پرویز مهریاری لیما

پرویز مهریاری لیما

نام: پرویز

نام خانوادگی: مهریاری لیما

نام پدر: علی اکبر

تاریخ تولد: 1340/05/03

تاریخ شهادت: 1362/03/03

محل تولد: رودسر

محل مزار: لیما

شهرستان محل پرونده: املش

QR Code پرویز مهریاری لیما

نه م مرداد 1340، در روستای پرندان از توابع شهرستان رودسر به دنیا آمد. پدرش علیاکبر، نجار بود و مادرش کلثوم نام داشت. خواندن و نوشتن نمیدانست. کارگری میکرد. به عنوان سرباز ژاندارمری در جبهه حضور یافت. سوم خرداد 1362، در فرهادآباد دیواندره هنگام درگیری با گروههای ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به شکم، شهید شد. مدفن وی در زادگاهش واقع است.

وصیت نامه سرباز وظیفه پرویز مهریاری با دعا و نیایش به درگاه خداوند تبارک و تعالی برای سلامتی رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی آن پیر جماران و قلب تپنده مستضعفین جهان و پیروزی رزمندگان اسلام در جبهه های حق علیه باطل به سرکردگی امریکای جنایتکار و شوروی تجاوز گر و سلامتی کامل مجروحین و معلولین. مادر عزیز من سرباز جندالله هستم سرباز امام زمان و اسلام هستم سربازی جان به کف آماده شهادت برای دین حقم که همان اسلام جاوید است هستم و تو مادر نباید از شهادت فرزندت در راه اسلام و حق و حقیقت باکی داشته باشی زیرا این راه واقعی من است که انتخاب کرده ام و خیلی علاقه دارم به ملکوت اعلاء برسم. مادر عزیزم از تو می خواهم که شیر پاکت را حلالم کنی و از گناهانی که در مورد تو و اذیتهایی که بر تو روا داشتم مرا ببخشی چرا که من جوان بودم جاهل. مادر عزیز دست پر زحمت تو را از دور می بوسم و روی چون ماه تو را همیشه لبخند شادی بر لبانت بود بوسه بخشش می زنم و از تو می خواهم که برای جوان گناهکارت از خدای بزرگ طلب بخشش کنی و همیشه برای من دو رکعت نماز قضا بخوان تا قبر بر من تنگ نباشد پدر عزیز دست شما را از دور می بوسم و از شما هم می خواهم که مرا ببخشی و حلالم کنی. چرا که وقتی یاد گذشته می کنم که چگونه شما را اذیت می کردم احساس حقارت می کنم و بسیار زجر می کشم و از گذشته خود متاسفم و امیدوارم که عذر مرا پذیرفته باشی و مرا که جاهل و جوان بودم ببخشی. برادران عزیز (سیروس ـ بهروز) از روبرو شدن با شما که نمی دانم دوباره تکرار می شود شرمنده ام و از شما می خواهم که مرا حلال کنید و هر دوی شما وظیفه دارید برای من نماز قضا بخوانید تا در آخرت پیش خدای خودم شرمنده و سرافکنده نباشم و یک سفارش دیگر برای شما سیروس جان که برادر بزرگتر من هستی دارم، من در موقع آموزشی مبلغ 100 تومان از دوستم گرفتم که اسم او را فراموش کرده ام از تو می خواهم که بدهکاری من را به گردن بگیری و چون او را نمی شناسی به صورت صدقه پرداخت کن از تمامی دوستان آشنایان و فامیلهای نزدیک و دور طلب آموزش می کنم و امید آن دارم که همه مرا حلال کنند. والسلام به امید روزی که راه یافتگان قرآن باشیم. بهروز مهریاری

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد