سیدعلی معاف رودپیشی

سیدعلی معاف رودپیشی

نام: سیدعلی

نام خانوادگی: معاف رودپیشی

نام پدر: سیدمرتضی

تاریخ تولد: 1339/02/03

تاریخ شهادت: 1359/08/05

محل تولد: رشت

محل مزار: رشت (تازه اباد)

شهرستان محل پرونده: رشت

QR Code سیدعلی معاف رودپیشی

سوم ارديبهشت 1339، در شهرستان رشت ديده به جهان گشود. پدرش سيدمرتضي، پارچه فروش بود و مادرش فروغ نام داشت. تا پايان دوره متوسطه در رشته ادبيات درس خواند و ديپلم گرفت. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور يافت. نه م آبان 1359، در دزفول بر اثر اصابت تركش خمپاره به شهادت رسيد. مدفن وي در گلزار شهداي تازه­آباد زادگاهش واقع است. 

بسم الله الرحمن الرحيم
وصيتنامه شهيد بزرگوار علي معاف
من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا... عليه فمنهم من قضي نحبه فهم من ينقظرو ما بدلوا تبديلا.
الحمد لله رب العالمين و صلي ا... علي محمد واله الطاهرين، السلام عليكيا ابا عبدا... الحسين(ع) درود و الطاف الهي نثار تمامي انبياء و اوصياء علي الخصوص به محضر خاتم النبين حضرت محمد(ص) و ائمه معصومين(ع) و خاصه تقديم به آقا امام زمان (عج) آن فرمانده معصوم و غائبي كه سربازي گنهكار چون اين حقير را انشاا... به سربازي خود قبول بفرمايد بحق مادرش حضرت زهرا سلام ا... و با هديه ادعيه صالحيه به مقدم اولاد حضرت فاطمه (س) اين وجود پر بركتي كه خداوند با رهبري امام خميني اين ولي فقيه مسلم و فرماندهي كل قوا در تمامي جهان كه بر ما منت گذاشت و در عصر ما چنين نعمتي را بما ارزاني فرمود كه خدا را قسم مي دهم به محمد و آلش (ص) نعمتي را كه خود عطا فرمود اكمل نموده و تا حكومت جهاني آقا امام زمان در كنار حضرتش به ايشان طول عمر با عزت عنايت فرمايند و وجود نازنينش از جميع بلايات و آفات محفوظ بماند و سلام و عرض ادب به محضر با سعادت ارواح طيبه شهداي عزيز و مجروحين و اسرا و مفقودين و همه رزمندگان مخلص اسلام و آرزوي ايمان با صبر كامل و لذت بخش براي خانواده هاي معظم آنا ن و فرزندان عزيز آها و امام صل ا... عليك يا مظلوم يا ابا عبدا...، السلام علي الحسين و علي علي ابن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين و علي انصار الحسين و سلام  حاجت مندانه ام به محضر يتيمان آقا امام حسين(ع) سلام دلخسته ام به عزيزان آقا حسين و به حضرت سكينه اش به جان من حضرت رقيه اش كه چه غريبانه در خرابه شام با سر بريده و مبارك بابايش درد و دل كرد و با بدن تازيانه خورده و پاهاي برهنه و خار مغيلان ديده مظلومانه جان داد و حضرت زينب (س) را پيش برادر بجهت امانت داري شرمنده كرد و سلام من به شما يا زينب كبري(س) كه شايد با صبرتان سهمي از امانت امامت داشتيد و خاك عالمي بر سرم چون مي دانم به بركت الهي و انقلاب اسلامي به رهبري امام عزيز يتيمانم تحت نوزاش امت حزب ا... هستند. صلي ا... عليك يا ابا عبدا... و السلام عليكم و رحمه ا... و بركاته. وصيت حاضر را در ساعت 30: 13 پنجشنبه سال 66 در اردوگاه لشكر قدس گيلان پس از نماز ظهر و راز و نياز با حق تعالي در محل خلوتي از كوه و دشت مي نويسم و آن را چند بخش است، اين وصيت نامه نزد همسر داغديده و خوشبخت شهيد مجيد ايزددوست مي باشد وصي من برادر بزرگ همسرم هستند و در غياب ايشان وصي ديگري ندارم.
بخش اول:
سالهاست در خلوت و جلوت عرضه داشتم: جان مي دهم به شوق وصال تو يا حسين(ع) تا بر سرم قدم ننهي جان نمي دهم  سر آن كشته بنازم كه دم مرگ ببيند تو گرفتي چو بدامن
و اما در جواب به خود مي گفتم به طواف كعبه رفتم، به حرم رهم ندادند كه تو در برون چه كردي كه درون خانه آبي . 
ولي با همه گناهانم و با همه اين اوصاف و شرمندگي به قول الهي و الطاف رسول گرامي(ص) و ائمه معصومين مخصوصا به آقا امام حسين(ع) اميدوار بودم و بهر دردي خود مرا گرفتار كردم و دلها آزردم و خيلي دل آزرده شدم وپدر يتيمان آقا حسين(ع) و يتيمان شهدا كردم و حاجت گرفتم تا موفق به توفيق الهي حضور در جبهه با برادران بسيجي و سپاهي اين عاشق لقاءا... شدم كه بحق بي نهايت الحمد الله رب العالمين برادران و خواهران ايماني من تا رمق داريد و فرصت كمي كه باقي هست به نجات خود و اسلام عزيز بشتابيد كه قافله مدتها پيش حركت كرده و راه نجات و اطاعت از الله و رسول گرامي اش(ص) و ائمه معصومين(ع) و امام امت و در اطاعت از اين ولي فقيه پر مهر و محبت هر كجا كم آورديد در اطاعت صادقانه خود تعبد پيشه كنيد و چهل سال سرگرداني قوم حضرت موسي(س) در بيابانها پيش او شكست فرعون را مرور كنيد به غربال والك شدنهاي قوم بني اسرائيل و سرنوشت سامري ها توجه كنيد كه انقلاب اسلامي در طول مسير خود خداي نخواسته ما و شما را بعنوان مخالف و زائد قربان نكند عزيزان من مال و منال زن و فرزند براي انسان عزيز است ولي بايد مواظب بود كه اين عزيزان در اوج عزيزي براي انسان وسيله هاي خسران و سد چمول خيانت و لقاا... تا شهادت نباشد كه از فتنه ها بترسيد و به خدا پناه ببريد عزيز تر از همه اين عزيزان خداوند متعال است كه منبع فيض و سرچشمه انعام و عزيز بخشي مي باشد با استنباط از فرمايشات پيامبر گونه امام عزيز تا زماني كه جنگ بين اسلام و كفر هست همه عزيزان مثل زن و فرزندان ما غيرت ما در گرو اين جنگ هستند مبادا از جبهه و جنگ و گوش و جان فرا دادن به فرامين مقام رهبري و كوشش شبانه روزي در جهت تداوم انقلاب اسلامي لحظه اي غافل باشيد، غفلت كنيد عرض نكردم سرپيچي يا مخالفت يا كار شكني و يا درنگ و يا زمستان را به رسيدن تابستان طي عمر كردن بلكه عرض كردم نكنيد گرفتار غفلت شويد كه يكباره مرگ مي آيد ولي افسوس كه دير است و چه زيبا و ظريف و گوهر بار فرموده حضرت اميرالمومنان(ع) (ان الطيته امامكم فان ورائكم الساعه عدوتم  تحففوا و تلحقوا فانما ينتظر باولكم آخركم( خودتان را سبك كنيد و ملحق شويد به گذشتگان به حضور در جبهه ها بجبهه ها ، جبهه ها. در مساجد نزديكي با روحانيت در خط و عاشق و عمل كننده به همكاري و فرمايشات حضرت امام حضور فعال و گسترده و مستمر در انجمن اسلامي و علي الخصوص در پايگاه هاي مقاومت بسيج در حد قوي توان از اينها دست نكشيد حضور در اين مواقف انسان را با قرآن و دعا و آخرت و جنگ يا لقاا... مانوس مي كند و لا غير و حضور در ميعادگاه و عاشقان شهادت نماز جمعه و مرتبا به يتيمان شهدا به بهانه هاي مختلف سركشي كنيد از سفره هايشان تبركا بخوريد و بياشاميد و با آنها زياد هم صحبت باشيد و احترام كنيد با يتيمان شهدا همبازي باشيد و آنها را تنها نگذاريد و اگر برايتان مقدور است حتي شده از هديه هاي كوچك به آنها دريغ نكنيد و در گرفتاريها براي استجابت دعا و حاجات خود را براي يتيمان شهدا نذر كنيد بخدا قسم اينها خيلي ارزش دارند هم گريه هايشان و هم خنده هايشان الهي من بفرما ناشك چشمت يا حضرت رقيه(س) كه بعد از مرگ پدرتان آقا حسين(ع) بشما فرصت خنديدن ندادند مرحم زخمهاي پاي شما تازيانه بود و پس خداوند لعنت كند قاتلان پدر و برادر و عموزاده و عموي شما آقا ابوالفضل (ع) را و همه شهداي عزيز كربلا و قاتلان و شهيدان كربلاهاي ايران ما را. بهنگام پيري مرانم ز خويش كه صرف تو كردم جواني خويش من از كودكي عاشقت بوده ام، مرانم ز خويش گر چه آلوده ام، مبادا براني مرا از درت، به پهلوي بشكسته مادرت، بكوي وفا آشيانم بده، سگ خانه ام استخوانم بده، ز درمندگانم حسابم مكن، گدايم گدايم جوابم مكن. اگر من به گردن كسي حقي دارم براي رضاي خداوند رحمان از آنها گذشتم فقط در يك مورد و آن كسي كه بگويد علت جبهه رفتنم بانگيزه ناراحتي خانوادگي و يا مشكلات كاري بوده اين بي رحمي و بي حرمتي و توهين به من است و بهيچ وجه راضي نبودم و نيستم حتي اگر كسي اين تفكر را درباره من داشته باشد من نيستم  و اما همه عزيزان و كساني كه به گردن من حقي دارند التماس دعا دارم و عاجزانه طلب عفو دارم آنهايي كه مسلمان هستند بخاطر مسلماني و رضاي حق تعالي و قرب به او از من بگذرند آنهايي كه مسلمان نيستند بخاطر انسانيت و انسان بودن او من درگذرند و از خداوند استغاثه مي كنم كه همه ما را ببخشد و همه را به صراط مستقيم كه به محبت خودش ختم مي شود هدايت بفرمايد. نكته قابل توجه اينكه در تشييع جنازه من و در مراسم و مجالس كه همسرم خواهند گرفت هر كس از خانواده يا فاميل و خصوصا بانوان طوري عزاداري كنند كه خلاف شرع نباشد و دشمن سوء استفاده كند به صراحت ميگويم كه از من نيستند و از خانواده من طرد است من حجاب اسلامي را براي نزديكانم و ديگران فقط چادر مي دانم با همه شرايط لازمه اش كه يك زن محجبه مومنه استفاده و رعايت مي كند مورد حلاليت خواستنم در همه مجالسم خوانده شود.
1 ـ همسرم همانطور كه در طول زندگي با من نهايت محبت را به من داشتند و افتخا زندگي با ايشان  را داشتم تربيت فرزندانم را آنطور كه صلاح بدانند به عهده خواهند گرفت همسرم خداوند بعد از سالها زندگي مشترك يك نعمت و يك رحمت به ما عطا فرمود پس زمان آزمايش فرا رسيد خداوند منان با من و همسر و فرزندانم ميل آشتي داشت كه شهادت را نصيبم گردانيد از مادرم مي خواهم هرگز برايم بلند گريه نكند از گريه كردن حتي خودداري كند كه دشمن سوء استفاده نكند كه روحم آرزده مي شود.
2 ـ در مورد فرزندم حسين همسرم سعي كن از پسرمان حسين مردي مثل آقا مجيد بسازي تا او هم شهيدي حماسه ساز شود و افتخار من و اقا مجيد. از اوصاف آقا مجيد برايش تعريف كن و بگو او چگونه هم مرد دين بود و هم مرد سياست و ديانت هم مرد جبهه بود و هم عارف و عاشق ولي افسوس كه عشق حق مهلتمان نداد كه بسيجي بودنش را ببينيم همسرم آرزو من و شما اين بود حسين طوري تربيت شود كه در بستر دار فاني را وداع نكند و در مورد عادله دخترم بايد او را طوري پرورش دهي كه به اسلام خدمت كند تا فداي اسلام شود.
3 ـ همانطور كه قول داديد مثل هميشه كه من زيارت عاشورا مي خواندم و شما با جان و دل گوش مي داديد و مي گفتيد كه ما كجا بوديم كه ياري كنيم حسين را براي هر روز با همه مشكلاتي كه داريد زيارت عاشورا بخوانيد خواندن كلام خدا را در مورد من فراموش نكنيد در مجالسم روضه حضرت فاطمه و علي و حضرت رقيه خوانده شود. خداوند به شما اجر دهد برايم طلب مغفرت كن جهاد شما صبر استقامت است دعا مي كنم انشاءا... هر چه زودتر به لقاءا... بپيونديد همانطوري كه سي و پنج سال سن من و چند سال زندگي مشترك ما گذشت و انشاءا... زندگي دوباره اي شروع خواهيم كرد هر وقت دل تنگ شديد به دعاهاي صحيفه سجاديه پناه ببريد كه مسكن من در جبهه بود همسرم مي دانيد با همه وابستگي كه به فرزندانم داشتم سالها بود كه آرزو مي كردم كه فرزندانم يتيم شهيد شوند و شما همسر شهيد. زماني كه به همسر يا فرزند شهيدي برخورد مي كردم به حال آنها غلطه مي خوردم پس در اينصورت جهاد شما صبر است و صبر بقول شما شهيدان زنده اند الله اكبر . شما و فرزندانم را به پناه پناهنده جويان مي سپارم، شهيد آقا مجيد معلم اخلاقم بود معلم سياسي من بود معلم نظامي و حضور در جبهه ام بود از شما همسرم مي خواهم مجالسي كه برايم انشاءا... برگزار خواهيد كرد خيلي حقيرانه تر و غريبانه تر از مجالس برادرم مجيد باشد اول اسم او برده شود عكسها مشترك و جمال نوراني او بزرگ وعكس اين حقير بسيار كوچك و زير عكس او، طوري كه او مطرح باشد حق هم همينطور است ادامه راه مجيد و من اطاعت محض از امام امت و رهبر عزيز پيروي از نمايندگان حضرت امام و جنگ و حضور در خط مقدم جبهه تا لقاءا... و شهادت است سلاح عبادي و سياسي و نظامي شهيد عزيز مجيد بر زمين است شما را به خدا غفلت نكنيد از زمين برداريد و بر دشمن بتازيد او چشم براه است كارهاي خيريه و نيمه تمام را ادامه دهيد شهدا بر شما نظاره دارند. نهايتا عرض كنم انقلاب اسلامي و اين ؟؟؟ و نعمتهاي بزرگ الهي هستند كه شايد براي بعضي ها قابل درك و فهم نباشد ولي براي عاشقان حق ملموس است و براي آنان كه هنوز درك معني نكرده اد چقدر نعمت است كه حداقل اين دو نعمت را بطور تعيدي پذيرا باشند كه همين قدر براي آنها خير خواهد بود خدايا امام زمان (عج) را از ما خوشنود بگردان و تا انقلاب مهدي (عج) خميني را نگهدار لعلهم النصر جيوش المسلمين اللهم الرزقني توفيق الشهاده من سبيلك
به اميد ملاقات همسر و فرزندانم در بهشت الهي
بسيجي ارتشي، الاحقير ستوان علي معافي
والسلام

 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد