بسم رب الشهداء
متن کامل وصیتنامه پاسدار رشید اسلام
شهید نصرالله محسنی
بسمه تعالی
السلام عليك يا ابا عبدالله
دل ما غرق غم توست حسین (ع)
ای مظلوم ، ای عزیز ، ای آقای عزیز و مهربان ، گویا چنین بنظر می رسد که عمر به آخر رسیده است و باید امانت تسلیم شود و باید به دیاری دیگر روم .
حسین (ع) عزیز ، خودت شاهدی از اینکه احساس می کنم دارم از این دنیا میروم نگران نیستم و بسیار خوشحالم و دوست دارم پرواز کنم و گویا دنیا برایم تنگ است ، از همه چیز بریده ام.
دنیا برایم قفسی می ماند که اندازه بدنم نیست و بدنم از آن قفس بزرگتر می ماند و حال هم کار به عملیاتی دارد می کشد.
دوست دارم هر چه زودتر دستور برسد و هر لحظه منتظر شنیدن سخن مسئولمان هستم که بگویند حرکت کنید ، آماده باشید گرچه این وقت را زیاد دور تصور نمی کنم ، ولی بی صبرانه گوش به فرمان ، ای حسین (ع) از طرف دیگر ترس وجودم را برداشته از اینکه چه کرده ام، توشه ام چیست ، سفریست دور و دراز ، سرمایه ای ندارم و ترس راه و سفر ، چند روزیست بشدت متحیرم نموده ، چه کارها که نکرده ام از غیبت گرفته تا ...
خدایا ، خدایا ، گدایم ای فریاد رس ، ای غیاث المستغيثين گرچه من عاجزم ، گنهکارم . گرچه من هزاران بار توبه دروغانه کردم و خودم را گول زدم و با پررویی تمام در مقابل تو ، توبه کردم ، طولی نکشید فراموشت کردم ، کاری بدتر از کار اول کردم ، ولی ای محبوب ای مهربان ، ای معشوق ، تو مهربانتر از آنی که در افکار ناقص عالميان بگنجی ، با تمام نافرمانی که کردم ، از درگاه تو جز عفو و بخشش چیزی انتظار ندارم .
و اما تو ای حسین (ع) عزیز ، ای عزیز زهرای سیلی خورده ،ای عزیز رسول الله (ص) ، ای محبوب علی (ع) ، ای برادر حسن(ع) ، ای سرور و امید زینب (س) ، ای سر به بالای نی رفته ، ای تن مبارك زیرسم اسب رفته ای که از عشق تو ، جان ناچیزم میسوزد ، میدانی به فرمان خدا و به عشق تو ، عاشق وار آمدم ، خود میدانی اکثر اوقات حیاتم سر نماز و ... دعایم این بود ، اول مورد شفاعت تو قرار بگیرم و خدای مهربان بر مظلومیت تو بر من ناچیز رحم کند ، سپس با قاسم نوجوان همنشین شوم ، نکند بداد من نرسی ای حسین (ع) ، وای بر حال زارم اگر مرا نپذیری ، حسین جان دستم به دامانت ، فردای قیامت به دادم برس و مرا با خاصانت محشور فرما .
عبدالله العاصی را شافی باش نزد خدایت به امید آنروز ....
اللهم بحق الحسين شفاعت الحسين يوم الورود
نکند فردای قیامت مرا از درگاهت برانی حسین جان عالمیان در دنیا ، برادران و خواهرانم ، پدر و مادرم ، دوستان ، بستگان و امت اسلامی مرا سرباز تو می پندارند و می پنداشتند و می گفتند عشق حسین دارد، ولی اگر مرا نپذیری و بگویی جبهه آمدنت برای عالمیان بود برای ما نبود برای خدا نبود، ای عزیز رسول الله (ص) ، شرمندگی اینان را چه کنم ، سرزنش اینان را چه کار کنم ، آقا جان ، خودم هم دلم خوشست سرباز آقائی چون توام ای حسین من امیدوارم به تو ، تورا به جان مادرت زهرا (س) ، تورا به بازوی کبودش با پهلوی نازنین بشکسته اش ، مرا از شفاعت خودت محروم مدار :
آمین یا رب العالمین
والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته
بتاريخ ۶۴/۱۱/۱۲
عبدالله نصرالله محسنی