پدرش میرآقا و مادرش افسر نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته عمران درس خواند و دیپلم گرفت. سال1358 ازدواج کرد و صاحب دو دختر شد. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. پنجم تیر1360، در اهواز بر اثر اصابت سهوی گلوله به شهادت رسید. مزار او در زادگاهش واقع است.

«وصيتنامه»
بسم الله الرحمن الرحيم
1 ـ اگر من مردم جسدم را تحويل بگيريم مرا بغل آستانه پدر بزرگم به طرف قبله دفن كنيد.
2 ـ اگر من مردم به افراد خانواه ام بگوئيد و سفارش كنيد براي مردنم گريه نكنند و چون مردنم افتخار شماست.
3 ـ به افرادي كه خودتان مي دانيد اعم از زن پدرم و زن برادر بزرگم اجازه ندهيدبه جسدم نزديك شوند.
4 ـ اگر من مردم مرا در تابوت كه گذاشتيد همگان كه در مراسم سوگواري من شركت كردند برايم گريه نكنند به پدر و مادرم و به تمام وابستگان خودم تبريك و تهنيت عرض كنند.
5 ـ وقتي من مردم مرا در تابوت سياهي بگذاريد تا در تاريكي تر از تاريكي ها زندگي ابدي خود را آغاز كنم.
دستهايم را از تابوت بيرون بگذاريد تا همگان بدانند كه من بيگناهم و باز هم با آن صبر بي حركت و بي جنبش نياز به بخشش و عفو آنها و شماها دارم زماني كه چشمهاي بسته شده ام چيزي را حس نمي كنند همگان بدانند كه من چشم براه آزادي يك عده از افراد ملت فقير هستم و بودم.
6 ـ اگر بچه دوم من پسر شد اسمش را (جميل) بگذاريد و اگر دختر شد به گفته مامان اسمش را طيبه بگذاريد.
7 ـ زن و بچه ام را كه تا زماني از ناراحتي بدر نشده ام پدرم از آنها نگاه داري كند.
به مادرم بگوئيد طوري پيش مردم وانمود كند كه ؟؟؟ و به او تبريك و تهنيت بگوئيد و همچنين شما
8 ـ شما هم هر شب جمعه براي خواندن فاتحه به سر قبرم بياييد تا روح مرا آگاه سازيد.
9 ـ به پدر و مادرم بگوئيد كه مرا در موقع رفتن به ماموريت مورد بخشش قرار دهد و رضايت به من دهد تا در قبر آسوده بخوابم.
10 ـ به پدرم بگوئيد يا خودتان يكي از عكسهاي بزرگ مرا چاپ كنيد و سر قبرم نگارش دهيد.
به پدرم بگوئيد كه كمال را مثل من بدبخت نكند كه زود ازدواج كند و عاقبت مثل من شود.
11 ـ بچه ام را از هر لحاظ كه بخواهد تشويق كنيد و بيش تحصيل دهد چون اميد من به اوست.
12 ـ خواهرزاده هايم را طوري تحصيل دهيد كه هميشه سربلند و جاويد در جامعه باقي بمانند.
13 ـ عرضم را به اتمام مي رسانم و با شما خداحافظي مي كنم و به اميد پيروزي بر مي گردم و شما و خواهرم برايم دعا كنيد كه سالم برگردم ديگر موقع خداحافظي است و بيش از اين وجدان شما را ناراحت نمي كنم و شما هم بايد ناراحت نشويد اگر ناراحت شديد من هم در ولايت غربت ناراحت مي شوم و به خواهر سادات بگوئيد كه خيلي شما را دوست دارم و دلم برايتان تنگ شده است. علي آقاجان ديگر بغض و گريه گلويم را گرفته و نمي توانم بيش از اين نامه بنويسم قربانت جمال از من راضي باش
مادر منشين چشم بره گذر من
زن در كلبه پر مهر تو زين بعد نيايم
آسوده بيارام نكن فكر مرا هيچ.

بر حلقه اين خانه زين بعد پنجه نسايم
اگر من مردم اين شعر را در اعلاميه ام بچاپ برسانيد.
 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد