بسمه تعالي
والحمد الله رب العالمين . والحمد لله الذي يود من الخائفين و ينجي الصالحين و يرفع مستضعفين ويضع المستكبرين و يهلك ملوكا و يستخلف اخوين و السلام علي زعيم ملة والدين نائب الامام خميني
بنابر وظيفه شرعي و كسب رضا خدا متن زير را با ايمان و اعتقاد كامل به آن بعنوان وصيتنامه مي نويسم .( الذين آمنوا و هاجروا و جاهدو في سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجة عندالله و اوليك هم الفائزون ) ( آيه 20 سوره توبه )
با عرض سلام خدمت يگانه منجي بشريت ولي عصر و بر پاه كنيد . عدل آقا امام زمان (عج) و با درود بر نائب بر حقش اميد مستضعفان جهان حضرت آيت الله العظمي الامام خميني و با درود و سلام بر تمامي از بندگان كفر ستيز و سلحشور غيور اسلام و با درود بر ارواح طيبه شهداي گرانقدر . از شهداي صدر اسلام گرفته تا به كربلاي انقلاب اسلامي ايران .
الهم احصلي بن جنوك فال جنوك هم القالبون و اجعلني من حزبك فال حزبك هم المفلحون و اجعلني اوليائك فال اوليائك لا خوفٌ عليهم و لا بحزنون) بار خدايا مرا از سپاه خود قرار ده كه سپاه تو منحصراً هميشه قاتع و غالبند و مرا از حزب خود مقرّر فرما كه حزب تو منحصراً پيوسته پيروز است و مرا از دوستان خود قرار بده كه البته دوستان تو در دو عالم ترس و غم و اندوهي در دل ندارند درود خدا بر پيامبران باد كه چنين نابي براي خود انتخاب كردندو براي ما انسانها فرستادند و ما ها بايد از اين امام عزيز قدرداني كنيم و گوش به حرفهاي او دهيم و از خط او فارح نشويم و درود بر شهيداني كه به هل من ناصر ينصرني حسين زمان را لبيك گفتند و بخدا رسيدند. شهيدان رفتند و به معشوقشان رسيدند و لكم راه و هدفشان با قسمت مرگ حق است پس چه بهتر كه آنرا چون حسين خود انتخاب كنيم و به سعادت ابدي برسيم و هرگز از مرگ نمي ترسم چون كه با آن خو گرفته ايم از خون نمي ترسيم و نخواهيم ترسيد چونكه اجتماع و اين انقلابمان از خون آبياري شده است و تا اينكه انقلابمان به اينجا رسيده است ولي من اين را هميشه كفتم كه بهترين مرگ آن است كه فرد كنار همرزمش كه بر عليه كفار مي جنگد به شهادت برسد (ولا تحبسون الذين قتلو في سبيل الله امواتا و هل احيا عند ربهم يرزقون) نمي دانم تا چند اين آيه را درست نوشته ام و اين آيه شريفه مي فرمايد آناني كه در راه خدا شهيد مي شوند مرده نپنداريد بلكه آنان زنده اند و در نزد خداي خويش روزي مي خورند و اينك اي برادران و خواهران باز هم اتحاد خود را نسبت به همديگر حفظ كنيد و سدّي آهنين باشيد جلوي امپرياليسم و سهيونيسم برادران و خواهران قدر اين پير جماران را بدانيد بايد تمام سختي ها را بكشيم تا قدر اين رهبر را بدانيم و در اين مورد يك
مثال كوچك برايتان مي نويسم روزي يم مرد از بيابان مي گذشت و خسته شده بود و زير يك درختي دراز كشيد و يك مار از آنجا عبور مي كرد يك سوراخ را مشاهده كرد كه آن سوراخ دهان آن مرد بود كه خوابيده بود دهانش باز بود و مار خيال كرد كه حتماً سوراخ جاي اوست رفت در دهان آن مرد و رفت داخل شكمش و يك مرد اسب سوار از آنجا مي گذشت ديده بود و بدون اينكه چيزي به اين مرد بگويد با شلاق او را زد و گفت بدو آن مرد گفت كه چرا مي زني من كه كاري نكردم آن مرد روي اسب نشست و با شلاق
كه براي من زحمات گرانقدري كشيديد و در اين راه مرا ياري كرده ايد از اينكه نتوانستم آنطوري كه بايد و شايسته بود حق فرزندي را بجا آورم مرا ببخشيد و از اينكه خداوند سبحان اينجامنت را بر من گذاشت سر به سجده نهيد كه فرزندي بزرگ كرديد كه افتخار معامله با خدا را داشت كه شيريني شهادت در راه خدا با اين لذات مادي و زودگذر دنياي مالي قابل مقايسه نيست و به اين گفته خدا عمل كنيد كه(الذين اذا اصابتهم مصيبه قالوا نا لله و انا اليه راجعون) انشاء الله كه از اين آزمايش الهي سرفراز و موفق بدر آئيد وقتي كه خداوند در قرآن مي فرمايد(و ما لكم لا تقاتلون في سبيل الله و المستضعفين) يعني چه شده است شما را كه در راه خدا و مستضعفين قيام نمي كنيد و در جايي هم مي فرمايد(و قاتلواهم لا تكز فتنه)بكشيد كه تا فتنه ها از ميان برداشته شود و اينك مادر و پدر عزيزم هميشه پس از شهادتم بگوئيد خدايا امانتي داشتم فرستادم اميدوارم اين هديه ناقابل مرا بپذيريد و اينك پدر و مادر عزيزم بعد از شهادتم گريه نكنيد تا اينك دشمن شاد شويد و بعد از شهادتم پرچم خونين اسلام و امام حسين را در سر خانه ما نسب كنيد و از شما اي پدرم ناراحت نباشيد مي دانم با چه بدبختي و با چه سختيهايي مرا بزرگ كرده ايد ولي عجر شما با امام حسين باد و از شما اي خواهران خوبم مي خواهم كه رسالت زينب را الگو براي خودتان قرار دهيد و مانند زينب از اسلام دفاع كنيد و از دامادم مي خواهم كه براي من ناراحت نباشد و افتخار كند و از برادران كوچكم مي خواهم بعد از شهادتم جاي مرا پر كنيد آن هم هر طوري كه باشد اول با درس خواندن خود و نماز جمعه و مسجد را فراموش بكنيد از همگي اقوام و آشنايان و دوستانم كه ذكر نامشان ممكن نيست حلاليت طلبيده و چشم اميدم به دعاهاي شماست و ديگر اينكه برادران و خواهران هم محلي خودم مي خواهم كه هر بدي كه از من ديده اند به بزرگي خودشان مرا ببخشند و شركت در دعاي توسل و ندبه و در دعاي كميل و نماز جمعه سستي نكنيد كه راه سعادت و خودسازي ما در گرو اين سري برنامه هاست و از كليه برادران مي خواهم راه تمامي شهداي اسلام مهندس شهيد عزيزمان عادل احمدنيا و شهداي ديگر هم محلي خودمان را ادامه دهند مرا در گلستان شهدا واقع در كوه وادي در كنار ديگر برادران شهيد دفنم كنيد. والسلام
مورخ 12/12/63 حقير فرا كوچكتر از شما برادر اسماعيل عباسي
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار منتظرين خود را براي نصر اسلام محافظت بفرما
رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما معلولين و مجروحين شفا عنايت بفرما
«آمين يا رب العالمين» خدايا ـ خدایا ستارگان كه رفتند خورشيد را نگهدار.
کشید و یک مار از انجا عبور می کرد یک سوراخ را مشاهده کرد که ان سوراخ دهان ان مرد بود که خوابیده بود دهانش باز بود
مار خیال کرد که حتما سوراخ جای اوست رفت در دهان ان مرد و رفت داخل شکمش و یک مرد اسب سوار از انجا می گذشت
دیده بود و بدون اینکه چیزی به اینکه چیزی به این مرد بگوید با شلاق او را زد و گفت بدو ان مرد گفت که چرا میزنی من که کاری
نکردم ان مرد روی اسب نشست وبا شلاق که برای من زحمات گرانقدری کشیدید و در این راه مرا یاری کرده اید از اینکه نتوانستم
انطوری که باید و شایسته بود حق فرزندی را بجا اورم مرا ببخشید واز اینکه خداوند سبحان اینجا منت را بر من گذاشت سر به
سجده نهید که فرزندی بزرگ کردید که افتخار با خدا را داشت که شیرینی شهادت در راه خدا با ااین لذات مادی زود گذر دنیای
مالی قابل مقایسی ه و به این گفته خدا عمل کنید که (الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا نا لله وانا الیه راجعون)انشاءالله که از این
ازامایش الهی سرافراز و موفقبدر ایئد وقتی ک ه خداوند در قران می فرماید (وما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین )
یعنی چه شده است شما را که در راه خدا و مستضعفین قیام نمی کنید و در جایی هم می فرماید (وقاتلوا هم لا تکز فتنه)
بکشید که تا فتنه ها از میان برداشته شود واینک مادر و پدر عزیزم همیشه پس از شهادتم بگوئید خدایا امانتی داشتم فرستادم
امیدوارم این هدیه ناقابل مرا بپذیرید واینک پدر و مادر عزیزم بعد شهادتم گریه نکنید تا اینکه دشمن شاد شود و بعد از شهادتم
پرچم خونین اسلام و امام حسین را در سر خانه ما نسب کنید و از شما و از شما ای پدرم نارحت نباشید می دانم باچه بدبختی
وبا چه سختیهایی مرا بزرگ کرده اید ولی عجر شما با امام حسین باد واز شما ای خواهران خوبم می خواهم که رسالت زینب
را الگو برای خودتان قرار دهید و مانند زینب از اسلام دفاع کنید واز دامادم میخواهم که برای من ناراحت نباشد وافتخار کند و از
برادران کوچکم می خواهمبعد از شهادتم جای مرا پر کنید ان هم هر طوری که باشد اول با درس خواندن خود و نماز جمعه و
مسجد را فراموش نکنید از همگی اقوام و اشنایان و دوستانم که ذکر نامشان ممکن نیست حلالیت طلبیده وچشم امیدم به
دعاهای شماست ودیگر اینکه برادران و خواهران هم محلی خودم می خواهم که هر بدی از من دیده اید به بزرگی خودشان مرا
ببخشید وشرکت در دعای توسل و ندبه و در دعای کمیل ونماز جمعه سستی نکنید که راه سعادت وخود سازی ما در گرو این
سری برنامه هاست واز کلیه برادران مخواهم راه تمامی شهدای اسلام مهندس شهید عزیزمان عادل احمدنیا و شهدای ادیگر هم
محلی خودمان را ادامه دهند مرا در گلستان شهدا واقع در کوه وادی در کنار دیگر برادران شهید دفنم کنید.والسلام مورخ63/12/12
حقیر فرا کوچکتر از شما برادر اسماعیل عباسی
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار منتظرین خود را برای نصر اسلام محافظت بفرما
رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما معلولین و مجروحین شفا عنایت بفرما
امین یا رب العالمین خدایا-خدایا ستارگان که رفتند خورشید را نگهدار.