رمضان محمودی فرشمی

رمضان محمودی فرشمی

نام: رمضان

نام خانوادگی: محمودی فرشمی

نام پدر: محمدتقی

تاریخ تولد: 1340/01/20

تاریخ شهادت: 1366/04/04

محل تولد: رشت

محل مزار: فرشم( پایین محله)

شهرستان محل پرونده: رشت

QR Code رمضان محمودی فرشمی

بیستم فروردین 1340، در روستای فرشم از توابع شهرستان رشت به دنیا آمد. پدرش حاج محمدتقی، کشاورزی میکرد و مادرش سلطنت نام داشت. تا چهارم متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند. پاسدار بود. چهارم تیر 1366، در ماووت عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره به پهلو، شهید شد. مدفن وی در زادگاهش واقع است.

                بسمه تعالی        وصیت نامه پاسدار اسلام رمضان محمودی تاریخ 65/12/8 «روز جمعه»
الذین امَنوُا وَ هاجَروُا وَ جاهَدوُا فی سَبیلِ اللهِ بِاَموالِهِم و اَنفُسِهِم وَ اَعظَمُ دَرَجَهً عِندَاللهِ وَ اوُلئِکَ هُمُ الفائِزُونَ             توبه آیه 20
ای اهل ایمان با کافران از هر که با شما نزدیکتر است شروع به جهاد کنید باید کفار از شما نیرومندی و قوت و پایداری شما را حس کند و شما مؤمنان هیچگاه نترسید بدانید که خداوند همیشه یار پرهیزکاران است. آری گلگون کفنان یعنی آنهائی که در راه دین و عدالت بخون گلوی خود رنگین شده اند در این جهان جز نام افتخار نخواهند داشت و در آن جهان جز تو فردوس برین خانه خواهد کرد امام اول شیعیان جهان علی (ع)
حمد سپاس خداوندی را که مرا در این زمان آفرید و دین اسلام را آفرید و براه خود و اسلام هدایتم کرد به من آموخت که دنباله رو راه حسین (ع) باشم که به ندای « هل من ناصر ینصرنی » امام لبیک گویم و به یاری او بشتابم و حمد ستایش خدا را توفیقم داد در این زمان باشم که به ندای نایب برحق امام زمان روح ا...عزیزم لبیک گویم راه اوّل هم احتیاج به عزمی راسخ وقت بسیار و عمری دراز دارد راه دوّم که نورانی و بزرگ و زیبا و لطیف است ای خدا که وجود و امکان در اختیار توست میدانی اگر می توانستم هر لحظه از این فانیت و انسانیت و خودت بسوی تو می شتافتم امّا نمی دانم پس ای مولایم ای الرحم الرّاحمین شهادت را که هدیه خاصان توست نصیبم فرما گرچه این ذلیل جزء خاصان تو نیست. امّا وجودش در تلاءلو [ تلألو] وجود تو که بسی بزرگ و نورانی است در تپش و اضطراب است . خدایا ما گناهکاران و زیانکاران را به لطف و کرم و رحمت خود ببخش خدایا گرچه من در پیشگاه تو سرافکنده و روسیاهم و لحظه لحظه که در این جهان نفس کشیده ام تؤام [توأم ] با معصیت بوده وای خدا اگر من دست از بندگی برداشته ام تو که دست از خدائی بر نمی داری ای خدا اگر از مال دنیا اندوخته آخرت چیزی ندارم بازم در پوست نمی کنجم [ نمی گنجم ] زیرا همینکه من در حکومت تو هستم بالاترین ارزشهاست که من نبودم تو بودم کردی وجود نداشتم تو وجودم بخشیدی اشرف مخلوقات قرار دادی و در روی زمین از میان این همه ادیان مسلمان زاده ام کردی در میان مسلمانان از شیعیانم قرار دادی توفیق جهاد راه خودت را به من عطا کردی و همواره در جهاد همگام بندگان مخلصت قرار دادی تو را حمد سپاس که بر امور جهان آگاهی بزرگ که بزرگان در برابرت در خاک ذلتند مرا به راه راست هدایت کن و آخر و عاقبتمان را ختم به خیر بگردان ای مولا اگر روسیاهم گر چه در پیشگاه تو آبروئی ندارم ولی ای خدا تو از رحمت و بخشندگی شهادتم را نصیبم بگردان . پدر و مادرم و برادرم و خواهرانم بنده بیاری الله به راه الله می روم تا که در راه الله خدمت کنم امیدوارم که خداوند توفیق خدمت در راه خودش را بمن عطا فرماید امّا اگر چه فرزند و برادر خوبی برای شما نبودم و در طول عمرم نتوانستم حق پدر مادری و برادری را خوب اداء کنم امّا امیدوارم که شما به لطف خود برای رضای خدا مرا حلال کنید انشاءالله اگر شهید شدم برای من از درگاه خدا طلب آمرزش کنید و از خدا بخواهید که گناهان مرا بیامرزد آرزم [ آرزو] دارم بعد از شهادتم برای من گریه نکنید چون شهادت در راه خدا بزرگترین افتخارست ولی این را بدان پدر و مادر عزیزم که بارها گفته م [ گفته ام ] باز هم عرض می کنم که پسرت را به بد راهی نداده ای راهی که رفته است راه حسین و یارانش رفته اند وقتی که این عزیزان شهید می شود دیگر عذری برای امثال من باقی نمی ماند و اگر فاطمه زهرا (س) روز قیامت جلوت را گرفت گفت مگر پسر تو خونش زنگین تر [ رنگین تر ] از پسر من است چه می گوئی! پس صبر کن خود را دلداری بده که پسرت به خوشبختی نهائی رسیده است من شهادت را بطریقی آرزو دارم که هیچ جای بدنم سالم نباشد ولی تو ای پدر و مادر خواهرم - برادرم صبر داشته باش که باطل فنا شدنی است من چطور می توانم وجدان خود را نادیده گرفته و شبها در بستر گرم بیارامم نه نه هرگز چنین کاری نخواهم کرد در همین موقع است که باید بگویم « انا لله و انا الیه راجعون » در ضمن به شما وصیت می کنم که در مسجد پایین محله فرشم کنار شهید علی رضا پور مقدم مرا دفن نمائید. از کلیه دوستان و آشنایان اگر هر بدی از من دیده اند مرا حلال نمایند از خداوند بخواهید که گناهان مرا بیامزد [ بیامرزد] . 
مقداری پول که در بانک موجود است خمس و زکات او را بپردازید. موتور و یک سکه آزادی را فروخته بعد از خمس زکات و کمی را فقرا بقیه را برای مجلسی سوم و هفتم و چهلم خرج نمائید          8 / 12 / 65     رمضان محمودی                    
                                                                                            من آن پاسدار بخون خفته ام         که لبیک رهبر چنین گفته ام 
                    شهادت بود افتخار و شرف             مرا بهر اسلام بود این هدف
                    ندای خمنی خریدم بجان            نگشتم اسیر ستم در 

جهان
                    شهادت بود چون مرا آرزو            به سنگر گرفتم ز خونم وضو    
                    اگر پیکرم کشته [ گشته ] آماج تیر         ولی زنده هرگز نگشتم اسیر
                    اگر خون عزت بدامن زدم            دلیرانه بر قلب دشمن زدم
                    اگر پاره پاره شود پیکرم            جدا گردد از پیکر گر سرم
                    برایم مکن کریه ای [ گریه ای ] دل غمین        هزاران چو من باد قربان دین
                    سفارش ننمایم کنون بر شما            نگردید از رهبر دین جدا    
                    شهیدم شهیدم شهیدم شهید            به درگاه حق گشته ام روسپید
مرگ بر آمریکا      مرگ بر شوروی             به امید زیارت کربلای حسینی و به رهبری امام خمینی 
بسم الله الرحمن الرحیم                  وصیت نامه شهید پاسدار اسلام رمضان محمودی      روز جمعه   65/12/8 
الذین امنووهاجروا وجاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم و اعظم درج عندالله و اولیک[اولئک] هم الفائزون
آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کردند آنها را نزد مقام بلندی است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند  آری گلگون کفنان یعنی آنهائی که در راه دین و عدالت بخون گلوی خود رنگین شده اند در این جهان جز نام افتخار نخواهند داشت ودر آن جهان جزتو فردوش برین خانه خواهد کرد     امام اول شیعیان جهان علی(ع) 
حمد سپاس خداوندی را که مرا در این زمان آفرید و دین اسلام را آفرید و براه خود و اسلام هدایتم کرد به من اموخت که دنبال رو راه حسین (ع) باشم که به ندای ((هل من ناصر ینصرنی)) امام لبیک گویم و به یاری او بشتابم و حمد ستایش خدا را توفیقم داد در این زمان باشم که به ندای نایب بر حق امام زمان روح ا... عزیزم لبیک گویم راه اوّل هم احتیاج به عزمی راسخ وقت بسیار و عمری دراز دارد راه دوم که نورانی و بزرگ و زیبا و لطیف است ای خدا که وجود و امکان در اختیار توست میدانی اگر میتوانستم هر لحظه از این فانیّت و انسانیت و خودت بسوی تو می شتافتم امّا نمی دانم پس ای مولایم ای الرحم الراحمین شهادت را که هدیه خاصان توست نصیبم فرما اگرچه این ذلیل جزء خاصان تو نیست اما وجودش در تلاءلو وجود تو که بسی بزرگ و نورانی است در تپش و اضطراب است.خدایا ما گناهکاران و زیانکاران را به لطف و کرم و رحمت خود ببخش خدایا گرچه من در پیش گاه تو سرافکنده و روسیاهم و لحظه لحظه که در این جهان نفس کشیده ام توام با معصیت بوده و ای خدا اگر من دست از بندگی برداشته ام تو که دست از خدائی بر نمی داری ای خدا اگر از مال دنیا اندوخته آخرت چیزی ندارم باز هم در پوست نمی گنجم زیرا همیشه در حکومت تو هستم بالاترین ارزشهاست که نبوده ام تو بودم کردی وجود نداشتم تو وجودم بخشیدی اشرف مخلوقات قرار دادی و در روی زمین از میان این همه ادیان مسلمان زاده ام کردی در میان مسلمانان از شیعیانم قرار دادی توفیق جهاد راه خودت را به من عطا کردی و همواره در جهاد همگام بندگان مخلصت قرار دادی تو را حمد سپاس که بر امور جهان آگاهی بزرگ که بزرگان در برابرت در خاک ذلتند مرا براه راست هدایت کن و آخرو عاقبتمان را ختم بخیر بگردان ای مولا اگر روسیاهم گرچه در پیشگاه تو آبروئی ندارم ولی ای خدا تو از رحمت وبخشندگی شهادتم نصیبم بگردان پدر و مادر و برادرم و خواهرانم بنده بیاری الله به راه الله می روم تا که در راه الله خدمت کنم.امیدوارم که خداوند توفیق خدمت را در راه خودش را بمن عطا فرماید امّا اگرچه فرزند و برادر خوبی برای شما نبودم و در طول عمرمنتوانستم حق پدر و مادری و برادری را خوب ادا کنم اما امیدوارم که شما به لطف خود برای رضای خدا مرا حلال کنید انشاالله اگر شهید شدم برای من از درگاه خدا طلب آمرزش کنید و از خدا بخواهید که گناهان مرا بیامرزد آرزو دارم بعد از شهادتم برای من گریه نکنید چون شهادت در راه خدا بزرگترین افتخارست ولی این را بدان پدر و مادر عزیزم که بارها گفتم باز هم عرض می کنم که پسرت را به بد راهی نداده ای راهی که رفته است راه حسین و یارانش رفته اند وقتی که این عزیزان شهید میشوند دیگر عذری برای امثال من باقی نمی ماند و اگر فاطمه زهرا(س) روز قیامت جلوت را گرفت گفت مگر پسرت تو خونش رنگینتر از پسر من است چه میگویی پس صبر کن خود را دلداری بده که پسرت به خوشبختی نهائی رسیده است.من شهادت را بطریقی آرزو دارم که هیچ جای بدنم سالم نباشد ولی تو ای پدر و مادر و خواهرم و برادرم صبر داشته باش که باطل فنا شدنی است من چطور می توانم وجدان خود را نادید گرفته وشبها در بستر گرم بیارامم نه نه هرگز چنین کاری نخواهم کرد.در همین موقع است که باید بگویم ((انا لله و انا الیه راجعون)) در ضمن به شما وصیت می کنم که در مسجد پایین محله فرشم کنار شهید علی رضا پورمقدم مرا دفن نمائید.از کلیه دوستان و آشنایان اگر هر بدی از من دیده اند مرا حلال نمایند از خداوند بخواهید که گناهان مرا بیمرزد.
من آن پاسدار بخون خفته ام              که لبیک رهبر چنین گفته ام 
شهادت بود افتخار و شرف               مرا بهر اسلام بود این هدف
ندای خمینی خریدم بجان                  نگشتم اسیر ستم در جهان 
شهادت بود چون مرا آرزو               به سنگر گرفتم زخونم وضو 
اگر پیکرم کشته آماج تیر                 ولی زنده هرگز نگشتم اسیر 
اگر خون عزت بد امن زدم               دلیرانه بر قلب دشمن زدم 
اگر پاره پاره شود پیکرم                 جدا گردد از پیکرگر سرم 
برایم مکن گریه ای دل غمین           هزاران چو من باد قربان دین 
سفارش نمایم کنون بر شما              نگردید از رهبر دین جدا 
شهیدم شهیدم شهیدم شهید                به درگاه حق گشته ام ر سپید 
مقداری پول که در بانک موجود است خمس و زکات او را بپردازید .موتور و یک سکه آزادی را فروخته بعد از خمس و زکات وکمی را فقیران بقیه را برای مجلس سوم و هفتم و چهلم خرج نمائید                     مورخه 65/12/8                    مرگ بر آمریکا مرگ بر شوروی    به امید زیارت کربلای حسینی

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد