عظیم غمزه سقالکساری

عظیم غمزه سقالکساری

نام: عظیم

نام خانوادگی: غمزه سقالکساری

نام پدر: هادی

تاریخ تولد: 1342/01/01

تاریخ شهادت: 1362/12/05

محل تولد: رشت

محل مزار: رشت (تازه اباد)

شهرستان محل پرونده: رشت

QR Code عظیم غمزه سقالکساری

 يكم فروردين 1341، در روستاي سقالكسار از توابع شهرستان رشت به دنيا آمد. پدرش هادي، كشاورز بود و مادرش سيده­بانو نام داشت. تا چهارم متوسطه در رشته حسابداري درس خواند. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. پنجم اسفند 1362، در چنگوله توسط نيروهاي عراقي به شهادت رسيد. اثري از پيكرش به دست نيامد. 

بسم الله الرحمن الرحیم وصیت نامه برادر شهید عظیم غمزه با درود فراوان به روح پاک شهدای گلگون کفن ایران اسلامی و با سلام به رزمندگان اسلام در جبهه های حق علیه باطل و با سلام و درود به رهبر کبیر و عالیقدر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی نایب الامام روح خدا خمینی بتن شکن و با سلام خدمت پدر و مادر گرامی و خانواده عزیزم. ای خدا می ترسم آنطور که غلام بایستی در مقابل ارباب خود ادای وظیفه نکرده باشم، که نکردم. خون من و جان من کمتر از آن است که بتوانم با خدای خود معامله کنم و در این میان به یک واسطه خوب احتیاج دارم و آن واسطه چه کسی مهمتر از روح خدا خمینی بزرگ می تواند باشد. پدر و مادر گرامی اکنون که عازم جبهه حق علیه باطل می شوم نمی دانم آیا لیاقت شهادت در راه اسلام علیه کفر نصیبم می شود یا نه؟ و اگر هم این افتخار نصیبم شد و با شهدای صدر اسالم چون حسین بن علی(ع) و دیگر یارانش قرار گرفتم از شما خانواده گرامی تقاضا دارم بر سر خاکم گریه و زاری نکنید. مادر شما هم مانند حضرت فاطمه علیها سلام و دیگر مادران شهیدپرور به خود ببالید که من شهید شدم و افتخار کنید که فرزندتان در راه خدا و اسلام رفته و به ندای رهبر کبیر انقلاب اسلامی لبیک گفته است. البته اگر خداوند مرا قبول رحمتش قرار دهد رهبر گرامی و دیگر یارانش را تنها نگذارید و همیشه و در همه جا در صحنه حاضر باشید. من در این مدت عمر شما را خیلی اذیت کرده ام، امیدوارم که از من راضی باشید. برادران و خواهران من از میان شما رفتم امیدوارم عروج روحم را از زندان جسمم ماتم نگیرید و برای این موهبت الهی و تکامل انسانی سوگواری نکنید و همانگونه که روحم شادی سوی لقاءالله را دارد، شما هم شاد باشید و از شما امت حزب الله تقاضا دارم مسلمان واقعی باشید و تقوی الهی را پیشه خود سازید. آنچنان باشید که شایسته یک مسلمان است و شما برادران و خواهران حزب الله که در این مدت سه سال در انجمن اسلامی فعالیت داشتیم، اگر کار بدی کردم امیدوارم مرا ببخشید و امید است موفق باشید. از حجت الاسلام حاج آقا طاهری می خواهم که بر بدنم نماز بگذارد، امیدوارم بیاید. امیدوارم که در هنگام شهات چشمانم باز بماند تا سیه دلان و منافقان بدانند یاوران خمینی با چشم های روشن به استقبال شهادت می روند و دستهایم را باز گذاشته تا منافقان بدانند که با دستی باز به سوی امید می روم و اگر سینه ام در زیر تانکها له شده بود آنرا باز گذاشته تا آثار جنایت آمریکا و ایادیش را جلوه گر سازد. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته فرزند اسلام عظیم غمزه 1362/9/2 بسم الله الرحمن الرحیم وصیت نامه برادر شهید عظیم غمزه با درود فراوان به روح پاک شهدای گلگون کفن ایران اسلامی و با سلام به رزمندگان اسلام در جبهه های حق علیه باطل و با سلام و درود بر رهبر کبیر و عالیقدر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی نائب الامام روح خد ا خمینی بت شکن و با سلام خدمت پدر و مادر عزیز و گرامی وخانواده عزیزم . ای خانواده عزیزم . ای خدا می ترسم آنطور که غلام بایستی در مقابل ارباب خود ادای وظیفه نکرده باشم ، که نکردم . خون من و جان من کمتر از آن است که بتوانم با خدای خود معامله کنم و در این میان به یک واسطه خوب احتیاج دارم و آن واسطه چه کسی مهمتر از روح خدا خمینی بزرگ میتواند باشد . پدر و مادر گرامی اکنون که عازم جبهه حق علیه باطل میشوم نمی دانم آیا لیاقت شهادت در راه اسلام علیه کفرنصیبم میشود یا نه؟ و اگر هم این افتخار نصیبم شد و با شهدای صدر اسلام چون حسین بن علی (ع) و دیگر یارانش قرار گرفتم ، از شما خانوادۀ گرامی تقاضا دارم بر سر خاکم گریه زاری نکنید . مادر شما هم مانند حضرت فاطمه علیها سلام و دیگر مادران شهید پرور بخود ببالد که من شهید شدم و افتخار کنید که فرزندتان در راه الام رفته و به ندای رهبر کبیر انقلاب اسلامی لبیک گفته است . البته اگر خداوند مرا فبول رحمتش قرار دهد . رهبر گرامی و دیگر یارانش را تنها نگذارید و همیشه و در همه جا در صحنه حاضر باشید . من در این مدت عمر شما را خیلی اذیت کرده ام ، امیدوارم که از من راضی باشید . من در این مدت عمر شما را خیلی اذیت کرده ام ، امید وارم که از من راضی باشید . برادران و خواهران من ، از میان شما رفتم امیدوارم عروج روحم را از زندان جسمم ماتم نگیرید و برای من این موهبت الههی و تکامل انسانی سوگواری نکنید وهمانگونه که روحم شادی سوی لقاءالله را دارد ، شما شاد باشید و از شما امت حزب الله تقاضا دارم مسلمان واقعی باشید و تقوای الهی پیشه سازید . انچنان باشید که شایسته یک مسلمان ا ست و شما برادران و خواهران حزب الله که در این مدت سه سال در انجمن اسلامی فعالیت داشتیم ، اگر کار بدی کردم امیدوارم مرا ببخشید و امید است موفق باشید . از حجت الاسلام حاج اقا طاهری میخواهم که بر بدنم نماز بگذارد، امیدوارم بیاید. امیدوارم که در هنگام شهادت چشمانم باز بماند تا سیه دلان و منافقان بدانند یاوران خمینی با چشم های روشن به استقبال شهادت میروند و دستهایم را باز گذاشته تا منافقان بدانند که با دستی باز بسوی ا... می روم و اگر سینه ام در زیر تانکها له شده بود آنرا باز گذاشته تا آن جنایت آمریکا و ایادیش را جلوه گر سازد . خ خــــــدایــــــا ، خدایا ، تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار والسلام علیکم و رحمـه الله و برکاته فرزند اسلام عظیم غمزه 1362/9/2 شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی : دوستان اگر فرجام کار ما در این تشکیلات بجز شهادت باشد عمر ما تباه است و بر باد . ......................

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد