سیدمرتضی میری جفرودی

سیدمرتضی میری جفرودی

نام: سیدمرتضی

نام خانوادگی: میری جفرودی

نام پدر: سیدمظفر

تاریخ تولد: 1344/12/29

تاریخ شهادت: 1367/05/24

محل تولد: رشت

محل مزار: جفرودبالا

شهرستان محل پرونده: بندرانزلی

QR Code سیدمرتضی میری جفرودی

بیست و نه م اسفند 1344، در روستای جفرود از توابع شهرستان رشت دیده به جهان گشود. پدرش سید مظفر، کشاورز بود و مادرش محترم نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. بیست و چهارم مرداد 1367، در سومار توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به صورت و قطع پا، شهید شد. مدفن وی در زادگاهش واقع است.

بسم الله الرحمن الرحیم
«وصیت نامه سید مرتضی میری»
با سلام به منجی عالم بشریت و قطب عالم امکان حضرت مهدی(عج) جانم بقربانش و با سلام به خانواده عزیز و ارجمندم و سلام و درود بر مردم روستای ؟؟؟؟؟ اینجانب سید مرتضی میری در مورخه 22/12/66 در منطقه جنگی ؟؟؟؟؟ در سردرگاه شهید احدبیگی چند جمله بعنوان وصیت نامه می نویسم تا شاید پس از مرگ من مورد سعی پدر و مادر عزیزم که جانم بقربان هردوی آنها باشد، چون من احساس کردم که ماندن در منطقه به مدت 2 سال احتمال دارد کشته شوم می نویسم البته این چند جمله بعنوان مقدمه ذکر کردم.
پدر و مادر عزیز در این لحظه؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟ که سلام غریبانه مرا پذیرا بوده باشید. و بداند که بنده در این لحظه با خدای خود رازو نیاز کردم و در این لحظات در پیشگاه خداوند بزرگ خواستار توبه شده ام و امیدوارم که توبه بنده ؟؟؟؟ ؟؟؟ خداوند قبول شود. پدر و مادر عزیز، بنده در ابن لحظه حساس در عالم روحانی هستم و یک حالت روحانی به من دست داده است. پدر عزیز شما زحمات بسیار ارزنده ای در طول زندگی برای من کشیدید و من نمی دانم چطور از زحمات شما تشکر کنم. برای من فرصتهایی بوجود آوردید که من نتوانستم از آن در راه صحیح استفاده کنم و همیشه گمراه بودم از شما می خواهم که مرا عفو کنید و از من راضی باشید چون حدیثی به ایم مضمون است که هرگاه پدر ومادر انسان از او راضی باشند خداوند نیز از وی راضی می شود. بنده بدین جهت از شما پدر ارجمند تقاضا دارم که از من راضی باشید.
و شما مادر ارجمند که بنده فرزند حقیر و روسیاه که نمی توانم هیچ وقت جبران زحمات شما را بکنم چون مادر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فرزند است و رنجها و دردها بسیار زیادی را تحمل کرده است. مادر عزیز من ؟؟؟؟؟ فرزند روسیاه و شرمنده ؟؟؟؟؟؟؟؟ که بر گونه های مهربانت بوسه می زند تقاضا دارم که مرا ببخشید. می دانم که در طول مدت زندگانی من چه حرفها و زخم زبانها و رنجها کشیدی و چه بی ادبی هایی از من دیدید. از شما مادر گرامی عاجزانه تقاضا دارم که مرا ببخشید و مورد عفو خود قرار دهید. مادر عزیز بخدا که جانها در اختیار اوست قسم می خورم که در تمام لحظات دوره ام از یاد شما غفلت نکردم و هر موقع و لحظه بیاد شما بوده و هستم و بدانید در موقعی که جان به جان آفرین تسلیم می کنم جز یاد شما یاد کسی نیستم. مادر عزیز در آخرین حرفهایم به شما باید بگویم که فرزند کوچکتان به پیشانی مهربانت بوسه می زند.
و شما ای برادران و خواهرانم امیدوارم که در طول زندگانی اگر به شما بدی و با شما بدرفتاری نمودم امیدوارم که مرا ببخشید و هروقت که مرا یاد می کنید خاطرات خوبم را یاد کنید. اول از اینکه برادرم مصطفی می خواهم که در زندگی عاقل باشد و حرف پدر و مادر را خوب گوش کند و هیچ وقت نکند که از دستورات آنها سرپیچی کند چون من که سربازی آمدم می فهمم که پدر و مادر چه نعمت بسیار خوب و پر برکتی است که خداوند به انسان هدیه می کند. و بعد از آن از خواهرم معصومه می خواهم که درسهایش را خوب بخواند و حجاب خود را همیشه حفظ کند و امیدوارم که از من راضی باشد و امیدوارم که حرف مرا خوب گوش کند و حجاب خود را حفظ کند، چون حفظ کردن حجاب خود شخصیت می آورد و من از شما خواهر عزیز می خواهم و دوست دارم که شخصیت داشته باشد. و بعد از آن خواهرم؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟ هیچ وقت نمی توانم خواهر کوچولو خود را فراموش کنم چون وی خیلی خدمت برای من کرده است و هروقت که به او دستور می دادم حرف مرا گوش می کرد ؟؟؟؟؟؟ جان امیدوارم که همیشه بیاد من باشی و از بنده راضی باشی و همیشه از خداوند طلب آمرزش کنی. بعد از آن برادرم کوچولو خود آقا محمد که بنده خیلی وی را دوست دارم و همیشه بیاد او هستم و هیچ وقت او را فراموش نمی کنم. چون بچه زرنگ و با شخصیتی است. دلم خیلی می خواهد که برای یک بار هم که شده قبل از مردن او را ببینم چون دلم برای او خیلی تنگ شده است. امیدوارم که برادر کوچولوام از من راضی و خوشحال باشد و هیچ وقت مرا فراموش نکند.
و شما ای پدربزرگ بنده پابوس شما هستم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما مرا ببخشید و از من بعنوان یک نوه راضی و خشنود باشی و همیشه سر نماز مرا دعا بکنید. بعداً هر لحظه که بیاد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ که شما سر نماز فامیلین را دعا میکردید می افتم و خوشحال می شوم چون می دانم که شما سرنماز مرا دعا می کنید. 
و خدمت پسر عموی عزیز و گرامی من سید علی عرض کنم خدمت شما که بنده هیچ وقت نخواستم که در طول زندگی شما را درک کنم و همیشه از حقایق فرار میکردم. حالا که در این لحظات نامه می نویسم حقایق زندگی را می فهمم و اینجاست که می فهمیم زندگی در این دنیا فانی ارزش ندارد و این دنیا وسیله ای است که خودمان را آماده کنیم برای ابدیت.
پسر عمو عزیز من روسیاه در طول زندگی گناهان فراوانی کردم ولی در این لحظه از خداوند بزرگ خواستار آمرزش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امیدوارم که توبه من مورد قبول خداوند بخشنده قرار گیرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟که بنده در این لحظه بیاد شما هستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مرا ببخشید چون نمی خواهم که بنده از دنیا بروم و مردم از من ناراضی باشند. ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟امیدوارم که بدی های بنده در زندگی دنیوی به شما کردم به بزرگی و ؟؟؟؟؟؟؟ مرا ببخشید و همیشه در سر نماز مرا دعا کنید.چون دعا کردن عذاب را کم می کند و روح را آرامش می بخشد.
و شما دوستان عزیز غلام، یوشف، پرویز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و بقیه که الانه از ذهن من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ که اگر در طول زندگانی دنیوی به آن ها بدی کردم و باعث رنجش آن ها شده ام مرا ببخشید و همیشه خاطرات خوب و جاودانه مرا بیاد بیاورند و برای من دعا کنند.
ولی بشما فامیلین عزیز امیدوارم که از بنده اگر رنجش و گله ای ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به بزرگی تان ببخشید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ و بقیه فامیلین از جمله عمه ها و عمو و زن عمو و؟؟؟ و دوستان و فامیلین هستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و امیدوارم که همه آن ها از بنده راضی و خشنود باشندو هروقت که مرا یاد می کنند فاتحه ای برای شادی روح من بخوانند.
و شما مردم روستا امیدوارم که از بنده راضی و خشنود باشید، بنده در طول زندگانی نتوانستم که کاری برای شما انجام دهم و برای مردم محل ، مفید و فایده مند باشم. امیدوارم که مرا ببخشند و از من راضی باشند. و برای؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من دعا و فاتحه بخوانند.
دنیا همیشه به یک رنگ نیست. گاهی ؟؟؟؟ خزان برآن چیره می شود و دست؟؟؟؟؟؟؟ بر دست ما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/؟. و زندگی کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامیتر از آنند که بشکنند. پس سعی کنید که همه مردم با هم دوست و برادر و غمخوار یکدیگر باشند. بنده این وصیت نامه را در مورخه 27/12/66 تکمیل کرده و ؟؟؟؟؟ می دانم که قرار است حمله ای در این منطقه بشود لازم دانستم که آن را زودتر تکمیل کنم.
در خاتمه وصیت خود از؟؟؟؟؟ خود تقاضا دارم که در بین وسایلات من جستجو کنند اگر وسیله ای متعلق به دوستانم است آن را تحویل صاحبشان بازگردانند از جمله در؟؟؟؟؟؟؟  و کتابها و وسایلات دیگر ؟؟؟؟؟ جستجو کنند و بنده بتوانم از دین آن ها بیرون بیایم. باز هم خاطر آور به پدرو مادر می شوم که بخدا قسم در موقع جان دادم  کسی را جز شما بیاد نمی آورم و در آخر ؟؟؟؟؟؟ تقاضا دارم که مرا ببخشید و هر موقع که بنده از این دنیا رفتم با خواندن فاتحه ؟؟؟ و دعا روح مرا شاد کنید. پدر عزیز از شما تقاضای عاجزانه دارم که؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برای شادی روح من دعا و فاتحه بخوان و خیرات بکن چون بنده عقیده عجیب نسبت به این ها دارم . در آخرین لحظات که شما پدر بگویم که بر گونه های نازنینت و مهربانت بوسه می زنم و مادر عزیز به چهره پرنور و سیمای خوش آوازت و قلب نازنینت را بوسه می زنم و امیدوارم که در این دنیا از من راضی باشد و برای شادی روح دعا بخوانید. بنده در لحظات بیاد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بابابزرگ ؟؟؟؟؟ عمو؟؟؟؟/ هستم
»والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته» 27/12/66 منطقه عملیاتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟در گردان؟؟؟  
 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد