سیدابراهیم نبوتی فومنی

سیدابراهیم نبوتی فومنی

نام: سیدابراهیم

نام خانوادگی: نبوتی فومنی

نام پدر: سیدرضا

تاریخ تولد: 1348/01/22

تاریخ شهادت: 1367/01/04

محل تولد: تهران

محل مزار: فومن

شهرستان محل پرونده: فومن

QR Code سیدابراهیم نبوتی فومنی

بيست و دوم فروردين 1348، در شهرستان فومن ديده به جهان گشود. پدرش سيد رضا، كارمند بهداري بود و مادرش مهين نام داشت. تا دوم راهنمايي درس خواند. به عنوان پاسدار مشمول در جبهه حضور يافت. چهارم فروردين 1367، در خرمال عراق بر اثر اصابت تركش خمپاره به سر، شهيد شد. مدفن وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.  

                                                                                             بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان 
با سلام و درود به یگانه منجی عالم بشریت و با سلام و درود به تمام خانواده های شهدا و معلولین و اسرا 
دوستان عزیز تا به حال فکر کرده اید که انسان چگونه موجودی است و بخاطر چه زندگی میکند ؟ انسان تا وقتی حیات دارد کسی او را به خوبی نمی شناسد . حتی دوستان که در کنارش هستند و شب را تا صبح روز کرده و روزها را با هم سپری می کنند . انسان موجودی است گرانبها و خیلی سرمایه گذاری رویش می شود باید دید سرمایه از جانب کیست ) ؟ - خانواده یا بستگان و یا فئودالها که شب را با غذاهای رنگین تا صبح سپری می کنند بهتر است بگویم اینان مال ثروت خود را از چه راههای بدست آورده اند ؟ مثل کسی که در مزرعه کار می کند ، مشقت و رنج را تحمل می کند و کشت و برداشت میکند ؟ یا اینکه در شهر زندگی می کند و اجناس را به قیمت دوبل می فروشد و یا اینکه احتکار می کند کدامیک ...
چرا یک زن روستائی بر سر مزرعه کار می کند و ( شیری از ) پستان بر دهان کودکش نمی رسد ؟ بخاطر این است که بتواند خوراک و پوشاک خود و فرزندانش را تهیه کند و بتواند او را جوانی با استقامت برای امام و انقلاب پرورش دهد . امّا - برعکس زن شهری ( مرفه ) با زندگی خیلی راحت و با سفره های رنگی فرزندانش را استقبال می کند و ... با پوشاندن لباسهای رنگی به جامعه می فرستد آیا میان این دو فرق وجود ندارد ؟ اینها فقط بخاطر این است که خوب بیند . اینجانب سید ابراهیم نبوتی متولد 1348 در خانواده ای مذهبی به دنیا آمدم و بعد از چند سال بشهرستان فومن آمدم . من در مدرسه نور دانش درس خواندم و تا کلاس پنجم خیلی خوب پیش رفتم . در سال 1357 انقلاب شد من هم در مدرسه راهنمائی توحید درس خواندم و زمانی که در جامعه وارد شدم نمی دانستم کیستم ؟ و بخاطر چه در جامعه هستم ؟ ولی به شکر خداوند چند تن از برادران حزب اللهی مرا راهنمائی کردند و یک سری از مسائلی که در جامعه نباید مطرح می شد بمن آموختند و من خیلی از آن برادران تشکر می کنم و امیدوارم که به این کار خودشان ادامه دهند انشاءالله خداوند آنان را حفظ بکند . ولی خانواده ام ! پدر و مادرم شماها خیلی رنج و مشقت برای من کشیدید تا اینکه من به اینجا رسیدم زحمتهای شما همیشه در جلوی چشم من موج می زد و همیشه سعی کرده ام که بتوانم طوری باشم که خودتان می خواهید ولی نمی دانم موفق شده ام یا نه ؟ مادرم ! من همیشه زحمتهای شما را که در دوران کودکی برایم کشیدی و در کنارم شبها بیدار ماندی و در دوران جوانی همیشه مرا تر و خشک کردی فراموش نمی کنم امیدوارم که خداوند بشماها اجر بدهد .
برادرانم ! شماها مثل همه برادران شهید به کار و درس خودتان ادامه بدهید و نگذارید سنگر مدرسه که یکی از بهترین سنگرهاست خالی بماند .
و تو ای خواهر کوچکم که تنها دختر خانواده ما بودی نمی دانم برایت چطور بازگویم که هر موقع در جبهه بودم و دلم می گرفت نامه ات را می خواندم و قیلی [ خیلی ] خوشحال می شدم امیدوارم در سنگر مدرسه و علم و دانش موفق شوی .                          خداوند نگهداتان - سید ابراهیم نبوّتی   23 / 11 / 66 

با سلام و درود به يک منجي عالم بشريت . با سلام و درود به تمام خانواده هاي شهدا و مجروحين معلولين و اسرا . مي خواهم بعد از مرگم دوستان و آشنايان بخوانند و تعريف کنند . دوستان ، عزيز تا بحال فکر کرديد که انسان چگونه موجودي است و بخاطر چي زندگي مي کنند انسان تا وقتي حياط دارد کسي او را به خوبي نمي شناسد . حتي دوستان که در کنارش هستند و شب را تا صبح روز کرده ، و روزها را با هم سپري مي کنند . انسان موجودي است گرانبها و خيلي سرمايگذاري رويش مي شود و بايد ديد که سرمايه از جانب کيست . خانواده يا وابستگان و يا فودالها . که شب را با غذاهاي رنگين تا صبح سپري مي کنند . بر دست که بگوئيم که اينان مال و ثروت خو را از چه راهاي بدست آورده اند . اي کسي که در مزرعه کار مي کند مشقت و رنج را تحمل مي کند و گشت برداشت مي کند يا اينکه 2 کسي که در شهر زندگي مي کند و اجناس را به قيمت دوبل و يا اينکه افتخار مي کنند به شهرهاي ديگر مي فرستند کداميک. آيا يک زن روستايي که بر سر مزرعه کار مي کند و پستان بر دهان کودکش نمي رسد چرا . بخاطر اين است که بتواند پوشاک خود و فرزندانش را تهيه کند و ميتواند او را جواني با استقامت براي اسلام و انقلاب پرورش دهد . و يا برعکس زن شهري با زندگي خيلي راحت و با سفرهاي رنگي فرزندانش را استقبال مي کند و او را با پوشاندن لباسهاي رنگي به جامعه مي فرستد . ميان اين دو فرقي وجود ندارد اينها فقط به خاطر اين است که خوب ببينيد و بينديشيد . پدر و مادرم شما خيلي رنج و مشقتهاي براي من کشيده ايد تا اينکه به اينجا رسيده ام و زحمتهاي شما هميشه در جلوي چشم موج مي زند و هميشه سعي کرده ام که بتوانم طوري باشم که خودتان بخواهيد ولي نمي دانم موفق شده ام يا نه . مادرم من هميشه زحمتهاي شما را که در دوران کودکي برايم کشيده ايد در کنارم شبها بيدار ماندي و در دوره جواني هميشه ما را تر خيس کرده اي اميدوارم که خداوند بهتان ارج بدهد . و برادرانم شما هم مثل همه برادران شهيد به کار و درس خودتان ادامه بدهيد و نگذاريد سنگر مدرسه که يکي از بهترين سنگرها است خالي بماند . 
و فداي خواهر کوچکم که تنها دختر خانواده بودي. نمي دانم برايت چطور بازگو کنم که هر موقع که در جبهه بوده ام و دلم که مي گرفت نامه ات را مي خواندم و خيلي خوشحال مي شوم و اميدوارم که در سنگر مدرسه و علم و دانش موفق شويد و زماني که از مدرسه مي آمديد و درس املايت را که مي ديدم چه نمره گرفتي و قبول شدي بيش از اندازه خوشحال مي شدم . چرا براي اينکه تنها خواهر بودي که مي ديدم زرنگ هستي . سيد ابراهيم .  66/11/23 . خداوند نگهدارتان . اي شمعا ياران غريبانه رفتند بسوزيد . 

با سلام و درود به يک منجي عالم بشريت . با سلام و درود به تمام خانواده هاي شهدا و مجروحين معلولين و اسرا . مي خواهم بعد از مرگم دوستان و آشنايان بخوانند و تعريف کنند . دوستان ، عزيز تا بحال فکر کرديد که انسان چگونه موجودي است و بخاطر چي زندگي مي کنند انسان تا وقتي حياط دارد کسي او را به خوبي نمي شناسد . حتي دوستان که در کنارش هستند و شب را تا صبح روز کرده ، و روزها را با هم سپري مي کنند . انسان موجودي است گرانبها و خيلي سرمايگذاري رويش مي شود و بايد ديد که سرمايه از جانب کيست . خانواده يا وابستگان و يا فودالها . که شب را با غذاهاي رنگين تا صبح سپري مي کنند . بر دست که بگوئيم که اينان مال و ثروت خو را از چه راهاي بدست آورده اند . اي کسي که در مزرعه کار مي کند مشقت و رنج را تحمل مي کند و گشت برداشت مي کند يا اينکه 2 کسي که در شهر زندگي مي کند و اجناس را به قيمت دوبل و يا اينکه افتخار مي کنند به شهرهاي ديگر مي فرستند کداميک. آيا يک زن روستايي که بر سر مزرعه کار مي کند و پستان بر دهان کودکش نمي رسد چرا . بخاطر اين است که بتواند پوشاک خود و فرزندانش را تهيه کند و ميتواند او را جواني با استقامت براي اسلام و انقلاب پرورش دهد . و يا برعکس زن شهري با زندگي خيلي راحت و با سفرهاي رنگي فرزندانش را استقبال مي کند و او را با پوشاندن لباسهاي رنگي به جامعه مي فرستد . ميان اين دو فرقي وجود ندارد اينها فقط به خاطر اين است که خوب ببينيد و بينديشيد . پدر و مادرم شما خيلي رنج و مشقتهاي براي من کشيده ايد تا اينکه به اينجا رسيده ام و زحمتهاي شما هميشه در جلوي چشم موج مي زند و هميشه سعي کرده ام که بتوانم طوري باشم که خودتان بخواهيد ولي نمي دانم موفق شده ام يا نه . مادرم من هميشه زحمتهاي شما را که در دوران کودکي برايم کشيده ايد در کنارم شبها بيدار ماندي و در دوره جواني هميشه ما را تر خيس کرده اي اميدوارم که خداوند بهتان ارج بدهد . و برادرانم شما هم مثل همه برادران شهيد به کار و درس خودتان ادامه بدهيد و نگذاريد سنگر مدرسه که يکي از بهترين سنگرها است خالي بماند . 
و فداي خواهر کوچکم که تنها دختر خانواده بودي. نمي دانم برايت چطور بازگو کنم که هر موقع که در جبهه بوده ام و دلم که مي گرفت نامه ات را مي خواندم و خيلي خوشحال مي شوم و اميدوارم که در سنگر مدرسه و علم و دانش موفق شويد و زماني که از مدرسه مي آمديد و درس املايت را که مي ديدم چه نمره گرفتي و قبول شدي بيش از اندازه خوشحال مي شدم . چرا براي اينکه تنها خواهر بودي که مي ديدم زرنگ هستي . سيد ابراهيم .  66/11/23 . خداوند نگهدارتان . اي شمعا ياران غريبانه رفتند بسوزيد . 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد