سیدهادی رادقاضیانی

سیدهادی رادقاضیانی

نام: سیدهادی

نام خانوادگی: رادقاضیانی

نام پدر: سیدحسن

تاریخ تولد: 1344/11/06

تاریخ شهادت: 1364/08/03

محل تولد: رشت

محل مزار: امامزاده هاشم

شهرستان محل پرونده: رشت

QR Code سیدهادی رادقاضیانی

ششم بهمن 1344، در روستای قاضیان از توابع شهرستان رشت به دنیا آمد. پدرش سید حسن، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. او نیز کشاورز بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. سوم آبان 1364، درمنطقه عملیاتی شمال غرب بر اثر اصابت ترکش خمپاره مجروح شدودرشهرستان ارومیه به شهادت رسید. مدفن وی در بقعه امامزاده هاشم شهرستان زادگاهش واقع است.

 بسمه تعالی 
وصیت نامه سرباز شهیدسیدهادی راد
امروز همه جوانان ماموظفند که جبهه ها راگرم نگهدارند   مام خمینی      شهیدقلب تاریخ است
درودبرامام حسین (عدوردبرامام خیمنی رهبرمحرومان ومستضعفان اینجانب سربازوظیفه سیدهادی رادجمعی لشکر21حمزه تیپ 3گروهان دوم فرزندمرحوم سیدحسن رادبنابه وظیفه شرعی وانسانی خودبرای دفاع ازکیان انقلاب اسلامی وآزادسازی سرزمین پاک ایران به جبهه های حق به علیه باطل آمده تادین خودرانسبت به اسلام وانقلاب اداکنم امیدوارم که به قول امام خمینی دربسترمرگ نمیرم خودم که خدمتی برای انقللاب نکردم شاید مرگم باعث خدمتی برای اسلام شودامیدوارم که رشدبشربه روزی برسد که مسلسلهاراهم تبدیل به قلم کندودرراه اعتلای انسانهابه کاربرده که چراآنقدرکه قلم هادرخدمت بشربووده مسلسلهانبوده انددرهرحال این جنگ رااستکبارجهانی به سرکردگی آمریکابرملت ماتحمیل نموده است ومتاموظف به دفاع ازحیثیت وناموس خودباشیم اگردراین راه فداشوم وتوفیق شهادت نصیبم شود ازهمه دوستان واقوام می خواهم که مراببخشندوازمادربزرگواروگرامی می خواهم که درمرگ من هیچ اندوهی به خودراه ندهد که چراسرانجام هرکسی به قول خداوند انالله واناالیه راجعون این شتری است که درخانه همه کس می خوابد پس چه بهتر که مرگ انسان شرافتمندانه ودرراه خداومکتب باشد بازهم تکراربه خواهراهم می کنم خواهران عزیزوبزرگوارم درمرگ من گریه وزاری نکنید چراکه امام حسین (ع) به خواهرش زینب (س) فرمود خواهر جان درمرگ من صبرداشته باش هرگز شیون وفریاد مکن کاری مکن که دشمن خوشحال شود درضمن خواهران درطول زندگی ام کوتاهی ازمن دیده اید مراحلال کنید باری مادرارزو داشتمن که ازسربازی برگزدم عروسی کنم دوستان واقوام درعروسی من شرکت کنند اما اکنون عروسی بزرگتر نصیبم گشته است وآن شهادت درراه خداوپیوستن به لقا ء الله است مادردرگوچک بودن من خیلی رنج وزحمت کشیده اید ولی من نتوانسته ام یک لیوان آب  خنک هم برایت بیاورم ولی افسوس بازهم مثل اینکه روزگار این جور خواسته است وسرنوشت ماهم این بوده است وامیدورام خداوند آن یکی پسرت رابرایت نگهداردوبعدازمرگ من شمارانگهداری کند به امید حق باری برادردردنیا هیچکس بیشترازمادرشیرین نیست قدرمادرخودرانگهدارتابتوانیم به آرزوی خود برسد باری دامادان عزیزمرابه بزرگواری خودتان ببخشید وحلالم کنید تا بتوانم باشهیدان امام حسین (ع) محشورشوم وقدرزن مادرتان رابدانید به امید پیروزی رزرمندگان اسلام ونابودی ستمکاران جهان دیگرشمارابه خدای بزرگ می سپارم امیدورام شمادوستان وآشنایان ادامه هنده راه شهیدان باشید به امید حق مورخه 7/4/64 شعرتقدیمی ازفکه چون بادخزان برسرگلزاررسید    خطی زقضابرسرگلزار کشید
گلها همه زین حادثه پژمرده شدند       جزلاله که ازباد فنا رنج ندید    خوش آن روزی که قبرم می کند تنگ     به بالینم ؟     دوستان برادران مرایاد کنید     رفتم سفری که آمدن نیست مرا    درجوانی باهزارآمال مردن مشکل است     بهره ازدنیاندیدن جان سپردن مشکل است      درکنارمادرخوارهزجورروزگار     به جای رخت دامادی کفن برتن نمودن مشکل است  شهیدان زنده اند الله اکبر   به خون آغشته اند الله اکبر      
مورخه 7/4/64 ساعت 3/5 دقیقه بعدازظهر درسنگر خوددرخط مرزی فکه خوزستان

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد