امیر پورشادمان

امیر پورشادمان

نام: امیر

نام خانوادگی: پورشادمان

نام پدر: گل آقا

تاریخ تولد: 1343/10/21

تاریخ شهادت: 1366/12/30

محل تولد: تهران

محل مزار: بهشت زهرا قطعه 40

شهرستان محل پرونده: رشت

QR Code امیر پورشادمان

 بيست و يكم دي 1343، در شهرستان تهران ديده به جهان گشود. پدرش گل­آقا (فوت1344) كارگر چاپخانه  بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پايان دوره كارشناسي در رشته علوم و فنون نظامي درس خواند. به عنوان ستوان دوم ارتش در جبهه حضور يافت. سی ام اسفند 1366، در سرپل­ذهاب توسط نيروهاي عراقي بر اثر اصابت تركش خمپاره به سروکمر،شهیدشد. مدفن وي در گلزار شهداي بهشت زهراي زادگاهش واقع است. 

(( وصیّت نامه ))        بِسم الله الرحمنِ الرّحیمِ
« اِِن الله یُحب الذّین یُقاتلونَ فی سبیلهِ صفاً کاَنّهُم بُنیانٌ مرصوص
همانا خدای دوست می دارد آنان را که کارزار می شنند [ می کنند ] در راهِ او صف زده ، گویا که ایشانند بنای استوار او ساخته شده    « سورۀ صف »
بنام او آغاز می کنم که او بی آغاز است ... بنام او که خود می آفریند و خود بسوی خویش فرا می خواند ... بنام او که بازگشت همگان بسوی اوست بازگشتی ابدی و جاودانه ، بازگشتن بسوی معبود، بسوی معشوق ...  
بسوی خالق ، بسوی مالک - مالک جان و هستی امان ... و چه خوب ... بازگشتی از حجله خونین همراه با عروس سرخ پوش شهادت بسوی پروردگار چرا که او خود می گوید ... هر که عاشقم شد، عاشقش می شوم و هر که را من عاشقش شوم می کشم و هر که را کشتم خود خونبهایش می شوم و چه افتخاری از این بالاتر ... اگر ما نیز لایق آن باشیم . انشاء الله
با سلام خدمت مادرِ مهربان و بهتر از جانم ، مادر خوب و نمونه من چه می گویم خدایا ؟! نه ... تنها نمی توانم کلمه مادر را بر روی بنهم چرا که او را نیز می توانم بهترین پدر دنیا نام نهم ... او که همچون پدر نان آور خانه بود. و در عین حال مادری دلسوز که بی دریغ خوبی هایش را نثار ما می کرد
نمی دانم چه کلامی بکار برم ... یارای تفکر آن همه مهربانیت را ندارم ، قلم نیز در دستهایم به لرزه در می آید ، چرا که نتوانستم حتی ذره ای از خوبی هایت را جبران کنم ، و این مرا آزار می دهد ... امیدوارم که مرا مرا ببخشی ... مادر جان همانطور که تو از لحاظ صبر و ایمان همیشه برای ما الگو بودی باز نیز در برابر مشکلات و مصائب صبور و مهرافشان و گرمی بخش خانواده باش و تنها این را از تو می خواهم که گریه و زاری نکنی
... و تو برادر خوب ، مهربان - فداکار و دلسوز من ، تو که از این زندگی فقط ؟ را چشیدی و در تمام مراحل زندگی ات درس فداکاری را به من آموختی تو که صمیمانه دست نوازش پدرانه ات بالای سر من بود « بی آنکه ؟؟؟ لذتی ببری » و این باعث شد که هیچگاه فقدان پدر را احساس نکنم و ؟ همیشه به وجودت افتخار کنم ... برادر خوب من تو در زندگی ام نقش مهمی داشتی ای کاش می توانستم زحمات تو را نیز جبران کنم ... ولی افسوس که دیر شده و با قلم فرسایی هم نمی شود و حتی ذره ای از خوبی هایت را بیان کنم ... برادر جان مواظب خود و مامان باش ... تنها تویی که حامی و پشتیبان مادر هستی ... سعی کن زندگی را سخت نگیری ( البته کوچکتر از آنم که اینها را بگویم ) ولی تا می توانی به زندگی لبخند بزن تا زندگی نیز به تو بخندد ... مبادا با کسی قهر باشی (حالا یه کمی بخند ... ها خوب شد)
برادر جان از تو نیز می خواهم که ناراحتی نکنی و غم را از چهره ات کنار بگذاری ... که من شادمان رفتم ... 
و تو خواهر مهربان ، خوب و عزیزم .... تویی که خوبی ها و مهربانیت را از من دریغ نداشتی ... بهترین خواهر دنیا ... در دنیا فقط سه عزیز خوب داشتم و آن سه شماها بودید ، مادَر فداکار، برادر مهربان و خواهر دلسوز ... خواهر خوبم تو نیز مانند مادر و برادر سختی زیاد کشیدی ... امیدوارم که در همه شئونات زندگی ، موفق - کامیاب و شاد باشی ... از تو نیز می خواهم که در زندگی ات صفا و صمیمیت را از یاد نبری و سوء تفاهمهایی که پیش می آید زود از یاد ببری » ! چرا که من همیشه به خانواده افتخار می کردم و آنرا گرمترینِ خانواده ها می دانستم و امیدوارم که همیشه همینطور باشدو چند کلامی با حمید آقا ... حمید جان ، خواهرم در زندگی سختی بسیار کشید و شما نیز همینطور، امیدوارم که برای همدیگر همسری خوب باشید . از شما می خواهم که او را خوشبخت کنید چرا که اکر [ اگر ] او شاد باشد من نیز شاد می شوم و نیز می خواهم چیزهایی که در قبل اتفاق افتاد . از یاد ببری چون در این دنیای فانی فقط صفا و صمیمیت است که می ماند حمید جان تسلی بخش خانواده باش .
ضمناً مادرم می تواند به هر نحوی که می خواهد وسایل شخصی ام را به دیگران بدهد و همه به او تعلق دارد 
            خدایا یار و نگهدار و حامی شما باشد
            تاریخ  66/12/21   یک شنبه                                                                             66/12/21
            محل : سومار ( گردان تکاور )                                                                                 امیر 
            ستواندوم   امیر پور شادمان   ( 62200923 )                
    آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند        در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا؟

گالری تصاویر