حسن رخ طلوعی کلویر

حسن رخ طلوعی کلویر

نام: حسن رخ

نام خانوادگی: طلوعی کلویر

نام پدر: فرخ

تاریخ تولد: 1340/01/19

تاریخ شهادت: 1360/09/19

محل تولد: بندرانزلی

محل مزار: کلویر

شهرستان محل پرونده: بندرانزلی

QR Code حسن رخ طلوعی کلویر

نوزدهم فروردین 1340، در شهرستان بندرانزلی به دنیا آمد. پدرش فرخ، کارگر بلوکزنی بود و مادرش گیلان نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. نوزدهم آذر 1360، به عنوان مسئول واحد تبلیغات در بوکان هنگام درگیری با گروههای ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به قلب، شهید شد. مزار او در روستای کلویر از توابع زادگاهش واقع است.

شهید: حسن طلوعی       محل تولد: بندر انزلی    نام پدر: فرخ   تاریخ تولد:1340      تاریخ شهادت:1360/9/19    محل شهادت: بوکان    قسمتی از وصیت شهید :شما ای دریای خروشان ملتها امروز  چشم دشمنان خارجی و داخلی  به شماست شیاطین تمام امکانات  برای بر انداختن این جمهوری اسلامی به کار گرفتند امروز چشم انقلابیون جهان  از 1 تير تا فلسطین و فیلیپین  افغانستان الجزایر و مصر و عراق....حتی رنگین پوستان آمریکا و غیر مسلمان ایرلندی به شماست  و ما در وفور نعمت بوده و هستیم و خود نمی فهمیم و در دریا به دنبال آب می گردیم امروز پس از  هزارو چهارصد سال رهبری نصیبمان شده که قدرت و عظمتی شگرف و ایمان و خلوصی عظیم در او جمع است اگر قدر این نعمت را ندانیم دچار غضب خدائی خواهیم شد. والسلام.
شياطين تمام امكانات براي برانداختن اين جمهوري كه نه اسلام بكار گرفته اند امروز چشم انقلابيون جهان از اريتره تا فلسطين و فليپين- افغانستان ليبي و الجزاير و مصر و عربستان و افريقاي جنوبي و ... و حتي رنگين پوستان امريكا و غير مسلمانان ايرلندي به شماست شما و ما در فرور نعمت بوده و هستيم و خود نمي فهميم و در دريا دنبال آب مي كرديم امروز پس از هزار و چهارصد سال رهبري نصيبمان شده كه قدرت و عظمتي شگرف و ايمان و خلوصي عظيم در او جمع است اگر قدر اين نعمت را ندانيم دچار غضب خدائي خواهيم شد مملكتي كه در طول بيش از 50 سال خراب كرده اند انتظار درست شدن في الفور را نداشته باشيد گر چه در عرض اين سه سال باندازه 50 سال كار شده است اين انقلاب را فقط خدا حفظ كرده است با اين همه مشكلات كمتر كشوري در وضع عادي خواهد توانست خود را نگه داشت، امروز اين تحول را در جوانان ببينيد كه براي شهادت صف بسته اند و عاشقانه گريه مي كنند، در دنياي كفر و بي ديني كه انسان در اسارت ماشين بسر ميبرد و جهل و فساد پر زرق و رق آنان را در خود غرق كرده است در دوره اي كه جوانان ساير كشورها در ترياها و سالنهاي حشيش كشي و در دانسينگها لول ميخورند اينجا صف ايثار بسته شده است و بنيان مرصوص عاشقان الله را مي بينيم كه رجعت به فطرت خويش كرده و حماسه هاي خون و شرف را رقم ميزنند كه در تاريخ ثبت خواهد گرديد. 
و شما اي مردم اگر از دشمنان اسلام نيستيد از دوستان احمق نباشيد و براي هر مسئله جار و جنجال نيندازيد از دسته بازيها و گروه بازيها بپرهيزيد كه جان شيران و سگان از هم جداست متحد جانهاي مردان خداست و شما خواهران كه با تحول بنيادي در زير سنگر پر صلابت حجاب قرار گرفته ايد. اين اسلحه را كه شرف و عصمت و سلاح و صلاحتان است به هيچ قيمتي از دست ندهيد. سرمنشاء اصلاح جامعه انسان است پس خود را بسازيد و مبارزه را از درون با نفس خود شروع كنيد كه دشوارترين مبارزاتي است كه هر كس از آن سربلند بيرون آيد پيروز خواهد بود و اما پدر و مادرم كه با از دست دادن يك فرزند و پدرم يك فرزند و برادرش غم سنگيني بر چهره شان نشست 
مي گويم كه براي من گريه نكنيد چون گريه براي آناني است كه مرگ طبيعي مرده اند اما شهادت براي انسان تحول است، هر چند غروب است از يك نشئه اما طلوعي درخشنده در نشئي ديگر را ديگر بهمراه دارد. اگر با گريه سبك مي شويد بگرئيد اما مبادا كه از ناله تان دشمنان اسلام شاد گردند، آي اجتماعات ميدانم كه بعد از چند ماه من از خاطرتان خواهم رفت من نوعي مهم نميبينم اما اسلام و راه و آن آئيني را كه ما براي آن شهادت رسيده ايم فراموش نكنيد و بدانيد كه ما راه سهل را در پيش گرفتيم و دشواري راه براي شما مانده است كه در نبرد و جهاداكبر ستيز كنيد. و باز هم مادرم را مي گويم كه من امانتي بودم از جانب خدا كه به وي پيوستم و بياد خدا باشيد كه قلبها را آرامش مي بخشد. الا بذكر الله تطمئن القلوب با درود بر * پير انقلاب امام خميني 
و در ضمن مرا در جلوي ساختمان مجتمع اسلامي * و ساده دفن كنيد 
متن نوشته شده ساعت حدودا 10 شب در يكي از مقرهاي سپاه پاسداران در شهر تازه آزاد شده بوكان كه صداي تيراندازي از بالاي ساختمان طبق معمول هر شب شنيده مي شود 60/8/29 
قطره اي از درياي بيكران شهيدان راه حق 
جسم و تن و روان ما بر باد رفتنيست اين * راه ماست كه بر ياد ماندنيست  

            بسم الله الرحمن الرحيم 
ان الذين قالو ربنا الله ثم استقامو تنزل عليهم الملائكه الا تخافوا و لا تحزنو و اشروا بالجنه التي كنتم  توعدون اوليائكم في الحيواه الدنيا و في الاخره و لكم فيها ما تشتهي انفسكم و لكم فيها ما تدعون. 
آنانكه گفتند پروردگار ما خداست و آنگاه بر آن استقامت كردند بر ايشان فرشتگان رحمت فرود مي آيند (وقت مرگ) و به آنها مي گويند: مترسيد و اندوه بخود راه ندهيد و مژده تان از به آن بهشتي كه به شمال وعده ميدادند. افصلت آيات 30 و 31
خدايا، هنگامي اين نوشته را به عنوان وصيت مينويسم كه بار سنگين گناه بر قلبم سنگيني مي كند ميدانم كه من شايسته شهادت (يعني راه سرخ مردان پاك و مجاهدان جانباز نيستم، اما به لطف و عظمت بي كرانت و بخشايش بي اندازه ات اميدوارم، خدايا من ميدانم كه نميدانم. اما لااقل اين را ميدانم كه فضاي رختخواب برايم تنگ و مردن در آن بسي ننگ آور برايم خواهد بود، خدايا خودت گفتي كه هر كس مرا بخواهد پيدا مي كند و هر كه پيدايم كند عاشقم مي شود و هر كه عاشقم شد عاشقش مي شوم و هر كه را عاشقش شدم او را مي كشم و هر كه را كشتم خون من مي شود و هر كه خون من شد خونبهايش مي شوم، اي خداي بزرگ زماني بدنبالت گشتم، پيدايت كردم، عاشقت شدم آيا لياقت اينكه خون تو باشم و تو خونبهايم را دارم، خدايا مي دانم كه غبار سياه گناهان گذشته ام مانع از رسيدن اين درد دلم با تو مي شود اما باز اميدوارم قطره اي از درياي بيكران الطافت بر ما بريز. 
و اكنون شماي اي درياي خروشان ملتها، امروز چشم دشمنان خارجي و داخلي بشماست 

جانهاي خداست. و شما خواهران كه با تحول بنيادي در زير سنگر پر صلابت حجاب قرار گرفته ايد، اين اسلحه را كه شرف و عصمت و سلاح و صلاحتان است به هيچ قيمتي از دست ندهيد. سرمنشاء اصلاح جامعه انسان است پس خود را بسازيد و مبارزه را از درون با نفس خود شروع كنيد كه دشوارترين مبارزاتي است كه هر كس از آن سر بلند بيرون آيد پيروز خواهد بود و اما پدر و مادر كه با از دست دادن يك فرزند و پدرم يا فرزند و برادرش غم سنگيني بر چهره شان نشست، مي گويم كه برايم گريه نكنيد، چون گريه براي آناني است كه به مرگ طبيعي مرده اند، اما شهادت براي انسان تحول است، هر چند غروب است از يك نشعه  اما طلوعي درخشنده در نشستي ديگر را بهمراه دارد، اگر با گريه سبك مي شويد بگرييد اما مبادا كه از ناله تان دشمنان اسلام شاد گردند، آن اجتماعات مي دانم كه بعد از چند ما، من از خاطرتان خواهم رفت من نوعي مهم نبينيم اما اسلام و راه و آن آئيني را كه ما براي آن بشهادت رسيده ايم فراموش نكنيد و بدانيد كه ما را سهل را در پيش گرفتيم و دشواري راه براي ما مانده است كه در نبرد و جهاد اكبر ستيز كنيد. و باز هم مادرم را مي گويم كه من امانتي بودم از جانب خدا كه به وي پيوستم و بياد خدا باشيد كه قلبها را آرامتر مي بخشيد. الا بذكر الله تطمئن القلوب.
با درود بر رهبر كبير انقلاب امام خميني و در ضمن مرا در جلوي ساختمان مجتمع اسلامي كليور ساده دفن كنيد.
متن نوشته شده ساعت حدود 10 شب در يكي از مقرهاي سپاه پاسداران در شهر تازه آزاد شده بوكان كه صداي تيراندازي از بالاي ساختمان طبق معمول هر شب شنيده مي شود. 60/8/29 
قطره اي از درياي بي كران شهيدان راه حق 
جستم و تن و روان ما بر باد رفتنيست    
اين رسم و راه ماست كه بر ياد مادنيست

 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد