رمضان عباس پور

رمضان عباس پور

نام: رمضان

نام خانوادگی: عباس پور

نام پدر: باباخان

تاریخ تولد: 1342/10/09

تاریخ شهادت: 1365/12/07

محل تولد: رودسر

محل مزار: اوشیان

شهرستان محل پرونده: رودسر

QR Code رمضان عباس پور

نه م دی 1342، در روستای اوشیانکلاچای از توابع شهرستان رودسر به دنیا آمد. پدرش باباخان، کشاورز بود و مادرش رقیه نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. هفتم اسفند 1365، در شلمچه بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مدفن وی در زادگاهش واقع است.

به نام خدا 
ان الذين امنو والذين هاجرو و جاهدو في سبيل الله اولئك يرجعون رحمته الله و الله غفور الرحيم
همانا كسانيكه ايمان آورده اند و كساني كه از وطن خود مهاجرت نموده اند و در راه خدا جهاد كرده اند آنان اميدوار و منتظر رحمت خدا باشند و خداوند آمرزنده و مهربان است سوره بقره  
بنام كسيكه هستي آفريد بنام مهربانترين مهربانان و به نام خدايي كه جان مي دهد و جان مي ستاند من سخنم را با نام او آغاز مي كنم و اين آخرين پيام من است به تمامي عزيزانم كه مرا مي شناسند و به كساني كه مرا دريافتند و مرا به عقل خود ديوانه نپنداشتند هميشه در كار خودتان اميدوار باشيد اميد داشته باشيد 
با پدرم سخن بگويم درباره كسي كه عمرش را به پاي من رنج و زحمت كشيد تا مرا بزرگ كند نتيجه زحمتهاي او بود كه مرا به منزل عاشقان كربلا و حسين (ع) فرستاد و من اين عشق را كه به الله است به او مديونم مادر جان براي من گريه نكنيد و در افكار مردم مومن ؟؟ است كه خود را در جگر خود و در دل خود بسوزاند هميشه شادي ؟؟؟ باشد مادر جان اي كسيكه شيره جانت را به من دادي و عمرت را در كنار من سپري كردي حالا اين حاصل عمر تو بود كه مرا كه مي خواستم رساند و آخرين كلامم اين است كه حلالم كني و شيرت را بر من حلال كني اين تويي كه در روز رستاخيز بايد مرا حلال كني.
و از چهل نفر مومن و مسلمان شفاعت مرا بگيري چون حديث است كه مي گويد اگر چهل مسلمان پشت سر يك ؟؟؟ بگويند كه او خوب بود مرده در بهشت است پدر جان با شما هم هستم كه هر چه مي توانيد از مردم شفاعت مرا بگيريد از فاميلها كه مرا حلال كنند و هر بدي كه از ما ديدند ببخشند چون من به آنها نتوانستم به حد كافي خوبي بكنم من براي اين به جبهه رفتم كه وظيفه الهي است كه براي خدا و خلق خدا خدمتي كرده باشم
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار
 به نام خدا
ان الذین آمنو و الذین هاجروا جاهدو فی سبیل الله اولئک یرجعون رحمة الله والله غفور الرحیم
همانا کسانی که ایمان آورده اند و کسانی که از وطن خود مهاجرت نمودند و در راه خدا جهان کردند آنان امیدوار و منتظر رحمت خدا باشند و خداوند آمرزنده و مهربان است.
سوره بقره – آیه 218
به نام کسی که هستی آفرید. به نام مهربانترین مهربانان و به نام خدایی که جان می دهد و جان می ستاند. من سخنم را با نام او آغاز می کنم و این آخرین پیام من است. به تمامی عزیزانم که مرا می شناسند و به کسانی که مرا دریافتند و مرا به عقل خود دیوانه نپنداشتند، همیشه در کار خودتان امیدوار باشید. امید داشته باشید. 
می خواهم با پدرم سخن بگویم. پدری که تمامی عمرش را به خاطر من رنج و زحمت کشید تا مرا بزرگ کند. نتیجه ی زحمتهای او بود که مرا به منزل عاشقان کربلا و حسین (ع) فرستاد و من این عشق را که به الله است به او مدیونم. پدرجان و مادرجان برای من گریه نکنید و در انتظار مردم مؤمن آن است که غم خود را در جگر خود و در دل خود بسوزاند ولی همیشه شادی در رویش باشد. ای مادر جان، ای کسی که شیره ی جانت را به من دادی و عمرت را در کنار من سپری کرده ای. حالا این حاصل عمر تو بود که مرا به آنچه می خواستم رساند و آخرین کلامم این است که حلالم کنی و شیرت را بر من حلال گردانی و این تویی که در روز رستاخیز باید مرا حلال کنی و از 40 نفر مؤمن و مسلمان شفاعت مرا بگیری. چون حدیث است که می گویند اگر 40 مسلمان پشت سر یک فوت شده بگویند که او خوب بوده مُرده در بهشت است. پدر جان، با شما هم هستم که هرچه می توانید از مردم شفاعت مرا بگیرید. از فامیلها که مرا حلال کنند و هر بدی که از ما دیدند ببخشند. چون من به آنها نتوانستم به حد کافی خوبی بکنم. من برای این به جبهه رفتم که وظیفه ی الهی است که برای خدا و خلق خدا خدمتی کرده باشیم.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار
 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد