ادهم محمدیان چافجیری

ادهم محمدیان چافجیری

نام: ادهم

نام خانوادگی: محمدیان چافجیری

نام پدر: اسمعیل

تاریخ تولد: 1340/04/02

تاریخ شهادت: 1361/02/10

محل تولد: رودسر

محل مزار: رودسر

شهرستان محل پرونده: رودسر

QR Code ادهم محمدیان چافجیری

دوم تیر 1340، در روستای چافجیر از توابع شهرستان رودسر به دنیا آمد. پدرش اسماعیل (فوت1356) کشاورز بود و مادرش زینب نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته عمران درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. دهم اردیبهشت 1361، در هویزه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهرستان زادگاهش قرار دارد.

وصيت نامه برادر شهيد ادهم محمديان
بسم الله الرحمن الرحيم
«الهم اجعلني من جندك فان جندك هم الغالبون و اجعلني من حزبك فان حزبك هم المفلحون و اجعلني من اوليائك فان اوليائك لا خوف عليهم و لا هم يحزنون»
«بار خدايا مرا از سپاه خود قرار بده كه سپاه تو منحصرا هميشه فاتح و غالبند و مرا از حزب خود مقرر فرما كه حزب تو منحصرا پيوسته پيروز است مرا از دوستان خود قرار بده كه البته دوستان تو درود و عالم هيچ ترس و غم و اندوهي در دل ندارند»
سپاس بيشمار آفريدگاري را سزاست كه زيان ستايشگران از وصف كمالش عزم و كوششگران سپاسگويش، با تلاش هر قدر گران نتوانند آفريدگاري كه وجودش را وقت و زمان يعني جايگزين نيست و در دوري و درازي لحظه هايي كه زاييده انديشه باشد او را مقيد و محدود نتوان كرد چون اوست كه خود خاك زمان و مكان است و آفريننده اول و ابد و پوشيده نيست كه نه ازلش را آغازيست و نه ابدش را پاياني.
سرآغاز دين شناخت ذات پاك يزدانيش بود و كمال شناختش ايمان به اوست و ايمان كمال يافتن به او پيوستن است و از خود گسستن چه اينست معنا و مفهوم ايمان به يگانگي و اين ايمان به كمال كامل نمي رسد مگر آنكه بي هيچ شك و ترديدي با وجودي كه همه دل و دلي لبريز از مهر و مهري از روي صفاي باطل و آكنده از احتياج و نياز به يگانگي ذات زوال ناپذيرش شهادت دهند ابلهان نيز به يگانگي اش اشارت كنند و آنانكه او را به ايمان و اشاره ياد كنند براي پاك آفريدگاري بي همتا كه عظمت و وسعت وجودش را حد و مرزي نيست و او يكتا پروردگار ، اما...
بعد از حمد و ثناي خداي عزوجل را اينك سپاسگذاري از يگانه انسان انسانيت يعني حضرت محمد(ص) اي رهبر اسلام اي رهبر انسانيت اي به پيشواي من بعد از مولاي من خدا را سپاس كه بنده هاي مخلص چون تو را رهبرمان و رسالت بدوش راه انبياء انتخاب كرد. اينك لبيك اي دندان شكنده اي منادي حق اي رسول خدا اي انسان اي ناجي بشر از عمق لجنزار پوچ دنيا اينك بياري دين حنيف تو يعني اسلام آمده تا دين خود را نسبت به زحمات تو ادا كنيم. شايد مورد قبول درگاه باريتعالي قرار گيرد.
اينك كه از وصف صفات انساني تو وا مانده ام، فقط ياد آور مي شوم كه شفاعت مرا و مادر پير مرا كه بعد از مرگ پدرم هم پدرم بود و هم مادرم بپذير.
اي نظار مگر بر امت خود اي محمد(ص) تو را در لحظه هاي آخر زندگيم شاهد و اعمالم مي گيرم و تو را شفيع در پيشگاه خدا قرار مي دهم و اگر اينكار را نكني سر بريده حسين بن علي(ع) را و سر شكافته علي(ع) را و پهلوي شكسته مادرم فاطمه (س) را شفاعت مي كنم.
اما تو اي رهبر بزرگ اي ناجي بشر اي كسي كه انسان را از منجلاب بيرون كشيدي و شخصيت به انسانها دادي، اي منادي حق اي خميني درود خدا بر محمد(ص) باد كه همچون تو ياور مخلص دارد.
اي پيشواي من، اي مرجع من اينك اي روح خدا دويده در جسم روح الله زماني ما مي شنيديم كه پيامبران از براي دين اسلام چه زحمتها كشيده اند و چه حرفها كه نخورده اند از دست امت نا  آگاه و جاهل خويش زماني ما شنيديم كه علي(ع) به علت سستي امتش سر به چاه مي كردند و ناله مي كردند زماني شنيده بوديم كه سر حسين بن علي(ع) را بريدند و بر سر نيزه گذاشتند و امامان ديگر به همين ترتيب اما آن همه حرفها امروز برايمان يقين شده اند زيرا كه پير انقلابمان، پير قرآنمان، پير اسلاميمان، چه زجرها و شكنجه ها از دست ظالمان و امت خويش نديدند. او را سالها تبعيد كردند فرزند عزيز و گرانقدرش را شهيد كردند و او را خواستند مقل انبياء و اولياء به سازش بكشند اما مگر انبياء سازش را مي پذيرفت تا او به عنوان شاگرد انبياء سازش را بپذيرد. 
هرگز. او را تبعيد كردند و رقصيدند و شراب بالا بردند و او را تهديد كردند. اما مگر نور خدا را مي شود خاموش كرد و ما هم شاگرد ايشان در صحنه بوديم، الهي العفو العفو ظلم كرديم به او اي امام اگر تاكنون نتوانستيم تو را بشناسيم و ياورت باشيم و امت تو در شناخت تو گمراه بودند و به بيراه مي رفتند شايد اينكه كه ما نيستيم، شايد بتوانيم مظلوميت تو را بيان كنم. هنوز اماما باور ندارند كه تنها وارث انبياء هستيد هنوز باور ندارند كه شما جانشين امام زمان (ع) هستيد، هنوز احساس مذهبي حركتشان نمي دهد. اماما ما در شناخت تو عاجز مانديم، اگر نتوانستيم در حياتمان ياور تو باشيم شايد خون مان فرش زير پاي تو از سپاسگزاري از زحمات تو باشيم. انشاءالله.
اماما ببخش ما را، نكند پيش خدا شكايت كني. اي مردم قدر اين رهبر با بدانيد و فرزندان خويش را با كفن پوش قرباني راه او كنيد شايد او از روي فرش خون توانست ما را به لقاءالله برساند چون او تنها ضامن ماست تنها شاهد ماست آخر مي دانيد كه خداوند فرمود: هر امتي را با امامش محشور مي گردانيم.
اي امت با امام در پيشگاه خدا محشور مي شويم. نكند او در نزد خدا شكايت از ما كند او چندين بار فرمود من حجتم را به شما تمام كردم.
الحق او حجت خويش را بر ما تمام كرده است اگر امتش نداند او خود اين راه روشن را خواهد رفت. خدايا تو حافظ اين پيشوا باش، دشمنان نقشه دارند كه اين تو را خاموش كنند و جاي آن را ظلمت بنشانند.
اما خدايا الطاف كن ظلمت را به واسطه نور امامت از بين ببر.
خدايا اينك در لحظات آخر از تو مي خواهم به عنوان يك بنده گناه كار تو حافظ او باش، و امتش را پايدار نگهدار.
اينك با ديده باز بسوي خدا و پروردگار خويش خواهم رفت اگر كسي توانست جلوي مرگ خويش را بگيرد آنوقت منكر اين مي شود. اي مردم يقينا روز قيامت هست قيامت را از آيات قرآن بشناسيد چون آتش آنروز بسيار سوزان است چون قرآن با ما تعارفي ندارد و مثل پدري نيست كه بترساند بچه خويش را.
زيرا كه او دور از هر گونه خانواده است او ذات پاك است و جاي وصف نيست او را نخواهيد اي كوردلان به شما مي گويد به هستي بنگريد.
اينك به هستي بنگريد تا او را بشناسيد و بعد از شناخت هستي در مقابل بزرگي او مانند ضعيف ترين موجود خم شويد و نماز بخوانيد زيرا رستگاري شما در عبادت شماست.
حي علي الصلاح ـ حي علي الفلاح ـ رستگاري را خداوند در نماز بيان كرده اي مردم مساجد را پر كنيد زيرا مسجد خانه خداست و خاموش ماندن خانه خدا خاموش راه شماست. و آغاز ذلت شماست. مساجد را پر كنيد و در موقع بلند شدن صداي اذان كار بي ارزش را رها كرده و با خلوص نيت در برابر آفريننده بيفتيد نه مثل يك انسان در مقابل بت بلكه مثل يك انسان در مقابل خالق خويش.
در انتها اي دوستان، اي آشنايان، اي برادران ديني و تني از من راضي باشيد كه من از شما راضي هستم. اينك كه در سفرم همه چيز را كنار گذاشته ام اشتباهاتم را به بزرگي خويش ببخشيد از من راضي باشيد و در گذريد. اي مادر پيرم: بعد از شهادتم گريه من، من مرده نيستم بلكه زنده ام و جاودانه. من بعنوان شفيع تو در نزد خدا هستم. گول حرفهاي پوچ و بي محتواي زنان هرزه گو و شيطان را نخور، نه رنج بلكه توكل به خدا كن و صابر باش، من بعنوان سند تو در پيشگاه خدا هستم آخر من بنده خدا و پيرو محمد(ص) هستم او زمانت ما را خواهد كرد خدا صبرت بدهد.
اي خواهران عزيز: در مرگ من گريان نباشيد اگر ظلمي از من به شما رسيده بگذريد و شيون و زاري نكنيد چون دشمن امام شادمان خواهد شد اگر كسي از من ديني دارد بدهد (البته از مال بي ارزش دنياييم) سهميه موتورم با روحي پاك مي روم. اي مردم محله ام آنقدر گفتم مسجد را پر كنيد بيشتر خالي اش كرديد و بجز چند جوان بقيه رفتيد اينك كه من نيستم شايد بفهميد من كجا رفتم و شما هم خواهيد آمد. اما كي ..مسجد را پر كنيد. اعمالتان را با عبادتتان بپوشانيد. در انتها يادآور مي شوم شعار:
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار
يادتان نرود.
والسلام
ادهم محمديان


 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد