صفرعلی ادهمی ویشکائی

صفرعلی ادهمی ویشکائی

نام: صفرعلی

نام خانوادگی: ادهمی ویشکائی

نام پدر: علی

تاریخ تولد: 1341/05/06

تاریخ شهادت: 1362/12/03

محل تولد: رشت

محل مزار: ویشکابالامحله

شهرستان محل پرونده: رشت

QR Code صفرعلی ادهمی ویشکائی

ادهمي­ويشگاهي، صفرعلي

 ششم مرداد1341، در روستاي ويشگاه ازتوابع شهرستان رشت ديده به جهان گشود. پدرش علي، كشاورز بود و مادرش حاجيه نام داشت. تا پايان دوره ابتدايي درس خواند. او نيز كشاورز بود. سال 1359 ازدواج كرد و صاحب يك دختر شد. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور يافت. سوم اسفند 1362، در جزيره مجنون عراق بر اثر اصابت تركش خمپاره به شكم و پا، شهيد شد. مدفن وي در زادگاهش واقع است.

بسمه تعالي
وصيت نامه شهيد صفرعلي ادهمي
بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان
"جنگ جنگ است و عزت و شرف ما در گرو همين مبارزات است."   (امام خميني)
با درود و سلام به امام زمان مهدي موعود و نايب برحقش امام خمين و با سلام به خانواده شهدا، پدر و مادر عزيزم مي دانيد در اين موقع ازمان نيروهاي كفر جهاني به سركردگي صدام خائن به خاك گلگون كفن ما يورش آورده و قصد دارند اسلام عزيز را از ما جدا كنند. وظيفه هر فرد مسلمان است كه در مقابل اين مزدوران ايستادگي كنند و من هم قطره اي از اين موج بيكران هستم كه وظيفه من حكم مي كند كه در جبهه بمانم و با قطره قطره خونم از اسلام عزيز و شرافت و ناموسم دفاع كنم. پدر عزيم و مادر مهربانم من مي دانم كه شما از دوران كودكي تا به اينجا عمرتان و استخوانهايتان را شكسته ايد تا ما را به اينجا رسانيده ايد و مي دانم كه در دوران جواني بسيار به شما ستم و ظلم كرده ام و حتي حرف شما و بخصوص حرف مادرم را گوش فرا نداده ام و لياقت آن جبران ا زيت كردن شما را نداشته ام و مي دانم كه مادرم شبهاي بلند را بر سر گاواره ام کذرانيده است و از شما مي خواهم كه مرا ملالت نماييد و همچنين به برادرانم و به خواهرانم هم عفو و معزت مي خواهم كه نتوانسته ام جبران حرفها يا چيزهاي ديگر از من شنيده اند جبران كنم و مي خواهم كه مرا حالایت كند و همچنين فرزندم را بايد هوشيار و به اسلام آشنا كنيد و مثل پدرش دفاع از اسلام كند و دست از امام عزيزمان امام خميني دست بر نداريد و بلكه در عزايم سياه نپوشيد و بلكه خوشحال هم بشويد كه چنين فرزندي را در راه اسلام هديه نموديد و دست را مشت كنيد و فرياد بكشيد كه فرزندم نمرده است، بلكه زنده از خدا روزي مي خورد و سلام مرا به دوستانم هم برسانيد و از آنها بخواهيد كه مرا حلال كنند.
والسلام عليكم و رحمته الله و بركاته
1362/12/2
صفرعلی ادهمی

وصيت نامه شهيد صفرعلي ادهمي   بسم الله الرحمن الرحيم     بنام الله پاسدار حرمت خون شهدا    جنگ، جنگ است و عزت و شرف ما  در گرو همين مبارزات است. امام خميني
با درود و سلام به امام زمان مهدي موعود (عج) و نائب بر حقش امام خميني و با سلام به خانواده شهداء  پدر و مادر عزيزم مي دانيد در اين موقع از زمان، نيروهاي كفر جهاني به سركردگي صدام خائن به خاك گلگون ما يورش آورد و قصد دارند اسلام عزيز ما را از ما جدا كنند وظيفه هر فرد مسلمان اين است كه در مقابل اين مزدوران ايستادگي كنند و من هم قطره‌اي از اين موج بيكران هستم كه وظيفه من حكم مي‌كند كه در جبهه بمانم و با قطره قطره خونم از اسلام عزيز و شرافت و ناموسم دفاع كنم. پدر و مادر عزيزم من مي‌دانم كه شما از دوران كودكي تا به اينجا عمرتان و استخوانهايتان را شكسته‌ايد تا ما را به اينجا رسانيده‌ايد و مي‌دانم كه در دوران جواني بسيار بسيار به شما ستم و ظلم كرده‌ام و حتي حرف شما و بخصوص حرف مادرم را گوش فرا نداده‌ام و لياقت جبران اذيت كردنهايم را نداشته‌ام و مي‌دانم كه مادرم شبهاي بلندي را بر سر گهواره‌ام گذرانيد و از شما ميخواهم كه مرا حلال نمائيد و همچنين به برادرانم و خواهرانم هم عذر و معذرت مي‌خواهم كه نتوانسته‌ام جبران حرفها يا چيزهاي ديگر از من شنيده‌اند را بكنم و مي‌خواهم كه مرا حلال كنيد و همچنين فرزندم را بايد هوشيار و به اسلام آشنا كنيد و مثل پدرش دفاع از اسلام كند و دست از امام عزيزمان امام خميني بر ندارد.و بلكه در عزايم سياه نپوشيد و بلكه خوشحال بشويد كه چنين فرزندي را در راه اسلام هديه نموديد و دست را مشت كنيد و فرياد بكشيد كه فرزندم نمرده است بلكه زنده است و نزد خدا روزي مي‌خورد. و سلام مرا به دوستانم هم برسانيد و از آنها بخواهيد كه مرا حلال كنند.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته  صفرعلي ادهمي   مورخ  1362/12/2              خدايا، خدايا           تا انقلاب مهدي         خميني را نگهدار                امام را دعا كنيد.

 


 

 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد