رحمان فتحی کبته

رحمان فتحی کبته

نام: رحمان

نام خانوادگی: فتحی کبته

نام پدر: اسکندر

تاریخ تولد: 1344/01/01

تاریخ شهادت: 1364/12/10

محل تولد: شمیرانات

محل مزار: فیلده

شهرستان محل پرونده: رودبار

QR Code رحمان فتحی کبته

 يكم فروردين 1344، در روستاي آليزه از توابع شهرستان رودبار چشم به جهان گشود. پدرش اسكندر و مادرش طوبا نام داشت. تا چهارم متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند. به عنوان پاسدار عازم جبهه شد. دهم اسفند 1364، در سليمانيه عراق بر اثر اصابت تركش خمپاره به دست و پا، شهيد شد. مدفن وي در روستاي فيلده شهرستان زادگاهش واقع است. 

بسم رب الشهداء
وصیتنامه پاسدار رشید اسلام شهید رحمان فتحی - اللهم انی اسئلک ایمانا تبا شربه قبلی - خداوندا از تو ایمانی می طلبم که همیشه دلم با آن همراه باشد. بنام الله یگانه خداوندی که به ما نفس زیستن عطا فرمود و با درود بر پیامبری که رسالت پیامبریش نجات دهنده اسلام از چنک کفر زمان بود و با درود بر جانشین به حق پیامبر امیر مومنان علی علیه السلام که رسالت ولایت و امامت رازنده نگاه داشت و دین اسلام را پایدار و برای همیشه جاودان ساخت و درود بر قهرمان کربلا سالار شهیدان حسین بی علی که راه و رسم سازش ناپذیری را به ما آموخت. بار الها شکر گزارم از اینکه در نخستین مرتبه ایمانم به نو جمله لا اله الا الله را فهمیده و ذره ای به آن عمل می نمایم و اما این جمله انسان را از قید و بند وابستگی رها می کند عاشق دیدارت می سازد و به خاطر همین است که بنده ای از بندگانت رو به سوی تو آورده است تا به منزلگه معشوق برسد. بار خدایا حال که رو به تو آورده ام مرا یاری ده تا بتوانم در زمره کسانی باشم که در قران کریم به آنان چنین فرموده ای آنانکه ایمان آورده اید و هجرت و جهاد کرده اند در راه خدا با مالها و جانهای خویش پا یه و مقامشان نزد خدا بالاتر است به درستی که آنان رستگارات عالمند ای خدای من در این راه کمک و یاریم کن چون تو از مهربانترین مهربانانی. خداوندا من از این وحشت دارم که دچار امراض و جوانی غرور و حسادت و از خود محوری و تنگ نظری بشوم بار خدایا در این راه هم تنها امیدم تویی و توییی نجات دهنده بندگانت مخصوصا کسانی که تنها تو را می بینند و از تو کمک و یاری می جویند. خداوندا خود می دانی که من در این راه هدفم جز خدمت به اسلام چیز دیگری نخواهد بود و برای رسیدن به هدف راهی آگاهانه و اختیاری را انتخاب کرده ام که بتوانم هر چه زودتر به هدف مقدس و الهی خویش برسم. خدایا حال که بر ما منت گذاشتی پیشوایی عادل و با تقوا و سازش ناپذیر با کفر به ما عطا فرمودی.عاجزانه از تو درخواست می کنم که من را یکی از یاران صدیق امام زمان و نائب بر حقش قراربدهی . بارالها من این بار با کوله باری از گناه آمدم به درگاهت توبه و استغفار نمایم ولی امیدوارم که قبول فرمایی خدایا من بارها توبه کردم استغفار کردم و چون اراده ای سست و وسوسه های شیطانی نگذاشت موفق شوم و حال آمدم صادقانه و قاطعانه و فقیرانه و مستمندانه از کرده های خویش توبه و استغفار نمایم. خدایا شرمسارم که تا به حال نتوانستم آن همه نعمتهایی را که به من داده ای شکران نعمت نمایم اما خدای من این بار کمکم فرما تا بتوانم ذراه ای از دین خود را ادا نمایم. بار خدایا آمدم به درگاهت فقط تو را ببینم آمدم و مزدی می خواهم زیرا هر شخصی برای کسی کار می کند مزد دریافت می نماید و اما آن چیزی را که من می خواهم این است که آنچنان ایمانی به من عطا فرمایی که بتوانم در راه تو فقط تو را ببینم و فقط از تو کمک و یاری بجویم و در خدمت تو گام بردارم . خدایا چگونه می توانم این همه دینی را که بر گردن نهادند جبران کنم و چطور می توانم ابراز سپاس نمایم جز شهادت در راهت. ای خدا این بنده حقیرت تنها جان چیز دیگر از دنیا ندارد که در راه تو خرج نماید و فقط می توانم تنها جانی را که به من دادی هدیه کنم پس ای خدا ایمانی به من عطا کن که بتوانم با شهادت خود جوابگو باشم. خدایا می روم ولی عشق و امید من بتوست و بر همه جلوه های دنیوی که در جلوی چشمانم  صف آرائی می کنند چشم پوشی می کنم و بر حیات اخروی تو چشم باز می کنم پس ای خدای مهربان به بنده ناتوان خود کمک کن که بتوانم در تمام مظاهر فانی و نیروهای منفی که در راه تو مانع ایجاد می کنند مباره کند و پیروز شود. سخنان شهید با خانواده:
و تو ای مادر عزیزم چند کلمه ای باتو بگویم اولاً افتخار می کنم که مادری مثل تو داشته ام که در تمام زمینه های زندگیم مرا به خدا پرستی دعوت می کردی و اما مادر گرامیم از اینکه نمی توانم زحماتی را که برایم کشیده ای جبران کنم امیدوارم مرا ببخشی مادر من راهی را که انتخاب کرده ام راهی است که از سرور آزادگان حسین بی علی آموخته ام و باز هم با تو بگویم ای مادر جان اگر از میان شما رفتم ناراحت نشوید شما هم مادر مثل مادران شهدای دیگر مانند کوه استوار باشید و در مرگ من گریه و زاری نکنید که مبادا مردم فکر کنند که از انقلاب دلسرد شده اید و تو ای پدر خوبم می دانم زی چند سال زندگی که در خانه با هم داشتیم نتوانستم اخلاق و خصوصیات خوبی در برخوردهایم با شما پدر گرامیم داشته باشم و در حرفهایی که به من می زدید کم گوش می کردم حال می خواهم بروم ؟ سوی دیاری دیگر اما خواهش ی که از شما پدر عزیزم دارم این است که مرا مورد عفو خود قرار دهی و به من رضایت دهید و به مادرم بعد از مرگم دلداری دهید من می روم تا بر گذشته ام توبه و استغفارکنم. و شما ای برادرانم ای برادر بزرگ می دانم که زندگی من در محیط پر برکت خانواده ام تأثیر گذارد برادر عزیزم من خیلی شما را از خود رنجاندم امیدوارم که این رنجاندن مرا به حساب بخل و غرور نیاورید و سعی کنید در کارهای خویش خدا را در نظر آورید و اما شما ای دوستان و آشنایان اگر در زمان دوستی از من ناراحتی دیدید از شما تقاضا دارم مرا مورد عفو و بخشش خود قرار دهید و اما موضوع دیگر لحظه ای که می خواهید تابوت مرا در خیابانها بچرخانید به میدان نبرد نگاهی یبیندازید و به میدان نبرد بشتابید که چشم میلیونها مسلمان آواره و مظلوم دنیا به من و تو دوخته شده است. در آخر باز هم از مادر عزیزم می خواهم که در هجران من ناراحت نباشید و در سر نماز خود حتماً امام و رزمندگان را دعا کنید%  خدایا خدایا تاانقلاب مهدی خمینی را نگه دار

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد