قسمتي از نوشته هاي شهيد صمد قريشي
سه شنبه 17 سه روز قبل از شهادت
با كمال تاسف وصيت نامه اين شهيد بزرگ در اثر زلزله دلخراش 69 از بين رفته و قسمتي از اين وصيت نامه كه سينه به سينه نقل شده را باين مي كنم وصيت نامه ايشان اينگونه بود كه:
اي كاش كه دوران سربازي به جاي 2 سال 20 سال بود ولي مي دانم كه خبر شهادت من با سكته كردن مادرم يكي مي شود هر چند كه به دلم افتاده كه شهيد خواهم شد ولي باز هم به خاطر مادرم سعي مي كنم كه مواظب خودم باشم ولي خوب يك بار شد كه من شهيد شدم دوست دارم من را در كنار آرامگاه برادرم حسين دفن كنيد.
و فعلا به همين قدر نوشتن اكتفا مي كنم چون از تمام سر وصورت و حتي از روي دستهايم عرق مي ريزد.
من شهید شدم دوست دارم وقتی شهید شدم من کنار قبر برادرم حسین دفن کنند تنها وصیت که دارم همین است :و من فعلاً به نوشتن اکتفا می کنم چون تمام سرو صورت و حتاً[حتی] از روی دستهاینم عرق می رزد.[می ریزد]. 18تیر چهارشنبه
قسمتی از وصیت نامه شهید سید ؟ قریشی یک روز مانده به شهادت وی من شهید شدم دوست دارم وقتی شهید شدم من کنار قبر برادرم حسین دفن کنند تنها وصیت که دارم همین است :و من فعلاً به نوشتن اکتفا می کنم چون تمام سرو صورت و حتاً[حتی] از روی دستهاینم عرق می رزد.[می ریزد]. 18تیر چهارشنبه
قسمتی از وصیت نامه شهید سید ؟ قریشی یک روز مانده به شهادت وی