بسم الله الرحمن الرحيم
بنام خدا و بياد خدا و براي خدا، براي او كه زنده مي كند و مي ميراند. بنام آن يكتا بنام آن معبود، بنام آن ياري دهنده دلها و بنام او كه جانم در دست اوست و رفتن من براي او و نزد اوست بنام حكمت و جوهره كه ارض را بر بناي وحدت آفريد و غايت آن را تكامل و عروج بر آسمانها يگانگي قرار داد و قدر هستي را بر صابري نهاد و طراوت آنرا به رهبري آويز نمود و بزم ؟؟؟ را نقطه عطفي بر شئون آدمي برگزيده و برگرده ما مسئوليت گران خدايي گشتن و خدائي شدن و ماندن را گذارد و توشه اين طريق را تهذيب نفس و چنگ زدن به جبال خويش و تقليد و عقد حب قرار داد و حال ماييم و اين سير پر خاطره و حال ماييم وره پر مشقت در پيش و حال ماييم و ما...
فالذين هاجرو واخرجو من ديار هم و او ذوقي سبيلي و قاتلو و قتلو لا كفون عنهم سيئاتهم و لادخلنهم جنت تجري من تحتها الانهار توابا من عندالله والله حسن الثواب.
پس آنانكه از وطن خود هجرت نمودند و از ديار خويش بيرون شده و در راه خدا رنج كشيدند و جهاد نمودند و شهيد شدند همانا بديهاي آنانرا در پرده لطف خود بپوشانيم و آنها را به بهشت هايي در آوريم. اين پاداشي است از طرف خدا و پاداشي نيكو «بهشت لقاي الهي».
با سلام به پيشگاه حضرت ولي عصر امام زمان مهدي (عج) و نائب بر حق او بنيان گذار جمهوري اسلامي خميني بزرگوار و با سلام و درود بي شائبه بر خانواده هاي شهدا ايناني كه هر يك عزيزي از خانواده خود را از دست دادند كه به حق پشتوانه و بيمه كنندگان انقلاب اسلامي بودند و هستند و سلام و درود بر شهيدان آنانكه از صدر اسلام تا جنگ تحميلي ايناني كه با خون سرخ خود درخت اسلام را آبياري نموده و صفات تاريخ اسلام را رنگين كردند و با سلام و درود بر امت حزب الله و هميشه در سنگر ايران و رودسر امتي كه حديث ايثارگريهاي شما در پشت جبهه بر ما واضح است و ما شرمسار از پينه هاي دست پيرمردان و خجل از رنج و عاطفه كودكان و متواضع در برابر تحملهاي ناشي از فشار وارده بر شماييم اما بدانيد كه بزودي با يورش بر صداميان و گشودن راه كربلا سرود سرخ توحيد را بر دلهاي پر مهر و زبان پر از عاطفه شما جاري خواهيم كرد.
آري خدايا شكرت را بجاي خواهم آورد كه چنين مرا لايق فرمودي تا براي دين و مكتب و قرآن تو در ركاب حسين(ع) به جبهه قدم نهاده تا بتوانيم با جان بي ارزش خود درخت اسلام را بروتر سازيم ولي اي خدا دوست دارم جهاد نمايم در حالي كه به فكر تو باشم دوست دارم پيروز باشيم در حالي كه غرور و تكبر دوروبرم نباشد تا براه خود ادامه دهم و بتوانم در جامعه خود بعنوان يك فرد مسلمان باشم.
پروردگارا به اميد تو و براي رضاي خودت از شهرم حركت كردم پس ماندم و رفتنم را قبول بفرما آري نمي توانستم تحمل اين را كنم و ببينم كه چگونه مظلومين در زير چكمه هاي استعمار نابود مي شوند و خودم را در منزلگاه آرامش مي بينم و فقط اينك يك پاسدار به زندگي بي حركت خود ادامه دهم در صورتيكه مسلمين به رگبار مسلسل بسته مي شوند. هرگز بس است ماندن در خواب غفلت. بس است پيروي از نفس كردن و از خود بي خبري بايد بپا خواست و سعادت را در شهادت ديد و جنگيد و به معبود خويش رسيد خدايا ما را چه ترس است از اينكه اسلام دشمن دارد ما را چه بيم است از اينكه مشركين و ملحدين و منافقين به منزلگه عاشقان الله حمله ور مي شوند. ما را چه هراسي است كه بعثيون به خونين شهر عزيز به قصر شيرين و نفت شهر مقاوم حمله ور مي شوند. نه نه هرگز ترس را به دل راه نخواهيم داد ما ميدان را براي عده اي مشرك خالي نخواهيم گذاشت و مبارزه خواهيم كرد.
يا رب ما به عهد و پيماني كه با تو بسته ايم وفا خواهيم كرد چه خوب است به دنياي ديگر رفتن كه در آنجا روشنائي و محبت الهي و دلسوزي ائمه معصومين (ع) است كه دشمنان ما بدانند ما براي كساني مبارزه مي كنيم كه در هويزه جان خود را فدا كردند. براي خواهراني كه به دست شما كافران و ملحدين به فيض شهادت نائل آمدند ما مبارزه خود را در محور الله با شما ادامه خواهيم داد.
خدايا تا اين لحظه كه وصيت نامه را مي نويسم پر از گناه و معاصي هستم من به اميد پيروزي به جبهه قدم گذاشتم ولي مي خواهم پيروزيم را در شهادت ببينم مرا به سوي خود فراخوان مي خواهم به شهادت برسم تا شاهد شهادت دوستان و ياران امام نباشم.
مي خواهم در اين دنيا نباشم تا شاهد به شهادت رسيدن امام بزرگوارم باشم. مي خواهم مانند سدي باشم كه جلوي شهادت دوستانم را بگيرم مي خواهم كه شهادت من گواه بر صحت و اسالت و رسالت محمدي(ص) و حقانيت علي(ع) و مظلوميت حسين بن علي(ع) باشد نمي خواهم در آتش اشتياق شهادت منتظر باشم در صورتيكه بهترين ياران و عزيزترين كسان ما را به قرباني پذيرفتي. مي خواهم در شهادت را به روي من باز كني كه مشتاقانه و عاشقانه به سوي نجف و كربلا سرازير شوم و در راه حسين(ع) به خاك شهادت بيفتم آري مي خواهم زبان خود را بدهم ولي هيچوقت كلام خدا را فراموش نكنم مي خواهم دستانم را بدهم ولي مشت گره كرده را باز نكنم سينه هاي خود را آماده پذيراي هر نوع گلوله اي مي كنم ولي حاضر به اين نيستم كه عشق به خدا و محبت و دوستي و مهر امام بزرگوارم را از دل بيرون بريزم بياييد كه قانون خدا شفاي جانها و هر ذره به مهر او نشان و آموختن سواد در نهفت ما مفتاح و موازين و آنست.
اي خدا در اين آخرين لحظات از تو مي خواهم چون بسان علي(ع) بي همتاي انسانيت و براه حسين(ع) شهيد عالم خلقت گستاخانه در درياي مرگ شنا كنم.
به شهيدي كه اسم خداوند بر روي آنست اويي كه وارث همه ايمانها و ايثارهاي مردان خدا در همه عصرهاست. مرداني كه از روي صداقتي كه در دلهايشان بود آواي حق را لبي گفته و خود را پاسدار اسلام و انقلاب معرفي كردند و در اين راه شهيد شدند مرداني كه از بدو تولد چونان مولايشان حسين بن علي(ع) راه شهادت را پيمودند خدا مي خواست كه حسين به شهادت برسد و رسيد آنان هم رفتند و شهيد شدند. اري راه مبارزه براي بزرگ مردان اسلام باز است و هيچ ديواري نخواهد بود كه جلوي اين سد الهي و عظيم را بگيرد دشمنان اسلام و انقلاب بدانند كه مسلمين دنيا اين را دريافته اند كه بايد در راه خداي خود بساط خويش را بست و حريم زندگي را بوسيد زيرا خود را پيروان راستين علي(ع) پشتيبانان واقعي انقلاب اسلامي و يار و ياران صديق امام زمان(عج) و نايب او مي دانند و شهادت خود را سعادت جاويد و سربلند زندگي كردن در سراي ديگر مي دانند.
آري مي دانند قلب قصاوت پيشه گان دنيا در انتظار مسلسل آنها و چشم مستضعفان دنيا در انتظار قدم آنهاست خون حسين آنها را ندا مي دهند تانينوا را ندا دهند راه گشايان راه كربلا رفتند و اينان خود را دنباله رو آنان مي دانند آنها مي روند زيرا كه بوسه هاي رهبرشان به عنوان مدال افتخار بر بازوان آنان است مي دانند قدس بر قداست آنان سوگند و كربلا بر نفسهاي گرمشان لبيك مي گويد و حسين(ع) در استقبال قدمهاي پربركت آنان است آنقدر به پيش مي روند تا با كفر نسازند تا ايمان نرود مي ميرند تا چراغ توحيد خاموش نشود دلاوران قبيله نور در نبرد با ظلمت به دشت روشنائي هجرت مي كنند مي روند تا قله فتح را فتح كنند.
خواهند رفت تا طلوع پيروزي را بر قله ايمان نويد دهند خواهند رفت كه ذكر سجود آفات عشق به خداست اما ما جان را به راه تو مي گذاريم خونمان را به پاي تو مي ريزم و بر مكتبت سوگند ياد مي كنيم كه ما روندگان راه توايم ياران مان رفتند ما هم مي رويم كه قربانگاه معراج وجود ماست مي رويم تا كه سپيده صحرا را با خون خود گلگون كنيم اما ما اميدواريم كه به عهد خود پايدار و استوار بوده باشيم و به راه تو شهيد بشويم. من چيزي نبودم و نيستم و هر چه بودم و هستم از راه تو و از انقلاب اسلامي و رهبري پيامبر گونه ات بود كه من را به راهي هدايت كرد تا بتوانم خط شهادت را سر منشا پيروزي بدانم.
خدايا از من راضي باش زيرا راضي هستم به رضاي تو الهي اين بنده حقيرت را كه حقارت سراپايش را فرا گرفته ببخشاي. خدايا تو خوب مي داني كه فقط عشق به توست كه سنگيني بار را متحمل شدم و احساس خستگي نمي كنم و يقينا مي دانم كه عشق يكطرفه نمي شود. الهي من بدم اما تو خوبي ولي خدا دست رد به سينه ام مزن چند بار به جبهه آمدم ولي توفيق شهادت را نداشتم ولي مي دانم علت چيست علت سياهي قلب و طاعت قليل من است ولي ايزد براي يكبار هم كه شده از سر چشمه عشاق سيرابم كن.
وصيتهاييكه به خانواده و اهل بيت خود دارم.
بدانيد كه خداوند يكي از نعمات بي كرانت شامل حال ما گردانيد اين بود كه توفيق يافتيم در زماني كه بزرگترين معجزه قرن بله قرنها را پس از پيغمبر اسلام و خدا شاهد باشيم و آن جمهوري اسلامي ايران است شماها كساني باشيد كه رفتن را درماندن و جاودانگي و سعادت را در شهادت دانستند در شهادت و مرگم ناله نكنيد زيرا من وظيفه خود را انجام دادم و اين بارد افتخار شما باشد و حتي خانواده هاي محترم شهداي ديگر كه فرزندانتان خط سرخ شهادت را پيمودند دستان خود را به سوي صاحب خود بلند كنيد و شكر الله را بر زبان خود جاري كنيد حب الله را در دلهايتان جاي دهيد و حزب الله را بخوانيد و روح الله را ياري نمائيد به خدا عرضه داريد خدايا امانتي را كه به ما داده بودي به پيش تو فرستاديم از ما قبول بفرما.
راه اصحاب سيد الشهدا را پيشه كنيد كه در شب شهادت در پوست خود نمي گنجيدند و نبرد با كفار و ضد انقلاب را براي خود يك وظيفه شرعي بدانيد.
خانواده عزيز ما رفتيم تا قداست اسلام بر اوج قله توحيد سرافراز باشد رفتيم تا با خونمان با مسلمانيمان با ايمانمان ريشه كفر انديشان را بزداييم. پس شما هم خط رفتن در راه شهيدان را بپماييد برويد تا حماسه پنهان تشيع رخ بنمايد برويد كه صاحب همگي ما بر اين معركه عشق نگاه مي دوزد بياييد همگي با هم برويم تا كه با ملاقات خدائي خود ملكوتي شويم و از ملكيان رخ بر تابيم. بايستي مي رفتم و همه بايد برويم تا كه سفره چپاولگران را در صحن گيتي بر هم زنيم و حاكميت ولايت فقيه را غنيمت دهيم.
اما مادرم زحمتهاي فراواني برايم كشيدي. شبهاي زيادي برايم بيداري كشيدي مي خواستي در كنارت باشم در غمهايت شريك شوم ولي به سني رسيدم كه مي بايستي مي رفتم به جائي رسيدم كه چاره اي جز شهادت نداشتم زيرا اسلام و مكتبم به من آموخت مولايم حسين ما را مي خواند مي بايستي نبرد مي كردم و به شهادت مي رسيدم و اينبار سنگيني بود كه بر دوش من بود و مي بايستي همچون سنگ آسياب آنرا به مقصد مي رسانديم.
مثل مادراني باش كه بعد از مرگ عزيزانشان با مقاومتي شگفت بدنهاي بي سر فرزندانشان را بوسه زدند. مادرم مسئوليت پاسداري انقلاب و خون پربهاي شهيدان مرا به اينجا فرا خواند من ارزش خود را در لحظه اي مي توانستم مشاهده نمايم كه خدمتي براي ميهن و انقلاب اسلامي كرده باشم پس از خدا طلب كنيد كه اين حقير و عاصي را به درگه خود قبول بفرمايد.
و اما پدر و برادران محترم بدانيد كه من آگاهانه به اين راه قدم گذاشتم و قدم ما هم در راه قدس است من مسلمان به دنيا آمدم و بايد مسلمان از دنيا مي رفتم. پدر عزيزم مثل پدراني باش كه با اشك چشم بدن خونين فرزندانشان را شستشو دادند.
برادرانم مرامتان اين باشد كه از تمام باغها گورستان از تمام رنگها قرمز و از تمام مرگها شهادت و از تمام خونها ثارالله را انتخاب كنيد.
بر اين عقيده ايمان كامل داشته باشيد كه راهي است بايد رفت صراط ؟؟؟ و امام خطي است كه بايد گام را بر روي آن ؟؟؟ داشت. خط سرخ شهادت و هدفي است كه بايد به آن رسيد فتح قدس و پيروزي نهائي اسلام را به عنوا نالگوي خود قرار داده و به ديگران نيز بياموزيد و بدانيد بي اعتنايي به اين انقلاب هدر دادن خون شهيدان و فراموش نمودن رسالت الهي است كه در اين صورت مستحق عذاب الهي هستيد جان خود را داده و هستي خود را در عرصه جنگ و پيكار قرار دهيد مبادا خودتان را واگذاريد و امام خويش تنها باشد از خون هر شهيد لاله روييد مبادا كه روي اين لاله پا گذاريد.اما خواهرانم زينب وار زندگي كنيد و زينب وار پيام شهيدان را به گوش جهانيان برسانيد و صبر زينب گونه را پيشه كنيد از كليه برادران پاسدار و حزب الله شهر مي خواهم كه اينجانب را ببخشيد قدر برادران حزب الله را بدانيد اينان به حق اسوه هاي تقوا سمبلان ايثار و معرفت و ؟؟؟ كيان مكتب توحيد هستند بايد سر به سجده خاك پاك پاي مطهرشان گذاشت تا طراوت انسانيت را از آن باز يافت. اينانند چون مولايشان حسين(ع) و با مظلوميت مجتبي خود را فداي اين مکتب تسليم به فرمان رهبر نمودند مردم پشتيبان اين جند الهيان باشيد اينانيكه زاهد در ضجه خفا و شاهد شهادت شهيدند. مردم ارشاد و پند دهيد كساني را كه در جمع شماها اين جمع و اين محفل خدائي شما هستند و با ريا و دو رويي وارد اين جمع سراپا عشق و علاقه به خدا و امام نفوذ كردند و به قول خودشان فقط امام را قبول دارند.
تفسير اينان منافقين و خواري هستند كه كمر رهبري علي ابن ابيطالب را خم كردند و شكستند و حال مي خواهند كمر انقلاب و رهبر پيامبر گونه و شيوه علي گونه (خميني عزيز) را بشكنند و اگر ارشاد را قبول نكردند بيرونشان كنيد دست آنان را از اين ميهن اسلامي و امت آن كوتاه و كم كنيد.
كجاييد شماها كه «دم» از انقلاب و جنگ مي زنيد چرا نمي رويد جبهه ها را پر كنيد. بله اين زمان است كه نبايد جنگ را تنها گذاشت و اي برادران مسلماني كه در ميهن اسلامي گام نهد و از دنيا برود ولي به جبهه پا نگذاشته باشد. مردم حمايت كنيد از مجلس هيئت دولت و رياست جمهوري به خدا قسم اينان فرشتگان روي زمين هستند مردم ياد بهشتي و رجائي و با هنرها را در دلهايتان زنده كنيد فقط به فكر انقلاب اسلامي و امام عزيز و ياران با وفاي آن چون رئيس مجلس رئيس دولت و جمهوري باشيد. خدا را در نظر بگيريد اي خدا اگر قرار است فقط درصد احتمال دهم كه شاهد اعمال ما نيستي اي خدا از اين دنياي شهواني و لذت آوري فريبنده خلاصم كن. در آخر مي خواهم سلامم را به امامم برسانيد و بگوئيد كه ما خدمتگذار شما و اسلام شما هستيم بخدا قسم خود را فداي اين مكتب و انقلاب مي كنم از اهل بيت خود مي خواهم حدود يك ماه و يا 40 روز روزه قضاي من را هر طوري كه شده جبران كنند.
پروردگارا به ما قلبي خاشع زبانی ذکروقلبی فروزان عنایت بفرما.
الهي بعد از هدايت قلب ما را ملغزان و ما را از لغزش و گناه مصون دار تا فيض شهادت نصيبمان گردد. به موقع رفتن تا بلكه خون سرخمان سياهي هاي قلبمان را بشويد و پاك گرداند. خداوندا سپاهيان اسلام را زياد گردان و مرزهاي اسلامي را از شر دشمنان نجات ده معبودا قلب امام زمان (عج) را از ما خشنود و راضي گردان.
معبودا قائم مقام رهبري آيت حق منتظري در بند خود حفظ بگردان.
پروردگارا شهادت ما را آمرزش گناهان ما قرار ده. الهي انقلاب ما را به انقلاب جهاني مهدي متصل گردان. دشمنان اين انقلاب را خوار و ذليل و نابود گردان.
خدايا به جوانان متعهد و آگاه ما توفيق ده كه در جهاد و پيكار (فاذا فرعت فانصب) به اين خط آيند و اسلام و مسلمين را از غربت نجات دهند و سايه شوم ضد انقلاب و عوامل آمريكا و صدام را از سر مردم مستضعف كم كنند.
خميني شرق را لرزاند غرب را شگفت زده كرد و عرب را در تنگنا قرار داد.
پس يا رب تا دولت مهدي خميني را نگهدار و السلام عليكم.
دوشنبه 65/10/8
من آن سر داده بر ملك حسينممريد خالص پير خمينم
من آن خونم كه در هنگام ريزش
به لب دارم سرود سرخ خيزش
چو خون پاكمان در دشت ريزد
هزاران لاله از آن دشت خيزد
در ضمن لباس فرم سپاه و اوركت را براي برادرم مازيار بگذاريد و نوارم را در منزل بگذاريد و براي استفاده به برادران حزب الله بدهيد. لباسهايم را در بين برادران پاسدار و حزب الله پخش كنيد.
خدايا رسالت بقيه الله در حيات روح الله
الهي برادران و مردان اين زمان را حسين(ع) و زنان و خواهرانمان را زينب(س) قرار ده.