جمشید کلانتری کهدمی

جمشید کلانتری کهدمی

نام: جمشید

نام خانوادگی: کلانتری کهدمی

نام پدر: ابوالقاسم

تاریخ تولد: 1344/07/06

تاریخ شهادت: 1367/01/09

محل تولد: رشت

محل مزار: دهبنه

شهرستان محل پرونده: رشت

QR Code جمشید کلانتری کهدمی

ششم مهر1344، در بخش سنگر از توابع شهرستان رشت ديده به جهان گشود. پدرش ابوالقاسم، كشاورزي مي­كرد و مادرش احترام نام داشت. تا پايان دوره متوسطه در رشته تجربي درس خواند و ديپلم گرفت. پاسدار بود. نه  م فروردين1367، با سمت معاون فرمانده گردان از لشكر قدس گيلان، در باني­بنوك عراق به شهادت رسيد. پيكرش مدت­ها در منطقه برجا ماند و پس از تفحص در زادگاهش به خاك سپرده شد. 

بسم الله الرحمن الرحيم 
اينجانب جمشيد كلانتري متولد 1345 نام پدر ابوالقاسم برحسب وظيفه  شرعي كه به عهده  هر فرد مسلم و مسلمه و مومن و مومنه است كه بايد قبل از مرگ وصيت كند اين چند جمله را بنده عاصي  و محتاج به رحمت خالق عالم من باب  وصيت در اين  ورقه ذكر مي كنم با سلام و درود فراوان به رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و با سلام و درود بيكران به رزمندگان بيدار دل اسلام و ايران و با سلام به خانواده هاي معظم شهدا و با سلام به مردم قهرمان و هميشه در صحنه ايران من قبل از توضيح درباره اين چند خط كه به عنوان وصيت نامه  اطلاق مي گردد  مي خواهم بنويسم بايد بگويم كه خانواده اينجانب و دوستان و آشنايان درباره اهداف و طرز تفكرم تا حدودي مطلع و آگاه بوده اند اينجانب بنا بر نياز جبهه ها و فرموده امام عزيز كه هر كس قدرت جنگيدن و سلاح برداشتن را دارد به جبهه برود و به ياري ديگر سلحشوران برود من هم به سخنان ايشان لبيك گفته و به جبهه ها شتافتم چون وقتي مهري از كسي در دل و جان آدم جاي گرفت اگر بخواهد سر برود قبول  كنيد كه از ته دل و جان نخواهد رفت حال چون كلام  و مطلب با خانواده عزيزم و آشنايان و دوستان دارم :پدر و مادر بزرگوارم اينجانب تا آنجايي كه خودتان در زمانهاي قبل  به من گفته بوديد مرا با مشقت بزرگ و بدين حد رسانيده ايد و در مقابل هم از من انتظاراتي داشتيد چرا كه هر  كس زماني  براي نهالي  زحمت مي كشد تا بزرگ شود و از برس بهره ببرد و استفاده  كند ولي به شما عرض مي كنم  كه من نسبت به شما ها علاقمند  بودم و چون مردمك چشم مي ترسيدم  شما را اما چه كنم  اگر دل من دنبال خوبان مي رود بدانيد و چون درد دارد دنبال درمان ميگردد و من التيام خواهم  يافت در كنار رزمندگان و سلحشوران كه جان و جانان خود را در راه حق فدا مي كنند تا با خون مسير حركت انقلاب را هموار ساخته  و درخت اسلام  را آبياري نمايند گفته امام را به ياد مي آورم كه در بدو ورود خود به ايران  فرمودند زندگي من نتوانست خدمتي به اسلام بكند شايد مرگ من بتواند خدمتي باشد اگر  چه اين  موضوع درباره  خود امام صادق نيست چون او زندگي و حيات خود را جز براي اسلام سپري نكرده است ولي من اين سخن را در مورد خو مي گويم  كه هرگز نتوانستم در طول حيات فردي  مفيد براي اسلام بوده و تعهد و رسالتي كه در قبال آن به دوشم بود به انجام رسانم. حمد و سپاس  خدا را كه رحمت او هميشه  شامل حال بندگانش مي باشد و. به من اين فرصت و امكان را داد كه قدم  به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل گذارم  تا جبران كمبودهاي گذشته را بنمايم و جز رضاي  خاطر او انگيزه اي ديگر در تصميم گيري من دخالت نداشت بار الهي به من توفيق عنايت فرما  و شهادت را به من ارزاني دار تا از شايستگي آن بهره مند شوم عزيزان من اگر  اين دستخط  بعد از فدا شدن من بدست شما رسيد بدانيد  كه سعادتي بس عظيم نصيب شما و من گرديده  است  كه همين سعادتي با آن برابري نتواند كرد و چه خوب است  كه با شنيدن  اين خبر كه نشان دهنده توجه و عنايات پروردگار بزرگ شما بوده كه قرباني شما را در راه خود پذيرفته  و مرا به آرزوي قلبي و ديرينه ام رسيده ام خوشحال باشيد و هيچ گونه غم و اندوه به خود راه ندهيد  و بدانيد اگر صبر كنيد اجري عظيم در انتظارتان خواهد بود و افتخار كنيد  كه شهيدي  ناقابل  تقديم  به خدا و امام و انقلاب  كرده ايد و بدانيد خدا و پيامبر اكرم و ائمه معصومين  بالاخص امام حسين  ( ع ) و امام خميني از شما راضي مي باشد و با شهيد شدن  من نگوييد  و مي دانم كه نخواهيد گفت شهيد داده ايم  و همچنين مي خواهم كه ديگر برادران را به جبهه بفرستيد تا از حريم اسلام و انقلاب دفاع كنند حال روي سخنم با برادران حسن و حسين و بيژن و خواهرانم كه هرگز در همين وقت خدا را فراموش نكنيد و هميشه خدا را ناظر بر اعمالتان بدانيد و هرگز خداي نا كرده با هم اختلاف پيدا نكنيد زيرا به خدا  كه مرا ناراحت كرده ايد صله رحم را فراموش نفرماييد به خانه هاي يكديگر  بيشتر برويد و به همديگر مهرباني  نماييد و همچنين خواهرانم شماها  با حجابتان مي توانيد مشت محكمي  بر دهان اين خصم ز بون و اين بي حجابي هاي بي عفت و بي بند و بار بزنيد  و آنها را براه راست هدايت  نماييد و به آنها بفهمانيد كه راه اشتباه  ميرند و ديگر  اينكه بعضي از وسايل  كه در خانه داشتم توسط داداش  حسن به حسن كلانتري يا اسماعيل  انبساطي  بدهيد مراسم مرا بسيار كم خرج در مسجد امام رضا ( ع )  دهبنه بگيريد  چون اينجانب در آن مسجد ساخته و پرداخته شده ام با برادران مومن و متدين انجمن اسلامي شهيد مفتح كه بعضي شهيد شده اند بعضي مجروح و بعضي ديگر در سنگر مسجد و انقلاب  باقي اند همكاري كنيد و آنان را در مراسمم  سهيم كنيد به خانواده هاي شهدا سركشي نماييد علي الخصوص شهيد محمد كاظمي پور و سردار شهيد غلامرضا با مروت و شهيد گرامي و مومن محمود طهماسبي را فراموش  نكنيد به ياد تمامي شهيدان راه سرخ حسين  باشيد و ادعيه بالاخص كميل و توسل را از ياد نبرد اما  شما فاميلين و آشنايان و دوستان اگر تا حال با اين انقلاب و اسلام نيامده ايد  ديگر  به اسلام وانقلاب و امام برگرديد و راه حق ا باطل و. راه پاكي از لجن را تشخيص دهيد  كه فرصت از دست  خواهد رفت و حتما  ضرر  خواهيد كرد و در آخر  مي خواهم  كه مرا در مسجد هميشه سنگر  ما مسجد امام رضا  ( ع ) دهبنه در كنار قبر پاك شهيدان رازقي محمد كاظمي پور و محمود طهماسبي دفن نماييد و من ا...التوفيق

 

گالری تصاویر