احمد شعبانی کلوری

احمد شعبانی کلوری

نام: احمد

نام خانوادگی: شعبانی کلوری

نام پدر: محمد

تاریخ تولد: 1341/10/10

تاریخ شهادت: 1365/10/25

محل تولد: بندرانزلی

محل مزار: انزلی گلزارشهدا

شهرستان محل پرونده: بندرانزلی

QR Code احمد شعبانی کلوری

دهم دی 1341، در شهرستان بندرانزلی به دنیا آمد. پدرش محمد و مادرش فردوس نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. پاسدار بود. سال 1361 ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. بیست و پنجم دی 1365، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر، شهید شد. مدفن وی در زادگاهش واقع است.

قسمتي از وصيت شهيد:
مومنين و بندگان خدا وصيت به معناي سفارش و توصيه كردن است و من تنها توصيه اي كه دارم اين است انقلاب را كه ثمره خون هزاران شهيد و معلول و مجروح ميباشد در همه حال ياري نماييد.
والسلام آنانکه چون به حادثه سخت و ناگواری دچار شوند صبوری پیش گرفته و گویند ما بفرمان خدا آمده و بسوی او رجوع خواهیم کرد . این وصیتنامه را اکنون در حال نوشتن هستم ساعت 12 نیمه شب مورخ 65/9/25 میباشد .  لحظاتی است که هر آن امکان دارد بخط مقدم برویم لذا برخود واجب دانستم چند نکته ای را بعرضتان برسانم ، زندگی دنیایی همانطور که میدانید میگذرد و چیزی که برای انسان میماند اعمال نیکش است و انتخاب راه صحیح و ما نیز که راه جهاد در راه خدا را انتخاب کردیم وضعیت ما مشخص نمیباشد و هر آن کوچ کردن از دنیای ظاهری میباشد جهت رفتن به دنیای حقیقی و حالا که راهمان را انتخاب کردیم و بسوی معبود می رویم . وشما همسرم از کمترین فرصت حدااکثر استفاده را جهت مطالعه و یادگرفتن کلام خدا بنما و دخترم راضیه را فراموش نکن دوست دارم خیلی موءدب بزرگ شود و به دانشگاه قسمت پزشکی برود اگر دخترم بزرگ شد و از من پرسید حقیقت امر را برایش بگو ، توضیح بده که زمانی تو سه یا چهار سال بیشتر نداشتی پدرت به جبهه رفت تا با کسانی که به کشورمان هجوم آوردند نبرد کند من دوست دارم دخترم با افتخار بگوید من دختر کسی هستم که در جبهه های حق علیه باطل جنگید و شهید شد و شما همسرم تقاضا دارم حداکثر صبر را که انبیاء فرمودند در شهید شدنم بنمائید .  هیچوقت بخصوص در بین کسانیکه نمی فهمند شهادت یعنی چه اظهار ناراحتی و ضعف نکنید همیشه خودتان را خانواده یک شهیدی بدانید که شهادت او باعث افتخار و سربلندی گشته است و شما پدر و مادر گرامی همانطور که شماها از بنده بهتر میدانید زندگی دنیایی فانی است و همه چه دور چه نزدیک بسوی مرگ خواهیم رفت و حقیر نیز چنین فرصت گرانبهایی نصیبم شده و جانم را در راه هدف و در راه انقلاب و اسلام فدا کردم اولاً باعث افتخار شما ثانیاً باعث سعادت خود گشته و پاکی گناهان .
البته اگر خدا قبول نماید در طی مدتی که در جبهه بودم همش سعی میکردم با تلفن و نامه هایم شما را خوشحال کنم چون نمیتوانستم ناراحتی شما را ببینم و الان هم که این نامه را میخوانید فرزندتان در درون قبر است و بیائید برای رضای خدا هم که شده ناراحت نباشید .  شکر خدای را کنید که در این برهه از زمان قرار گرفته و پدر و مادر یک شهید هستید امیدوارم در این زندگانی اگر از حقیر ناراحتی دیدید مرا ببخشید و عفوم نمائید. در ضمن از خواهرانم طلب عفو و بخشش مینمایم .  مومنین و بندگان خدا وصیت به معنای سفارش  و توصیه کردن است و من تنها توصیه ای که دارم این است انقلاب را که ثمره خون هزاران شهید و معلول و مجروح میباشد در همه حال یاری نمائید .
                                                  والسلام علی من التبع الهدی
                ********************
احمد شعبانی - منطقه جنگی جنوب
مورخ 65/9/25
وصیتنامه پاسدار شهید احمد شعبانی
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الذین هاجرو  و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم .
آنانکه به دین اسلام گرویدند و از وطن خود هجرت نموده و در راه خدا جهاد کردند اینان امیدوار و منتظر رحمت خدا باشند که خدا بر آنها بخشاینده و مهربان است .
باید که ندای عاشقی ساز کنم 
راهی بدیار عاشقی باز کنم 
وقت است مرا که بال و پر بگشایم 
از محبس تنگ سینه پرواز کنم
باید که به سوز عشق لایق بشوم
آزاد ز زنجیر علایق بشوم
بگذار مرا دل که دگر فرصت نیست 
فرض است که همتای شقایق بشوم
با درود به ارواح پاک شهدای اسلام و رهبر کبیر انقلاب اسلامی .
خدای را سپاس که این توفیق نصیبم گردید تا در جبهه حق علیه باطل و نور علیه ظلمت حضور داشته باشم و دینم را نسبت به انقلاب و خونهای ریخته شده ادا نمایم ، بار الها راضیم به رضای تو و تسلیم به امر تو .
الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون .
 

وصيت نامه پاسدار شهيد احمد شعباني
بسم الله الرحمن الرحيم
ان الذين هاجرو و جاهدو في سبيل الله اولئك يرجون رحمت الله و الله غفور رحيم. آنانكه به دين اسلام گرويدند و از وطن خود هجرت نموده و در راه خدا جهاد كردند اينان اميدوار و منتظر رحمت خدا باشند كه خدا بر آنها بخشاينده و مهربان است.
بايد كه نداي عاشقي ساز كنم
راهي به ديار عاشقي باز كنم
وقت است مرا كه بال و پر بگشايم
از محبس تنگ سينه پرواز كنم
بايد كه به سوز عشق لايق بشوم
آزاد زنجير علايق بشوم
بگذار مرا دل كه دگر فرصت نيست
فرض است كه همتاي شقايق بشوم
با درود به روان پاك شهداي اسلام و رهبر كبير انقلاب اسلامي.
خداي را سپاس كه اين توفيق نصيبم گرديد تا در جبهه حق عليه باطل و نور عليه ظلمت حضور  داشته و دينم را نسبت به انقلاب و خونهاي ريخته شده ادا نمايم بار الها راضيم به رضاي تو و تسليم به امر تو.
الذين اذا اصابتهم مصيبه قالوا انا لله و انا اليه راجعون.
آنانكه چون به حادثه سخت و ناگواري دچار شوند صبوري پيش گرفته و گويند ما بفرمان خدا آمده و بسوي او رجوع خواهيم كرد. اين وصيت نامه را كه اكنون در حال نوشتن هستم تا ساعت 12 نيمه شب مورخ 65/9/25 ميباشد لحظاتي است كه هر آن امكان دارد به خط مقدم برويم لذا برخود واجب دانستم چند نكته اي را بعرضتان برسانم, زندگي دنيايي همانطور كه ميدانيد ميگذرد و چيزي كه براي انسان ميماند اعمال نيكش است و انتخاب راه صحيح و ما نيز كه راه جهاد در راه خدا را انتخاب كرديم وضعيت ما مشخص نمي باشد و هر آن كوچ كردن از دنيا ظاهري مي باشد جهت رفتن به دنياي حقيقي و حالا كه راهمان را انتخاب كرديم و بسوي معبود مي رويم. و شما همسرم از كمترين فرصت حداكثر استفاده را جهت مطالعه و ياد گرفتن كلام خدا بنما و دخترم راضيه را فراموش نكن دوست دارم خيلي مودب بزرگ شود و به دانشگاه قسمت پزشكي برود اگر دخترم بزرگ شد و از من پرسيد حقيقت امر را برايش بگو توضيح بده كه زماني تو سه يا چهار سال بيشتر نداشتي پدرت به جبهه رفت تا با كساني كه به كشورمان هجوم آوردند نبرد كند و از كشور بيرون نمايد و طريقه  شهيد شدنم را هم بهش توضيح بده من دوست دارم دخترم با افتخار بگويد من دختر كسي هستم كه در جبهه هاي حق عليه باطل جنگيد و شهيد شد و شما همسرم تقاضا دارم حداكثر صبر را كه انبياء فرمودند در شهيد شدنم بنماييد. هيچوقت بخصوص در بين كسانيكه نمي فهمند شهادت يعني چه اظهار ناراحتي و ضعف نكنيد هميشه خودتان را خانواده يك شهيدی بدانيد كه شهادت او باعث افتخار و سربلندي گشته است و شما پدر و مادر گرامي 
همانطور كه شما ها از بنده بهتر مي دانيد زندگي دنيا فاني است و همه چه دور چه نزديك بسوي مرگ خواهيم رفت و حقير نيز چنين فرصت گرانبهايي نصيبم شده و جانم را در راه هدف و در راه انقلاب و اسلام فدا كردم اولا باعث افتخار شما ثانياً باعث سعادت خود گشته و پاكي گناهان. 
البته اگر خدا قبول نمايد. در طي مدتي كه در جبهه بودم همش سعي مي كردم با تلفن و نامه هايم شما را خوشحال كنم چون نمی توانستم ناراحتي شما را ببينم و الان هم كه اين نامه را مي خوانيد فرزندتان در درون قبر است و بياييد براي رضاي خدا هم كه شده ناراحت نباشيد. شكر خداي را كنيد كه در اين برهه از زمان قرار گرفته و پدر و مادر يك  شهيد هستيد اميدوارم در اين زندگاني اگر از حقير ناراحتي ديديد مرا ببخشيد و عفوم نماييد. در ضمن از خواهرانم طلب عفو و بخشش مي نمايم. مومنين و بندگان خدا وصيت به معناي سفارش و توصيه كردن است و من تنها توصيه اي كه دارم اين است انقلاب را كه ثمره خون هزاران شهيد و معلول و مجروح ميباشد در همه حال ياري نماييد.
والسلام علي من التبع الهدي
احمد شعباني ـ منطقه جنگي جنوب
65/9/25 
 

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد