رضا رحمدل دلچه

رضا رحمدل دلچه

نام: رضا

نام خانوادگی: رحمدل دلچه

نام پدر: محمدحسین

تاریخ تولد: 1343/12/01

تاریخ شهادت: 1364/12/12

محل تولد: رشت

محل مزار: دلچه

شهرستان محل پرونده: رشت

QR Code رضا رحمدل دلچه

یکم اسفند1343، در روستای دلچه ازتوابع شهرستان رشت به دنیا آمد. پدرش محمدحسین، کشاورز بود و مادرش گیلان نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. او نیز کشاورز بود. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. دوازدهم بهمن 1364، در سلیمانیه عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره به کمر، شهید شد. مدفن وی در روستای دلچه از توابع زادگاهش واقع است.

بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه پاسدار شهيد رضا رحمدل
ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي
پروردگارا صبر و استقامت بر ما ارزاني دار و گامهاي ما را در مسير حق ثابت قدم گردان و ما را در پيروزي بر اهل كفر نصرت و ياري فرما.
خدايا، بارالهي معبودا مولايم من ضعيف و ناتوانم كه تحمل درد از دست دادن پاهايم را ندارم و چگونه بتوانم تحمل عذاب ترا داشته باشم، خدايا مرا ببخش و از گناهانم درگذر، تو كريمي، تو رحيمي من با امام خميني ميثاق بسته ام و به او وفادارم زيرا او به اسلام و قرآن وفادار است. اگر چندين بار مرا بكشند و زنده ام كنند دست از او نخواهم كشيد، اي عزيزان و اي دوستان و اي برادران ننگ است براي انسان مسلمان كه در رختخواب دنيا را وداع كند از خواب عميق بيدار شويد ديگر وقت خواب به پايمان رسيده است و وقت حركت و قايم است بيدار شويد و بيدارتر بمانيد،‌اي عزيزان شما وظيفه سنگين و دشواري در پيشگاه خداوند لايزال داريد وقت مبارزه و هجوم به كاخ استكبار جهاني است اينها همچون زالو خون مردم را مي مكند براي انجام وظيفه و زيارت خاك مقدس كربلا به پا خيزيد اي خاك كربلا شب و روز براي رسيدن به تو بيدار مانديم تا تو را در آغوش بگيريم اگر ما نتوانستيم پس تو ما را در آغوش بگير ولي بدان كه راهروان ما وارثان ما تو را در آغوش خواهند گرفت ما انجام وظيفه كرديم و در پيشگاه خداوند شرمنده نيستم به فاطمه زهرا(ع) خواهيم گفت كه انجام وظيفه كرديم.
اي دستهاي من وجودت براي خداست از شرافت و ناموس مردم دفاع كن و قدمهاي متجاوز دشمن را ريشه كن كن، مصيبت در شهادت نيست بلكه شهادت براي ما سعادت است، مصيبت در اين است ما ايمان خود را از دست بدهيم و دشمنان قرآن ما را از بين ببرند و به كشورمان هجوم آورند و خاك وطنمان را و شهرهايمان را متصرف كنند وقتي كشورمان رفت به دنبال آن شرافتمان نيز از بين خواهد رفت خيلي خوب تا اينجا بس كمي با خانواده ام صحبت كنم.
من اكنون اين وصيتنامه را مي نويسم ساعت 20/10 دقيقه صبح روز چهارشنبه اول ماه رمضان 64 است كه با دهان روزه با شما صحبت مي كنم، پدر و مادر مهربانم اگر شهادت نصيب من شد هيچ ناراحت نباشيد چون من آرزوي شهادت داشتم چند بار در عمليات كردستان و جنوب شركت كرديم ولي شهادت نصيب ما نشده، شهادت نصيب خوبان خواهد شد و بدانيد كه انجام وظيفه كرديد و مرا كه خداوند بعنوان امانت به شما سپرده بود به صاحب اصلي اش باز گردانيد و بدانيد كه شهادت اوج زندگي و مرگ با مرگ با خواري ركود زندگي يك مسلمان است و ديگر با خانواده و دوستان و آشنايان خداحافظي مي كنم تا دنياي ديگر و شما مرا در مسجد پنج تن آل عبا  دفن كنيد و سر قبر من بنويسيد كه هر كس بيايد و يك حمد و سوره بخواند و مرا خدا بيامرزي دهد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
برادر كوچكتان رضا رحمدل ـ 1/3/64
    وصيتنامه شهيد رضا رحمدل
ربنا افرغ علينا صبرا ونبت اقدامنا والنصرنا علي القوم الكافرين
پروردگارا صبر واستقامت برارزاني دار وگامهاي ما را در مسير حق ثابت قدم گردان وما را در پيروزي براهل كفر نفرت همياري فرما . خدايا بارالهي صبرو ؟؟ ضعيف وناتوانم كه تحمل ؟؟ دادن پاهايم را ندارم وچگونه بتوانم تحمّل عذاب تو را داشته باشم خدايا مرا ببخش واز گناهانم در گذر تو كريمي تو رحيمي من با امام خميني ميثاق بسته ام وبه او وفا دارم زيرا او به اسلام وقران وفادار است اگر چندين بار مرا بكشند وزنده ام كنند دست از او نخواهم كشيد اي عزيزان واي دوستان واي برادران ننگ است براي انسان مسلمان كه در رختخواب دنيا را وداع كند از خواب عميق بيدار شويد ديگر وقت خواب به پايان رسيده است ووقت حركت وقيام است بيدار شويد وبيدار تر بمانيد اي عزيزان شما وظيفه سنگين ودشواري در پيشگاه خداوند يزال داريد وقت مبارزه وهجوم به كاخ استكبار جهاني است اينها همچون زالو خون مردم را مي مكند براي انجام وظيفه وزيارت خاك مقدس كربلا به پا خيزيد اي خاك كربلا شب وروز براي رسيدن به تو بيدار مانيم تا تو را در آغوش بگيريم اگر ما نتوانيم پس تو ما را در آغوش بگير ولي بدان كه رهروان ما وارثان ما تو را در آغوش خواهند گرفت ما انجام وظيفه كرديم ودر پيشگاه خداوند شرمنده نيستم به فاطمه زهرا (ع) خواهيم گفت كه انجام وظيفه كرديم اي دستهاي من وجودت براي خداست از شرافت وناموس مردم دفاع كن وقدمهاي متجاوز دشمن را ريشه كن كن مصيبت در شما نيست بلكه شهادت براي ما سعادت است مصيبت در اين است ما ايمان خود را از دست بدهيم ودشمنان قرآن ما را از بين ببرند وبه كشورمان هجوم آورند وخاك وطنمان را وشهرهايمان را متصرف كنند وقتي كشورمان رفت بدنبال آن شرافتمان نيز از بين خواهد رفت خيلي خوب تا اينجا بس كسي با خانواده ام صحبت كنم ما اكنون اين وصيتنامه را مي نويسم ساعت 10/20 دقيقه صبح روز چهارشنبه اوّل ماه رمضان 64 است كه با دهان روزه باشما صحبت مي كنم پدرومادر مهربانم اگر شهادت نصيب من شد هيچ ناراحت نباشيد چون من آرزو شها دتست داشتم چند بار عمليات كردستان وجنوب شركت كرديم ولي شهادت نصيب ما نشده شهادت نصيبم ( نصيب) خوبان خواهد شد وبدانيد كه آنجا وظيفه كرديم ومرا كه خداوند بعنوان امانت به شما سپرده وبه صاحب اصلي شما باز گردانيد وبدانيد كه شهادت اوج زندگي ومرگ با مرگ باخواري ركود زندگي يك مسلمان است واگر با خانواده ودوستان وآشنايان خداحافظي مي كنم شما دنياي ديگر وشما مرا در مسجد يبع؟؟ دفن كنيد وسرقبر من بنويس كه هر كس بيايد ويك حمد و سوره بخواند ومرا خدا بيامرزي دهيد . 
وسلام عليكم ورحمته وبركاته برادركوچكتان رضا رحمدل
                    64/3/1 رضا رحمدل

گالری تصاویر