رسول قیصرآبادی

رسول قیصرآبادی

نام: رسول

نام خانوادگی: قیصرآبادی

نام پدر: سیف اله

تاریخ تولد: 1337/11/15

تاریخ شهادت: 1361/05/07

محل تولد: بندرانزلی

محل مزار: انزلی گلزارشهدا

شهرستان محل پرونده: بندرانزلی

QR Code رسول قیصرآبادی

پانزدهم بهمن 1337، در شهرستان بندرانزلی به دنیا آمد. پدرش سیف الله، فروشنده بود و مادرش زری نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته ریاضی درس خواند و دیپلم گرفت. معلم بود. سال 1360 ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. هفتم مرداد 1361، در کوشک بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر، سینه و کمر، شهید شد. مدفن وی در زادگاهش واقع است.

بسم الله الرحمن الرحیم 
ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون .
کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده مپندارید بلکه آنها زنده اند و در پیش خداوند روزی میخورند .
اینک دارم وصیت نامه خود را در برهه ای اززمان مینویسم که اسلام عزیز در خطر اجانب و مزدوران داخلی و خارجی گرفتار آمده و تنها *** راهی و نجات یافتن از نوع از نوع استعمار و فقط از طریق حسین (ع) گونه وارشدن در میدان نبرد و ستیز با دشمنان دین اسلام است تا حسین گونه به پیش رویم و به سرمنزل مقصد رسیم که او رسید و شهید شد . من که یک انسان هستم و عاقبت هر انسان مرگ است پس چه بهتر من راهی را برگزینم که در آن شهادت حسین گونه باشد بسوی الله ( انا لله و انا الیه راجعون ) . من شهادت را با بصیرت و آگاهی کامل همچون حسین (ع) و اصحابش پذیرفتم و دانستم که درچه راهی گام بر میدارم راهی که اسلام و قرآن مانند آینه ای صاف و روشن و آبی زلال که در آن بتوان همه چیز را دید به ما عاشقان حسین (ع) و سربازان امام زمان نشان داده و ما عاشقان کربلای حسین با بینش وسیع و طرز تفکر منطقی به سوی الله گام برداشته ایم . ما رزمندگان اسلام از شما امت مسلمان و قهرمان این تقاضا را داریم که تداوم دهندگان راه حسین (ع) و شهدای کربلای ایران باشید نه فقط در ایام ماه محرم و ماه مبارک رمضان در فکر خدا و ائمه معصوم باشید بلکه در تمام ماههای سال امام حسین و ایثارگریش را بیاد آورید تا ایمانتان قویتر و مستحکم تر شود و از شما ملت مسلمان انزلی خواهانم که سنگر مسجد ، نماز جمعه را خالی نگذارید و در دعای کمیل ، تشیع جنازه شهیدان بخون آغشته بطور مستمر شرکت فعالانه داشته باشید اما چرا به جبهه آمدم به دودلیل 1- خدمت به اسلام 2- خواب دیدن امام زمان بصورت نوری که تابحال ندیده بودم از او پرسیدم تو کی هستی گفت امام زمان ( البته من در آن لحظه از خواب در جبهه بودم و دیدم در سنگر جبهه هستم و یک اسلحه دارم ) و ایشان پاسخ گفتند تو شهید میشوی .
(( وصیت من به پدر و مادر عزیزم ))
ای مادرم ای مهربانتر بعد از خدایم وصیت من به شما صبر و تحمل مصائب بعد از شهادتم میباشد از شما میخواهم که همچون حضرت زینب که فرزندان خود را در روز عاشورا به میدان جنگ فرستاد تا*** و امام حسین (ع) کنند و سرانجام به درجه رفیع شهادت رسیدند و شما هم مثل حضرت زینب اسوه صبر وشکیبائی باش چنانکه خداوند این صبر را دوست دارد چنانکه خداوند در قرآن کریم ***ای مادرم تو برایم زحمتها و مشقتها زیاد کشیده ای و همه این *** را بعد از شهادتم برای رضای خدا متحمل باش و از خداوند بخواه که این فرزند ناقابل تو را که در راه اسلام و حاکمیت قرآن به شهادت رسیده از شما بپذیرد و امیدوارم که خداوند به شما پدر و مادر گرامیم صبر در دنیا و اجر در آخرت عنایت نماید و شما ای پدر عزیزم بعد از شهادتم همچون کوه مقاوم و استوار باش و میدانیکه ما عاشقانه و آگاهانه به این راه رفتیم و شما پدر عزیزم که میدانم برایم چه رنجها و سختیها که نکشیده ای تا مرا به این مرحله از جوانی رسانده ای و امیدوارم تو هم بعد از شهادتم ****آگاهی کامل نسبت به اسلام و انقلاب داشته تا بتوانی راحتر تحمل مصیبت وارد شده را داشته باشی و از خداوند بخواه که این قربانی ناقابل را از شما بپذیرد و پشتیبان انقلاب باشید و در نماز جمعه مسجد شرکت فعال داشته باشید اما تو ای خواهرم حجابت را *** و نماز را فراموش مکن و شما ای برادران عزیزم از شما میخواهم که *********
وصیتم به دوستان عزیز و گرامیم امیدوارم شیطان شما را نفریبد تا از یاد خدا غافل شوید سنگر مسجد را حفظ کنید و دنباله رو راه شهیدان باشید والسلام 

بسم الله الرحمن الرحیم 
خدایا خودت از بدحالیم آگاهی .خدایا خودت میدانی که وجودم پراز گناه و قلبم سیاه از گناه است.خدایا خودت میدانی که غرق در معصیّت هستم.خدایا خودت رحمی کن و مرا از این گرداب گناه و معصیّت که خودم با دستهای گناه کارم درست کرده ام نجاتم بده.خدایا اگر در فردای قیامت ناگاه نامه اعمال این بنده فقیرت را به دست چپش بدهی و او را روانه جهنم کنی خدایا این بنده تو چکار بکند.خدایا اگر در فردای قیامت این بنده ضعیف و ذلیل خودت را در رو در آتش جهنم بیندازی خدایا این بنده تو به غیر از تو به چه کسی پناه ببرد .خدایا در طول زندگی دستورات ترا انجام ندادم-به قرآنت عمل نکردم و به گفته های ائمه اطهارت گوش نکردم تابع هوی و هوس شدم و دنیا مرا فریب داد.خدایا در آخرین لحظات زندگی رو به سوی تو میآورم و مرا از درگاهت مأیوس بر نگردان.خدایا بخاطر تمام گناهان و خطاها از تو معذرت میخواهم ای کسی که گناه کاران از او معذرت می خواهند.خدایا خودت میدانی فقیرم و مستضعفم و یارای سخن گفتن با تو در من نیست ولی ای خدا خودت از باطن من باخبری و خودت همه چیز را می دانی.الآن که دستم از این دنیا کوتاه شده افسوس می خورم به عمرم که چرا به عبادت و فرمانبرداری از تو سپری نکردم.خدایا پدر و مادرم و همه شهدای راه اسلام و خدایا مرا ببخش یا الرحم الرحمین.
برادران و خواهران نوجوان و جوان اکنون که در اینجا جمع شده اید از من عبرت بگیرید ببینید که چطور کسی که عمر خود را به سهل انگاری گذرانده است کسی که عمر خود را با گناه و معصیت و سرپیچی از دستورات خدا گذرانده است چطوری در مقابل چشمان شما به زیر خاک می رود و هیچ کاری هم از کسی جز خدا ساخته نیست.برادران و خواهران عزیز از زندگی من بنده روسیاه و شرمنده عبرت بگیرید و تا وقت دارید خودتان را بسازید که روزی چنین سرنوشتی منتظر همه شما است و شما هم این چنین وارد خاک خواهید شد.تا وقت دارید خودتان را بسازید با مطالعه قرآن -نهج البلاغه -نهج الفصاحه و... و سایر کتب مفید اسلام و به اخلاق اسلامی خود را مجهز کنید و عمر خود را بیهوده از دست ندهید .می دانم که همه این گفته از یادتان خواهد رفت ولی احساس کردم که این یک وظیفه شرعی است شاید خداوند نظر لطفی کند و ما از این بدبختی نجات پیدا کنیم.و در آخر ای اهل علم .ای معلمان -ای مربیان این کودکان-نوجوانان و جوانان بیگناه را بیابید و آنها را به دامن اسلام بیاورید.به آموزش و پرورش اهمیّت فوق العاده قائل شوید و آنرا از وجود افراد ناپاک و منافق صفت پاک کنید.پدر و مادر عزیز و مهربانم ،از شما معذرت می خواهم .بخاطر همه چیز از شما معذرت میخواهم امیدوارم که مرا ببخشید و از من راضی باشید.این راهی است که خیلی ها رفتند و ما هم روزی می بایست می رفتیم پس چه بهتر که در راه خدا و برای رضای خاطر او باشد امیدوارم که از من راضی شوید که سخت محتاج رضایت شما هستم.برایم گریه نکنید چون کسی که عمری با بدبختی و گناه سپری کرده الآن که انشاءاله رستگار شده و انشاءا... پاک و پاکیزه به آنجهان می رود و شادی لازم است نه گریه. پدر ومادر عزیز می دانم در زندگی فرزندی خوب برای شما نشدم.برادران عزیزم می دانم که در زندگی برادری دلسوز و خوبی برایتان نبودم .خواهر عزیزم می دانم که برادری خوب -دلسوز و مهربان برایت نبودم.ولی از همه شما میخواهم از من راضی باشید و مرا ببخشید.در این دنیا که فرصت نشده انشاءا... در آن دنیا جبران همه خوبیها و مهربانیها و محبت های شما را خواهم کرد.ای فامیل ای همسایگان .ای دوستان و آشنایان ای برادران و خواهران و رفقای عزیز ای ملت از من راضی باشید.انشاءا... در عوض خدا از شما راضی شود.همسر عزیزم .بدان که از فرزندان و همسر و اهل عیال امام حسین بالاتر نیستید.همسر عزیزم در مدت این زندگی کوتاه معذرت میخواهم که نتوانستم اسباب خوشحالی و خوشبختی ترا فراهم کنم.امیدوارم که زندگی نو و جدیدی را برای خودت شروع کنی.و اگر فرزندی از ما بدست آمد.اگر پسر شد اسمش را صادق بگذار و او را با صداقت و پاکی آشنا کن و او را یک اسلامی واقعی بپروران و اگر دختر شد اسم او را زینب بگذار و سعی کن مثل حضرت زینب(س) پرورش یابد و اگر نتوانستی از بچه مراقبت کنی و مشکلی برایت پیش آورد بچه را به مادرم بسپار.اگر سعادت یافتم در آن دنیا زندگی را دوباره شروع می کنیم و من که دستم از این دنیا کوتاه است.انشاءا... در آن دنیا جبران خواهم کرد.اگر استعفا دادی ماهی چند صد تومان از حقوقم متعلق به تواست. مرا در کمال سادگی از بسیج مستضعفین تشییع کنید و از کوتاه ترین راه و در کمال آرامش از جلو سپاه به قبرستان ببرید و در آنجا در کنار شهدای بخون خفته انزلی دفن نمائید (یا بین سیدی و شفیعیان و یا بین سیامک و پیشوائی) و اگر میسّر نشد هر کجا که صلاح می دانید.) راضی نیستم بجز سپاه و بسیج و یا جهاد و خانواده ام کسی دیگری برایم مجلس ختمی بگیرد همه این سه ارگان فقط (کلاً) یک مجلس ختم برایم بگیرید.(فقط کلاً یک مجلس)
راضی نیستم برای حجله و اعلامیه و عکس و پوستر برپا کنید .و یا چاپ نمائید و راضی نیستم وصیت نامه مرا بصورت سخنان قصار به چاپ برسانید. (کلاً فقط یک اعلامیه از طرف سپاه یا بسیج و جهاد و یا خانواده ام و یا همه جمع شوند و یک اعلامیه بچاپ برسانند اگر خواسته باشید).
راضی نیستم قبرم را مزیّن کنید .قبرم باید بشکل ساده و خاکی بماند.راضی نیستم در تشییع جنازه ام سر و سینه چاک بزنید.تشییع جنازه ام باید در کمال آرامش و سادگی برگزار شود.برایم برادر سبحانی نماز بخواند.وزیاد مردم را در دفن و کفن معطل نکنیدوهمه کارها را خیلی زود به اتمام برسانید.در پایان همه شما را به خداوند می سپارم .از همه شما می خواهم از یاران واقعی امام خمینی باشید و هیچ وقت امام خمینی را تنها نگذارید که او دروازه بهشت و رستگاری است.پشتیبان امام و این مملکت و جمهوری اسلامی باشید پشتیبان ولایت فقیه و روحانیون دلسوز باشید و آنها را تنها نگذارید.الهی تو خودت شاهدی که من فقیرم و چیز با ارزشی جز این بدن خاکی که می دانم لایق تو نیست ندارم خدایا این هدیه ناقابل را از من بپذیر و مرا با اولیاء خودت محشور بگردان-امام زمان(عج) را از من راضی و خوشنود بگردان.
خدایا من به تو پناه می آورم ای پناه بی پناهان.
وصیت نامه رسول قیصرآبادی فرزند سیف ا... در روز چهارشنبه 61/5/6 ساعت 1/4   3      بعدازظهر       «خدا و مستضعفان را فراموش نکنید.»
امضاء رسول قیصرآبادی          61/5/6    ساعت 1/4 3             یا ستار العیوب الرّحم عبدک الضعیف و الذّلیل
وصیت نامه اینجانب رسول قیرآبادی -فرزند سیف ا...           اعزامی از بندرانزلی -در تاریخ 61/5/6 -در سنگر  در جبهه اهواز 

بسمه تعالی             لطفاً نامه را فقط خودت بخوان و به دیگری ندهید.  متشکرم
خدمت خانم روح انگیز پوراصغری 
با سلام خدمت شما اوّل از اینکه نامه دیر بدست شما رسیده معذرت می خواهم چون جای ما چندان مشخص نبود.و دوّم اینکه پس از این چند روز این ور و آن ور رفتن خلاصه در روز چهارشنبه 61/4/30 وارد اهواز شدیم و حالا وقت مناسبی است تا چند کلمه ای باشما از را دور صحبت کنم.چونکه در اینجا دیگر سرنوشت معلوم نیست و همه چیز دست خداوند قادر است.مدّت پنج ماه و اندی من و شما زندگی مشترک خود را شروع کرده ایم.و من می دانم که در این مدت شما چه ناراحتیهائی که تحمل نکردید.می دانم که یک شوهر خوبی برای شما نیستم و خود شما هم اینرا می دانید.شما از زندگی راحت پدری خود دست کشیدید تا با من راحت باشید ولی می دانم که اصلاً راحتی را احساس نکردید.همیشه من روی شما عصبانی شدم و خیلی کارهای دیگر که متأسفانه یادم نیست ولی می دانم که خداوند بصیر همه اینها را دیده و بخاطر سپرده و ضبط کرده است و روزی از من سئوال خواهد شد.و من در آن روز از شرمندگی چیزی ندارم جز اینکه تا وقت است از شما بخواهم که واقعاً و از روی اخلاص از من راضی باشید و حلالم کنید.چون تقریباً در اینجا دست ما از این دنیائی که مزرعه آخرت است کوتاه است و فقط احتیاج به رضایت شما می باشد .البته اینها تعارف نیست و حقیقت است و من دورا دور به حساب خود می رسیدم ولی کاری از دست من ساخته نبوده ونیست.نمی دانم اگر در آن دنیا از من از حق پدر و مادر و همسر و سایر کسان سئوال کنند من چه جوابی دارم برای آنها بگویم من می دانم کهنه برای شما همسر خوبی شدم و نه بنده خوبی برای خدا و از این بابت خیلی شرمنده هستم و نمی دانم چه کار کنم.اگر اتفاقی برایم افتاد شما زندگی را از نو شروع کنید و مطمئن باشید که از این کار شما خیلی خوشحال خواهم شد.واگر برگشتم سعی می کنم وظیفه همسری خود را نحوه احسن در حق شماانجام دهم. و هر چه خدا بخواهد همان میشود و هیچ کس حق اعتراض ندارد.وقتی به این دنیا و سختیهایش فکر می کنم از خدا می خواهم که خودش مرا از این سختیها نجات دهد و وقتی به شما فکر می کنم که باید در کنار شما زندگی راادامه دهم تمام سختیها از یادم می رود.خداوند خودش داور خوبی است .بهرحال هر چیزی پایانی دارد.و این نامه را هم در همینجا تمام می کنم و از شما می خواهم واقعاً از من راضی باشید و واقعاً حلالم کنید.و حتماً هفته ای چندبار هم به خانه ما سرمی زنی و از اینکه نامه را به آدرس خانه نوشته ام معذرت می خواهم چونکه تقریباً آدرس شما (نام کوچه شما) از یادم رفته است.از قول من به پدر و مارت و مادربزرگت و خواهرانت و حمیدآقا -احمد آقا و به آقای یوسف و به حاج خانم و مرتضی و همسرش و به مصطفی سلام برسانید.از قول من به همه دوستان و آشنایان و فامیل سلام برسانید.                 قربانت همسرت رسول قیصرآبادی
استان گیلان 
بندرانزلی-خیابان نادری -کوچه ندیم باش-پلاک 59             بدست روح انگیزپور اصغری برسد.

گالری تصاویر